به گزارش میمتالز، اکنون نه تنها کارشناسان، بلکه مدیران و تصمیمسازان نیز بر این باورند که بدون توان داخلی در تأمین تجهیزات، آینده تولید معدنی کشور هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امنیت تأمین در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت.
در سالهای اخیر، فشارهای خارجی و نوسانهای شدید ارزی، واردات ماشینآلات و قطعات کلیدی را با موانع پیچیدهای روبهرو کرده است. از سوی دیگر، روند فرسودگی ناوگان تجهیزات در معادن کشور به ویژه در بخش ماشینآلات سنگین، باعث شده وابستگی به خارج از کشور به نقطه حساسی برسد. بسیاری از شرکتهای معدنی با دورههای طولانی توقف تولید، به دلیل کمبود قطعه یا خرابی دستگاهها مواجه شدهاند؛ توقفهایی که به طور مستقیم بر کاهش تولید، از دست رفتن بازارهای صادراتی و افزایش هزینههای عملیاتی اثر میگذارد. در چنین شرایطی، بومیسازی نه فقط یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بقا و رشد صنعت به شمار میرود.
اما بومیسازی در حوزه معدن فقط به معنای کپیبرداری از فناوری موجود و تولید داخلی قطعات ساده نیست. مسیر واقعی بومیسازی، عبور از مونتاژ و بازتولید، و رسیدن به مرحلهای است که محصول نهایی، نه تنها نیاز داخلی را با کیفیتی همسطح نمونههای خارجی تأمین کند، بلکه توان رقابت در بازارهای بینالمللی را نیز داشته باشد. دستیابی به چنین جایگاهی مستلزم همافزایی میان بخش خصوصی، دولت، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان است؛ ساختاری که در آن تولیدکننده بتواند با پشتوانه مالی و حقوقی مطمئن، سرمایهگذاری بلندمدت در تحقیق و توسعه انجام دهد.
البته این مسیر همواره هموار نبوده است. نبود استانداردهای فنی جامع، ضعف در زیرساختهای آزمایشگاهی، بیثباتی اقتصادی، و نگاه تردیدآمیز برخی کارفرمایان نسبت به توان داخل، مجموعهای از موانع را ایجاد کرده که باعث کندی حرکت در این حوزه شده است. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از ظرفیتهای موجود به دلیل پراکندگی پروژهها و نبود برنامهریزی جامع ملی، بلااستفاده مانده یا به نتیجهای پایدار نرسیده است. همین عوامل سبب شده که در برخی بخشها مانند ماشینآلات حفاری پیشرفته یا تجهیزات فرآوری معدنی، وابستگی به واردات همچنان بالاست.
با وجود این، نمیتوان دستاوردهای به دست آمده را نادیده گرفت. نمونههای موفقی وجود دارد که نشان میدهد هرگاه اعتماد به تولیدکننده داخلی و حمایت واقعی صورت گرفته، نتایج ملموسی حاصل شده است. کاهش چشمگیر هزینهها، کوتاهشدن زمان توقف تولید، و حتی آغاز صادرات برخی محصولات، از جمله این نتایج است. این موارد ثابت میکند که بومیسازی در صورت مدیریت صحیح، میتواند از یک واکنش اضطراری به بحران، به یک راهبرد بلندمدت توسعه صنعتی تبدیل شود.
موضوع دیگری که در سالهای اخیر برجستهتر شده، بعد صادراتی بومیسازی است. بازار کشورهای منطقه، بهویژه آنهایی که معادن فعال دارند، اما فاقد زیرساخت تولید تجهیزات هستند، میتواند به فرصتی طلایی برای ایران تبدیل شود. مزیت نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فنی و نیاز به خدمات پس از فروش سریع، میتواند محصولات ایرانی را در این بازارها رقابتیتر کند. اما این فرصت بدون ارتقای کیفیت به سطح استانداردهای جهانی، ایجاد شبکههای بازاریابی بینالمللی و حضور فعال در رویدادهای تخصصی، به بالفعل نخواهد رسید.
در ادامه گفتوگو با دو چهره فعال این حوزه، ابعاد مختلف بومیسازی تجهیزات معدنی را از دو زاویه متفاوت بررسی کردند: یکی از منظر مدیریتی در یک شرکت بزرگ معدنی و دیگری از منظر یک تولیدکننده بخش خصوصی که مستقیماً با چالشهای ساخت و عرضه محصول مواجه است.
