به گزارش میمتالز، در قرن بیستویکم، مزیت رقابتی دیگر در تملک کورههای بلند یا پهنههای وسیع معدنی خلاصه نمیشود؛ بلکه در توانایی بنگاه برای جذب دانش از بیرون مرزهای سازمانی نهفته است. گزارش راهبردی مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که مدلهای سنتی تحقیق و توسعه (R&D) به دلیل صلابت ساختاری و ریسکگریزی، دیگر پاسخگوی سرعت تغییرات تکنولوژیک نیستند. در این فضا، سرمایهگذاری جسورانه شرکتی (CVC) به عنوان پل ارتباطی میان سرمایه و بازار صنایع بزرگ و چابکی و نوآوری استارتاپها ظهور کرده است.
اگرچه زیستبوم نوآوری ایران در سال ۱۴۰۲ شاهد حجم سرمایهگذاری جسورانه بیش از ۳،۲۰۰ میلیارد تومان بوده است، اما این رقم در مقایسه با استانداردهای جهانی و نیاز صنعت فولاد، همچنان در مراحل ابتدایی است. موانع این مسیر را میتوان در سه لایه استراتژیک تحلیل کرد:
پارادوکس کنترل و شراکت: مدیران صنایع بزرگ بهطور سنتی تمایل به کنترل ۱۰۰ درصدی دارند، در حالی که ذات نوآوری باز نیازمند پذیرش سهام اقلیت (زیر ۵۰ درصد) و حفظ استقلال تیم کارآفرین است. این تضاد فرهنگی باعث میشود صنایع بزرگ غالباً به جای شراکت، به دنبال «بلعیدن» استارتاپها باشند که نتیجه آن مرگ خلاقیت است.
شکاف در ارزشگذاری داراییهای نامشهود: یکی از بزرگترین چالشها، بنبست حسابداری سنتی در ارزشگذاری دانش فنی است. در حالی که بورس ایران عمدتاً بر داراییهای فیزیکی متمرکز است، ارزش واقعی یک واحد نوپا در «امید به آینده» و «داراییهای غیرملموس» نهفته است. این موضوع باعث شده تا مسیر خروج (Exit) سرمایهگذاران جسور مسدود بماند.
رقابت داخلی واحدهای تحقیق و توسعه: در بسیاری از شرکتهای بزرگ، واحدهای R&D سنتی، ورود CVCها را تهدیدی برای بودجه و جایگاه خود میبینند. این تعارض منافع، مانع از تزریق فناوریهای گسلساز به بدنه سنگین صنعت میشود.

حاکمیت با درک این چالشها، از طریق قانون جهش تولید دانشبنیان (۱۴۰۱)، مشوقهای قدرتمندی ایجاد کرده است. بر اساس بند «ت» ماده ۱۱، شرکتهای بورسی میتوانند تا ۳۰ درصد سرمایهگذاری مستقیم و ۱۰۰ درصد سرمایهگذاری غیرمستقیم خود در صندوقهای پژوهش و فناوری را به عنوان اعتبار مالیاتی لحاظ کنند. این یعنی تبدیل یک هزینه قطعی (مالیات) به یک سرمایهگذاری استراتژیک. در سه سال اخیر، ۱۸ مجوز تأسیس صندوق CVC با جمع سرمایه ثبتی ۴،۲۵۰ میلیارد تومان صادر شده که نشاندهنده استقبال معنادار صنعت از این ابزار جدید است.

شرکت فولاد مبارکه با درک عمیق از تجربه غولهای جهانی نظیر POSCO و TATA Steel، از سال ۱۳۹۹ با تأسیس صندوق MSTID، مدل «نوآوری باز» را به هسته سخت استراتژی خود وارد کرد. این اقدام، فراتر از یک مسئولیت اجتماعی، تلاشی برای بهینهسازی زنجیره ارزش از طریق جذب فناوریهای نوظهور است.

فولاد مبارکه یک «قیف نوآوری» هوشمند طراحی کرده است تا ریسک سرمایهگذاری را به حداقل برساند:
فیلتر هوشمند سرمایهگذاری: از میان ۷۵۷ درخواست جذب سرمایه، تنها ۳۹ طرح موفق به کسب مصوبه نهایی شدهاند. این نرخ پذیرش ۵ درصدی نشاندهنده ارزیابیهای موشکافانه (Due Diligence) و سختگیرانه است.
تخصیص منابع استراتژیک: مجموع وضعیت سرمایهگذاری این صندوق به عدد ۹،۷۸۲ میلیارد ریال رسیده است که شامل:
پیوند با نهاد علم: در قالب طرحهای «پژوهانه»، از میان ۱،۵۰۰ طرح ارسالی دانشجویان، ۸۰۸ طرح با بودجهای معادل ۳۲۶ میلیارد ریال مورد حمایت قرار گرفتهاند تا زنجیره تأمین استعدادهای صنعت فولاد تقویت شود.
فولاد مبارکه برای حفظ جایگاه خود در بازار رقابتی، رهنگاشت تحول دیجیتال (SMSC) را ترسیم کرده است که هدف نهایی آن رسیدن به فولاد مبارکه هوشمند در کلاس جهانی تا سال ۱۴۰۷ است.

فازهای تحول: تمرکز فعلی (۱۴۰۳-۱۴۰۴) بر مدیریت پایش، تحلیل کلاندادهها و هوشمندسازی فرآیندهای زنجیره تأمین است.
پیشرانهای سهگانه: تمام سرمایهگذاریها بر سه محور حیاتی متمرکز شدهاند: تولید فولاد سبز (کاهش آلایندگی)، تحول دیجیتال (هوش مصنوعی و اینترنت اشیا) و محصولات با ارزش افزوده بالا (گریدهای خاص فولادی).
موفقیت مدلی مانند MSTID نیازمند تداوم حمایتهای حاکمیتی و اصلاحات ساختاری است. پیشنهادات کلیدی برای ارتقای این مسیر عبارتند از:
فولاد مبارکه ثابت کرده است که میتوان با استفاده از ابزار CVC، میان «صلابت صنایع سنگین» و «انعطاف دنیای دانشبنیان» پیوندی سودآور ایجاد کرد که نه تنها سودآوری بنگاه، بلکه اقتدار تکنولوژیک کشور را در زنجیره ارزش جهانی تضمین کند.