میمتالز - مینا جعفری؛ عضو شورای مرکزی مجمع مشاوران نمایندگان مجلس شورای اسلامی: ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز، در شرایطی قرار گرفته که ناکارآمدی در حکمرانی انرژی، اتلاف گسترده منابع، قیمتگذاری غیرواقعی، ضعف سرمایهگذاری و نبود سیاستهای منسجم، مزیتهای طبیعی را به نقطهضعف تبدیل کرده است. از این رو، عبور از ناترازی انرژی نیازمند نگاهی فراتر از افزایش تولید بوده و مستلزم اصلاحات نهادی، اقتصادی و مدیریتی است.
نخستین گام در ارائه راهکار، شناسایی دقیق عوامل ایجادکننده ناترازی است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که ناترازی انرژی در ایران از پنج محور اصلی نشأت میگیرد:
۱. رشد بیرویه مصرف بدون متناسبسازی با بهرهوری؛
۲. قیمتگذاری یارانهای و غیرهدفمند انرژی؛
۳. فرسودگی زیرساختها و تلفات بالا در تولید و توزیع؛
۴. وابستگی شدید سبد انرژی به سوختهای فسیلی؛
۵. ضعف حکمرانی و نبود فرماندهی واحد انرژی.
تا زمانی که این عوامل به صورت همزمان و هماهنگ مورد اصلاح قرار نگیرند، هر گونه افزایش تولید تنها به تعمیق چرخه ناکارآمدی منجر خواهد شد.
بر خلاف تصور عمومی، بخش قابلتوجهی از ناترازی انرژی نه در بخش تولید، بلکه در مصرف غیرکارآمد شکل میگیرد. شدت مصرف انرژی در ایران چندین برابر میانگین جهانی است؛ این بدان معناست که برای تولید یک واحد محصول یا ارائه یک خدمت، انرژی بسیار بیشتری نسبت به استانداردهای بینالمللی مصرف میشود.
راهکارهای اصلاح الگوی مصرف باید شامل موارد زیر باشد:
• اجرای تعرفهگذاری پلکانی واقعی برای مشترکان پرمصرف؛
• توسعه کنتورهای هوشمند و مدیریت بار؛
• الزام صنایع بزرگ به ارائه برنامه کاهش شدت انرژی؛
• فرهنگسازی هدفمند و مستمر، به ویژه در بخش خانگی.
اصلاح مصرف، نه تنها کمهزینهترین راهکار است، بلکه سریعترین اثرگذاری را نیز دارد.
یارانههای گسترده و غیرهدفمند انرژی یکی از ریشهایترین عوامل ناترازی به شمار میروند. قیمت پایین انرژی، انگیزهای برای صرفهجویی باقی نمیگذارد و سرمایهگذاری در بهینهسازی مصرف را از توجیه اقتصادی خارج میکند. با این حال، اصلاح قیمتها بدون توجه به ملاحظات اجتماعی، میتواند تبعات جدی برای دهکهای پایین داشته باشد.
راهحل، نه آزادسازی شوکآور قیمتها، بلکه اصلاح تدریجی و هوشمندانه همراه با:
• پرداخت یارانه مستقیم به خانوارهای هدف؛
• حمایت از صنایع در دوره گذار؛
• شفافسازی هزینه واقعی انرژی برای مصرفکننده است.
مجلس شورای اسلامی در این مسیر نقش کلیدی در ایجاد چارچوب قانونی شفاف و قابل پیشبینی دارد.
فرسودگی شبکههای برق و گاز، تلفات بالا در انتقال و توزیع، و عقبماندگی فناوری، سهم قابل توجهی در تعمیق ناترازی دارند. بدون جذب سرمایههای جدید، به ویژه از بخش خصوصی و سرمایهگذاران غیردولتی، امکان بازسازی این زیرساختها وجود ندارد.
ضروری است:
• موانع حقوقی و اداری سرمایهگذاری در بخش انرژی رفع شود؛
• بازگشت سرمایه برای فعالان اقتصادی تضمینپذیر باشد؛
• قراردادهای بلندمدت و شفاف طراحی شود.
بیثباتی سیاستی، بزرگترین دشمن سرمایهگذاری در حوزه انرژی است.
تکیه انحصاری بر گاز و برق حرارتی، کشور را در برابر شوکهای تقاضا آسیبپذیر کرده است. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، به ویژه خورشیدی و بادی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است.
ایران از نظر جغرافیایی، ظرفیت کمنظیری برای تولید انرژی پاک دارد؛ اما سهم تجدیدپذیرها در سبد انرژی کشور همچنان ناچیز است. تدوین مشوقهای پایدار، خرید تضمینی برق و تسهیل صدور مجوزها میتواند مسیر توسعه این بخش را هموار کند.
شاید مهمترین حلقه مفقوده در مدیریت انرژی کشور، نبود حکمرانی یکپارچه باشد. پراکندگی تصمیمگیری میان نهادهای مختلف، تعارض منافع و فقدان پایگاه داده جامع، سیاستگذاری مؤثر را دشوار کرده است.
ایجاد نهاد یا سازوکاری برای فرماندهی واحد انرژی، بهرهگیری از دادههای هوشمند، پایش لحظهای مصرف و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، میتواند مسیر عبور از ناترازی را هموار سازد.
مجلس شورای اسلامی، نقشی تعیینکننده در اصلاح ساختار انرژی دارد؛ از تصویب قوانین تسهیلگر سرمایهگذاری، تا نظارت بر اجرای سیاستهای بهینهسازی مصرف. همراهی کارشناسی، پرهیز از تصمیمات کوتاهمدت و نگاه ملی به مسئله انرژی، بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
مجمع مشاوران نمایندگان مجلس میتواند با ارائه راهکارهای کارشناسی، حلقه اتصال میان واقعیتهای اجرایی و تصمیمات تقنینی باشد.
ناترازی انرژی، مسالهای پیچیده، اما قابل حل است؛ به شرط آنکه از رویکردهای مقطعی و واکنشی فاصله گرفته و به سمت اصلاحات ساختاری، تدریجی و هوشمندانه حرکت کنیم. آینده امنیت انرژی ایران، نه در افزایش صرف تولید، بلکه در بهرهوری، حکمرانی کارآمد و مشارکت همهجانبه دولت، مجلس، بخش خصوصی و مردم رقم خواهد خورد.