در بخش نخست، گفتوگوی ما با مهندس علیرضا کاوه، مدیر واحد بومیسازی و ساخت داخل یک شرکت بزرگ معدنی، تصویری کلی از وضعیت موجود، نمونههای موفق، چالشها، و چشمانداز آینده ارائه میدهد. کاوه بر این باور است که بومیسازی بدون برنامهریزی جامع و بدون پیوند با فناوریهای نوین، به نتیجه مطلوب نمیرسد و تأکید دارد که ایجاد مراکز تست و کنترل کیفیت بینالمللی، پیششرط جلب اعتماد بازار است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که تحریمها هرچند مشکلاتی ایجاد کردهاند، اما در برخی موارد انگیزه برای توسعه داخلی را افزایش دادهاند. به اعتقاد کاوه، اگر سرمایهگذاری پایدار، فرهنگسازی مصرف محصول داخلی و بهرهگیری از بازارهای منطقه در دستور کار قرار گیرد، میتوان ظرف پنج سال آینده بخش عمده تجهیزات معدنی کشور را از تولید داخل تأمین کرد.
در بخش دوم، مهندس مهدی رستگار، مدیرعامل شرکت فناوران معدن پویان شرق، تجربهها و دغدغههای خود را بهعنوان یک تولیدکننده بیان میکند. او معتقد است که بیاعتمادی برخی کارفرمایان به محصول داخلی، حتی در صورت کیفیت مناسب، یکی از موانع اصلی توسعه بومیسازی است. رستگار از نمونههایی میگوید که در آنها تولید داخل توانسته کارایی بیشتری نسبت به نمونه وارداتی ارائه دهد و صرفهجویی مالی قابلتوجهی ایجاد کند. با این حال، او نیز به مشکلاتی، چون نوسان قیمت مواد اولیه، نبود استانداردهای فنی و مراکز آزمون، و رقابت نابرابر با محصولات وارداتی اشاره میکند. راهکار پیشنهادی او، حمایت ساختاری و پایدار، ایجاد خوشههای صنعتی و الزام شرکتهای بزرگ به خرید درصد مشخصی از تجهیزات خود از تولیدکنندگان داخلی است.
هر دو گفتوگو نشان میدهد که بومیسازی در صنعت معدن ایران، مسیری آسان یا کوتاهمدت نیست، اما پتانسیلهای آن آنقدر بزرگ است که میتواند علاوه بر تأمین نیاز داخل، به محرکی برای اشتغال، نوآوری و صادرات تبدیل شود. نقطه اشتراک دیدگاهها این است که این هدف تنها با همکاری واقعی بخش خصوصی، دولت و نهادهای علمی محقق میشود. آنچه روشن است، اینکه اکنون زمان عبور از شعار و حرکت به سمت عمل فرا رسیده است.
برای بررسی وضعیت موجود، دستاوردها و موانع پیشرو، با مهندس علیرضا کاوه، مدیر واحد بومیسازی و ساخت داخل یک شرکت بزرگ معدنی گفتوگو کردهایم.
وی گفت: «در حال حاضر، بخشی از تجهیزات و ماشینآلات مورد نیاز معادن کشور در داخل تولید میشود، اما هنوز در بسیاری از بخشها وابستگی قابل توجهی به واردات داریم. بهویژه در ماشینآلات سنگین معدنی، سیستمهای حفاری پیشرفته و تجهیزات فرآوری، سهم تولید داخل پایینتر از حد مطلوب است.»
کاوه افزود: «در سالهای اخیر تلاشهایی برای افزایش ظرفیت تولید داخلی انجام شده است، اما این حرکت پراکنده بوده و اغلب وابسته به پروژههای محدود و کوتاهمدت بوده است. نبود یک برنامه جامع و بلندمدت باعث شده که مسیر بومیسازی، گاهی دچار توقف یا کندی شود.»
وی گفت: «با وجود همه چالشها، ما نمونههای موفقی هم داشتهایم. برای مثال، در حوزه نوار نقالهها، قطعات یدکی برخی ماشینآلات و تجهیزات خردایش، شرکتهای داخلی توانستهاند محصولاتی با کیفیت مناسب تولید کنند که حتی به کشورهای همسایه هم صادر میشود.» وی افزود: «در برخی معادن بزرگ، پروژههای بومیسازی قطعات و سیستمها باعث کاهش چشمگیر هزینههای تعمیر و نگهداری شده است. بهعنوان نمونه، در یک معدن مس بزرگ، بومیسازی برخی قطعات سنگشکن باعث صرفهجویی سالانه چند میلیون یورویی شد.»
