به گزارش میمتالز، خلیفهسلطانی تأکید کرد فرمول جدید منجر به تعیین قیمت پایهای بالاتر از سطوح مرجع بازار میشود که در شرایط فعلی فشارهای متعدد هزینهای بر تولیدکننده وجود دارد؛ از جمله نرخهای بالای انرژی، محدودیتها و موانع صادراتی، و تکالیف مالیاتی و گمرکی که تراز سودآوری را تضعیف کرده است.
وی خاطرنشان ساخت که اعمال قیمتگذاری دستوری یا شبهدستوری در بستری که باید قیمتها کشف شوند، انگیزه رقابت سالم، شفافیت و کارایی بازار را کاهش میدهد و ریسک خروج سرمایه و کاهش تولید را افزایش میدهد. دبیر انجمن یادآور شد که تشکلهای زنجیره فولاد پیشتر به یک توافق در مورد ضرایب قیمتی محصولات رسیدهاند و انتظار میرود این توافق که حاصل توافق رستهها و تأمین منافع کل زنجیره است، مبنای عمل بورس قرار گیرد.
ارجاع به تجربه بورسهای کالایی اروپا و سازوکار کشف قیمت خلیفهسلطانی و تحلیلگران بازار به تجربه بورسهای کالایی اروپا اشاره میکنند که در آنها نقش بازار فراهم آوردن کشف شفاف قیمت بر پایه تعادل عرضه و تقاضا، شفافیت اطلاعات و مکانیزمهای رقابتی است؛ نه دخالت مستقیم در تعیین قیمت. در بورسهای موفق اروپایی، کشف قیمت از طریق ابزار هایی، چون گواهی سپرده، معاملات نقدی و قراردادهای آتی انجام میپذیرد و سازوکارها به گونهای طراحی شده که اعتمادی بلندمدت میان عرضهکنندگان، خریداران و سرمایهگذاران شکل بگیرد. هر گونه تلاش برای «تنظیم قیمت» در غیاب شفافیت کامل طرفین و دادههای بازار، میتواند پیامدهایی نظیر کاهش نقدشوندگی، شکلگیری بازار سیاه و ایجاد شکاف بین قیمتهای رسمی و واقعی داشته باشد.
برای جلوگیری از تضعیف نقش بورس کالا در کشف قیمت و کاهش ریسک زیاندهی تولیدکنندگان، لازم است رویکردی یکپارچه و مبتنی بر شواهد اتخاذ شود؛ نخست باید به اصل کشف قیمت بازگشت صورت گیرد و هرگونه فرمول یا قاعدهای که قیمت پایه را از واقعیتهای عرضه و تقاضا دور میکند بازنگری شود تا فاصله میان قیمت رسمی و قیمت بازار کاهش یابد.
در ادامه، اجرایی کردن ضریبهای قیمتی مورد توافق تشکلهای زنجیره فولاد میتواند به عنوان مبنای عمل به کار گرفته شود تا منافع کل زنجیره تأمین لحاظ شود و از تصمیمات بخش محور که تعادل بازار را بر هم میزنند جلوگیری شود. همزمان باید شفافیت اطلاعاتی بورس تقویت شود؛ انتشار منظم دادههایی مانند موجودی انبارها، حجم و ساختار معاملات، و اجزای هزینه تولید باعث میشود قیمتها بر پایه اطلاعات قابل اتکا شکل بگیرند و تصمیمگیریها عقلانیتر شود.
از منظر مدیریت ریسک، توسعه ابزارهای مشتقه و قراردادهای پوشش ریسک برای تولیدکنندگان و خریداران اهمیت دارد تا امکان مدیریت نوسانات قیمت مواد اولیه و انرژی فراهم شود و فشارهای ناگهانی بر حاشیه سود کاهش یابد. در سطح نهادی، تشکیل پنلها و کارگروههای تخصصی مشترک میان بورس، وزارت صمت و نمایندگان تشکلهای حرفهای پیش از هر تغییر ساختاری ضروری است تا آثار عملیاتی فرمولها و سیاستها بررسی و سناریو نویسی شود؛ این فرآیند مشورتی تضمین میکند که تصمیمات سیاستی مبتنی بر تحلیل و مشارکت ذینفعان باشد. نهایتاً، هر اصلاحی باید به صورت مرحلهای و شفاف اجرا گردد و همراه با معیارهای ارزیابی پیامدها و امکان بازنگری سریع در صورت بروز اثرات نامطلوب باشد تا هم عملکرد بورس در کشف قیمت حفظ شود و هم تداوم تولید و رقابتپذیری صنعت فولاد تضمین گردد.
منبع: روزگار معدن