به گزارش میمتالز، نیمه دوم امسال، بحران گاز و به تبع آن برق، همچنین گازوئیل وخیمتر از سالهای گذشته است و صنایع معدنی و فولادی بیشتر از سایر بخشها تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. ماههای سرد سال ۱۴۰۵ در حالی نزدیک میشود که ناترازی گاز دیگر صرفاً یک مساله فصلی نیست و به یکی از مهمترین ریسکهای استمرار تولید در صنایع به خصوص صنایع انرژیبر تبدیل شده است. برای صنعت فولاد، این ریسک اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا گاز در واحدهای احیای مستقیم تنها یک حامل انرژی نیست، بلکه بخشی از فرآیند تولید است و کاهش شدید آن میتواند به اختلال در کل زنجیره فولاد منجر شود.
تجربه سالهای اخیر نیز هزینه این محدودیتها را نشان میدهد. طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، ارزش تولید از دسترفته زنجیره آهن و فولاد ناشی از محدودیت برق و گاز حدود ۱۸.۴ میلیارد دلار برآورد شده که سهم سال ۱۴۰۴ به ۴.۳ میلیارد دلار رسیده است.
ریسک تامین گاز در ماههای سرد سال فقط به صنایع گازبر محدود نمیشود. کاهش گاز تحویلی به نیروگاهها میتواند تولید برق را نیز تحت فشار قرار دهد و به این ترتیب، بحران گاز به بحران برق سرایت کند.
برای زمستان ۱۴۰۵، تأمین حداقل ۳.۷ میلیارد لیتر ذخیره سوخت مایع نیروگاهها تا پیش از آذرماه بهعنوان یکی از الزامات مطرح شده است. در مقابل، گزارشهای موجود از ذخیره حدود ۳.۲ میلیارد لیتر حکایت دارد؛ شکافی که در صورت تشدید ناترازی گاز میتواند ریسک محدودیت برق را افزایش دهد. در سناریوی کسری روزانه ۳۰ میلیون مترمکعب گاز نیز محدودیت سنگین برای صنایع بزرگ، از جمله کاهش ۸۰ درصدی مصرف گاز فولاد و فروآلیاژها در بخش عمده ساعات روز مطرح شده است.
سهم فولاد از مصرف گاز کشور حدود ۵ درصد است، اما اهمیت این مصرف با سهم آن در سبد انرژی متفاوت است؛ زیرا گاز در واحدهای احیای مستقیم نقش فرآیندی دارد و جایگزینی کامل آن در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. از همین رو، فعالان صنعت فولاد بر تأمین حداقل گاز موردنیاز واحدهای احیای مستقیم حتی در دورههای محدودیت تأکید کردهاند.
این موضوع زمانی جدیتر میشود که هزینه انرژی نیز همزمان افزایش یافته است. قیمت گاز تحویلی به واحدهای آهن و فولاد از حدود ۲۸۷ تومان در سال ۱۳۹۸ به حدود ۱۵ هزار و ۲۹۷ تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده؛ یعنی افزایش بیش از ۵۰ برابری، در حالی که قیمت فولاد حدود ۱۴ برابر افزایش یافته است؛ بنابراین مساله صنعت تنها «کمبود گاز» نیست؛ بلکه ترکیب افزایش قیمت، کاهش عرضه و نبود پیشبینیپذیری در تأمین است که برنامهریزی تولید را دشوار کرده است.
بر اساس شرایط موجود، میتوان سه سطح از ریسک را برای ماههای سرد سال ۱۴۰۵ در نظر گرفت:
در چنین شرایطی، سیاستگذاری نباید صرفاً به مدیریت روزانه کسری گاز محدود شود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که محدودیت انرژی مستقیماً به کاهش تولید و از دست رفتن ارزش اقتصادی منجر میشود.
از این رو، چند اقدام ضروری میبایست در اولویت قرار گیرد:
پاییز و زمستان ۱۴۰۵ میتواند آزمونی جدی برای نظام حکمرانی انرژی کشور باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که ناترازی گاز و برق، در صورت مدیریت نشدن، صرفاً به کاهش مصرف انرژی منجر نمیشود؛ بلکه مستقیماً تولید، صادرات، سودآوری و سرمایهگذاری صنعتی را در شرایط فشار ارزی و اقتصادی کشور تحت تأثیر قرار میدهد؛ بنابراین هشدار اصلی برای پاییز و زمستان پیشرو، کمبود گاز بهتنهایی نیست؛ بلکه همزمانی سه ریسک «کمبود، افزایش قیمت و عدم قطعیت در تأمین گاز صنایع» است. اگر این سه متغیر همزمان تشدید شوند، هزینه مدیریت بحران میتواند به مراتب بیشتر از هزینه پیشگیری و تأمین پایدار انرژی باشد.
منبع: چیلان