کاوه گفت: «یکی از مهمترین موانع بومیسازی، محدودیتهای مالی است. بسیاری از شرکتهای سازنده داخلی به دلیل کمبود سرمایه در گردش و نبود تسهیلات مناسب، نمیتوانند وارد تولید انبوه یا توسعه فناوریهای جدید شوند.»
وی افزود: «از سوی دیگر، برخی معادن و شرکتهای معدنی بزرگ همچنان ترجیح میدهند تجهیزات خارجی خریداری کنند، حتی در مواردی که مشابه داخلی با کیفیت مناسب موجود است. این موضوع ناشی از ذهنیت منفی نسبت به محصولات داخلی و نیز ضعف در فرهنگ حمایت از تولید داخل است.» وی گفت: «مسئله استانداردها و کیفیت نیز مهم است. اگر قرار است بومیسازی بهطور جدی پیش برود، باید مراکز تست، کنترل کیفیت و صدور گواهینامه در سطح بینالمللی ایجاد شود تا اعتماد خریداران جلب شود.»
کاوه گفت: «بومیسازی بدون استفاده از فناوریهای نوین عملاً ناقص خواهد بود. امروز دنیا به سمت دیجیتالیسازی معادن، استفاده از سنسورها، سیستمهای مانیتورینگ هوشمند و اتوماسیون رفته است. اگر ما در این زمینه سرمایهگذاری نکنیم، حتی اگر تجهیزات را داخلیسازی کنیم، باز هم از قافله عقب میمانیم.» وی افزود: «یکی از نیازهای فوری، همکاری بین شرکتهای معدنی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان است. این همکاری میتواند منجر به طراحی و ساخت تجهیزات پیشرفته شود، بهشرط آنکه حمایت مالی و حقوقی وجود داشته باشد.»
وی گفت: «تحریمها اگرچه در ابتدا مشکلاتی جدی ایجاد کردند، اما در برخی موارد انگیزه بومیسازی را افزایش دادند. وقتی واردات برخی تجهیزات غیرممکن یا بسیار پرهزینه شد، شرکتهای داخلی فرصت پیدا کردند تا وارد عرصه تولید شوند.» وی افزود: «با این حال، تحریمها همچنین مانع انتقال فناوری و خرید مواد اولیه با کیفیت شدند. بنابراین، تأثیر آنها دوگانه بوده و بدون برنامهریزی دقیق، نمیتوان از این شرایط بهعنوان یک فرصت کامل استفاده کرد.»
کاوه گفت: «اگر بخواهیم ظرف پنج سال آینده به هدف تأمین بخش عمده تجهیزات معدنی از تولید داخل برسیم، باید همزمان روی چند محور کار کنیم: سرمایهگذاری پایدار، ارتقای کیفیت، ایجاد زیرساختهای آزمایش و کنترل کیفیت، و همچنین فرهنگسازی برای استفاده از محصولات داخلی.»
وی افزود: «یکی از فرصتهای مهم، بازار کشورهای منطقه است. بسیاری از همسایگان ما شرایط معدنی مشابهی دارند و اگر بتوانیم محصولات با کیفیت و قیمت رقابتی تولید کنیم، میتوانیم به یک صادرکننده جدی تجهیزات معدنی تبدیل شویم.»
کاوه گفت: «در مقابل، تهدیدهایی هم وجود دارد. از جمله بیثباتی اقتصادی، تغییرات ناگهانی سیاستهای واردات و صادرات، و عدم هماهنگی بین بخشهای مختلف صنعت و دولت. اگر این موانع رفع نشوند، بومیسازی همچنان در حد شعار باقی میماند.»
وی گفت: «نهضت بومیسازی تجهیزات معدنی باید از یک شعار تبلیغاتی به یک پروژه ملی تبدیل شود. این کار نیازمند اراده سیاسی، حمایت مالی، و مشارکت واقعی بخش خصوصی است.» وی افزود: «اگر بتوانیم این مسیر را با جدیت و انسجام پیش ببریم، نه تنها وابستگی به خارج کاهش مییابد، بلکه اشتغال، نوآوری و ارزشافزوده داخلی هم رشد خواهد کرد. این همان مسیری است که بسیاری از کشورهای معدنی موفق طی کردهاند و ما هم میتوانیم.»
در ادامه برای بررسی این موضوع، با مهندس مهدی رستگار، مدیرعامل شرکت فناوران معدن پویان شرق گفتوگو شده است.
وی گفت: «سالهاست از بومیسازی صحبت میشود، اما در عمل هنوز در بسیاری از بخشها وابسته به واردات هستیم. این وابستگی فقط به خاطر کمبود فناوری نیست، بلکه به دلیل نبود حمایت واقعی از تولیدکننده داخلی است.»
وی افزود: «وقتی شرکت داخلی یک قطعه یا تجهیز را میسازد، بسیاری از کارفرمایان بزرگ حاضر نیستند ریسک کنند و محصول داخلی را جایگزین نمونه خارجی کنند، حتی اگر کیفیت قابل قبولی داشته باشد. این عدم اعتماد، انگیزه سرمایهگذاری در تولید را کاهش میدهد.»
رستگار گفت: «بسیاری از مدیران معدنی در خریدهای خود، همچنان نام برندهای خارجی را معیار کیفیت میدانند و حتی حاضرند چند برابر هزینه کنند، اما محصول داخلی را نپذیرند. این رویکرد باید تغییر کند و جای خود را به ارزیابی فنی و مستند از عملکرد تجهیزات بدهد.»
وی گفت: «با همه این موانع، ما توانستهایم در حوزه ساخت سیستمهای انتقال مواد، برخی تجهیزات فرآوری و قطعات حفاری، محصولات با کیفیت تولید کنیم. این محصولات اکنون در چند معدن بزرگ مس و سنگآهن کشور مورد استفاده قرار میگیرند.»
وی افزود: «در یک پروژه اخیر، بومیسازی یک تجهیز خاص باعث شد زمان توقف خط تولید به کمتر از نصف کاهش یابد و میلیونها تومان صرفهجویی شود. این نمونه نشان میدهد که اگر به تولیدکننده داخلی اعتماد شود، نتایج مثبت آن سریعاً دیده میشود.»
وی گفت: «در حوزه قطعات یدکی نیز پیشرفتهای خوبی داشتهایم. برخی قطعات که پیشتر باید از اروپا یا شرق آسیا وارد میشد، حالا در داخل کشور ساخته میشود و حتی در مواردی توانستهایم عمر مفید قطعه را نسبت به نمونه وارداتی افزایش دهیم.»
رستگار گفت: «یکی از بزرگترین مشکلات ما، ناپایداری اقتصادی و تغییرات ناگهانی قیمت مواد اولیه است. این موضوع باعث میشود برنامهریزی بلندمدت غیرممکن شود. تولیدکننده نمیتواند قراردادهای چندماهه یا چندساله ببندد، چون هر لحظه ممکن است هزینه تولید تغییر کند.»
وی افزود: «از سوی دیگر، نبود استانداردهای فنی مشخص و مراکز آزمون معتبر، باعث میشود که مشتریان نسبت به کیفیت محصول داخلی تردید داشته باشند. ما مجبوریم خودمان با هزینه شخصی تستها را در خارج از کشور انجام دهیم که بسیار پرهزینه است.»
وی گفت: «مشکل دیگر، رقابت نابرابر با محصولات وارداتی است. در حالی که تولیدکننده داخلی باید مالیات، بیمه و هزینههای متعدد پرداخت کند، برخی تجهیزات خارجی با معافیتهای خاص یا از مسیرهای غیررسمی وارد میشوند و با قیمت پایینتر در بازار عرضه میشوند.»
رستگار گفت: «حمایت از بومیسازی نباید فقط در حد شعار و سخنرانی باشد. دولت میتواند با معافیتهای مالیاتی، تسهیلات بانکی کمبهره و ایجاد بستر صادرات، به رشد این صنعت کمک کند.»
وی افزود: «همچنین باید مقرراتی وجود داشته باشد که شرکتهای بزرگ معدنی درصد مشخصی از تجهیزات خود را از تولیدکنندگان داخلی تهیه کنند. این موضوع در بسیاری از کشورهای موفق اجرا شده و باعث رشد صنایع داخلی آنها شده است.»
رستگار گفت: «یکی دیگر از اقدامات ضروری، ایجاد خوشههای صنعتی در حوزه تجهیزات معدنی است تا شرکتهای کوچک و متوسط بتوانند با همافزایی، توان رقابتی خود را افزایش دهند. این مدل در برخی کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین موفقیتآمیز بوده است.»
وی گفت: «اگر تولیدکنندگان داخلی بتوانند کیفیت محصولات خود را مطابق استانداردهای جهانی ارتقا دهند، بازارهای صادراتی بزرگی در انتظار آنهاست. کشورهای منطقه مانند عراق، افغانستان، ارمنستان و کشورهای آسیای میانه نیاز جدی به تجهیزات معدنی دارند.»
رستگار افزود: «ما در چند پروژه صادراتی محدود شرکت کردهایم و تجربه نشان داده که مشتریان خارجی، بهخصوص در کشورهای همسایه، وقتی میبینند محصول ایرانی علاوه بر قیمت مناسب، خدمات پس از فروش و تأمین قطعه سریع دارد، تمایل بیشتری به خرید پیدا میکنند.»
وی گفت: «برای موفقیت در صادرات، باید شبکه بازاریابی بینالمللی ایجاد شود و تولیدکنندگان داخلی در نمایشگاهها و رویدادهای معدنی بینالمللی حضور فعال داشته باشند.»
رستگار گفت: «با وجود تمام مشکلات، آینده بومیسازی را مثبت میبینم، به شرطی که حمایت واقعی صورت گیرد. ما توان فنی و نیروی انسانی متخصص داریم. تنها نیاز به ایجاد یک اکوسیستم پایدار داریم که تولیدکننده بتواند با خیال راحت سرمایهگذاری کند.» وی افزود: «اگر این مسیر بهدرستی طی شود، نه تنها نیاز داخل را تأمین خواهیم کرد، بلکه میتوانیم به یک صادرکننده جدی تجهیزات معدنی در منطقه تبدیل شویم. این یک فرصت بزرگ اقتصادی برای کشور است که نباید از دست برود.»
مرور گفتوگوها با علیرضا کاوه و مهدی رستگار نشان میدهد که بومیسازی تجهیزات معدنی در ایران دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای پایداری تولید، امنیت تأمین، کاهش هزینهها و حفظ سهم کشور در بازارهای داخلی و خارجی است. این مسیر، هرچند موانع متعددی دارد از کمبود سرمایه و زیرساختهای آزمایشگاهی گرفته تا بیاعتمادی بخشی از خریداران و رقابت نابرابر با محصولات وارداتی اما تجربههای موفق داخلی ثابت کردهاند که میتوان بر این موانع غلبه کرد.
زمانی که به تولیدکننده داخلی اعتماد میشود، نتیجه آن کاهش زمان توقف تولید، صرفهجویی ارزی، ایجاد اشتغال و حتی توسعه صادرات است. برای رسیدن به این نقطه، لازم است برنامهریزی بومیسازی از سطح پروژههای مقطعی فراتر رود و به یک راهبرد ملی و بلندمدت تبدیل شود؛ راهبردی که در آن دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان، همسو و هماهنگ عمل کنند.
امروز فرصت بزرگی پیشروی صنعت معدن ایران قرار دارد: بازار کشورهای منطقه که بهشدت به تجهیزات معدنی با کیفیت و قیمت رقابتی نیازمندند. مزیت جغرافیایی، اشتراکات فنی و امکان ارائه خدمات پس از فروش سریع، برگ برنده ایران در این رقابت است؛ اما بهرهبرداری از این فرصت، بدون ارتقای کیفیت به استانداردهای جهانی، ایجاد شبکههای بازاریابی بینالمللی و حضور پررنگ در رویدادهای معدنی ممکن نخواهد بود.
اکنون زمان عبور از شعار و ورود به عمل فرا رسیده است. بومیسازی باید به یک حرکت منسجم و پایدار بدل شود تا صنعت معدن کشور نهتنها نیاز امروز خود را تأمین کند، بلکه جایگاه شایستهای در آینده جهانی معدنکاری بهدست آورد. این مسیر دشوار است، اما ممکن؛ به شرط آنکه اراده، اعتماد و حمایت واقعی در کنار توان فنی و تجربه داخلی قرار گیرد.
منبع: روزگار معدن