تاریخ: ۱۸ فروردين ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۸:۲۴
بازدید: ۳۸
کد خبر: ۳۹۷۱۴۱
سرویس خبر : آهن و فولاد
نگاهی جامعه‌شناختی به پیامد‌های اختلال در یک پیشران صنعتی؛

توقف یک صنعت؛ نگرانی در یک جامعه

توقف یک صنعت؛ نگرانی در یک جامعه
‌می‌متالز - وقتی قلب صنعتی فولاد مبارکه از تپش می‌افتد، این توقف تنها در خط تولید و آتشِ کوره‌ها خلاصه نمی‌شود؛ سایه آن تا عمق زندگی مردم امتداد پیدا می‌کند. سکوت یکی از بزرگ‌ترین پیشران‌های صنعتی کشور، سکوتی اقتصادی نیست؛ هشدارِ اختلال در شبکه‌ای از مشاغل، حمایت‌های اجتماعی، پروژه‌های توسعه‌ای و حتی زیست‌محیطی است که سال‌ها در اطراف این مجموعه شکل گرفته است.

به گزارش می‌متالز به نقل از ایراسین، آنچه امروز متوقف شده، تنها تولید فولاد نیست؛ بلکه «موتور پنهان مسوولیت اجتماعی» در بخش وسیعی از استان اصفهان و سراسر کشور است. پرسش اصلی اکنون آن است که جامعه‌ای که اقتصاد، هویت و امنیت اجتماعی‌اش تا این اندازه با یک صنعت بزرگ درهم‌تنیده است، با غیبت ناگهانی آن چگونه کنار می‌آید و این شکاف در زنجیره ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی چگونه ترمیم خواهد شد؟ «ایراسین» برای بررسی ابعاد اجتماعی این موضوع، در گفت‌وگویی با «رضا اسماعیلی» جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، این مساله را مورد تحلیل و واکاوی قرار داده است.

وقتی کوره‌های فولاد مبارکه سرد می‌شوند، این سرما تنها بازار و زنجیره تأمین را منجمد نمی‌کند، بلکه به شریان‌های حیاتی جامعه نیز نفوذ می‌کند. سکوت این غول صنعتی روایتی فراتر از دیوار‌های کارخانه است؛ روایتی از توقف ناگهانی «موتور رفاه». سال‌هاست که این مجموعه با رویکرد خلق ارزش مشترک، فراتر از تولید صنعتی عمل کرده و در حوزه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی نیز نقش‌آفرین بوده است؛ از مشارکت در پویش‌های ملی غربالگری سرطان و برنامه‌های حفاظت از زیستگاه ماهی در حال انقراض آفانیوس گرفته تا اجرای پروژه‌های زیرساختی برای توانمندسازی جوامع آسیب‌دیده از خشکسالی در شرق اصفهان و حمایت از طرح‌های توسعه‌ای در نقاط مختلف کشور. اکنون، با کاهش یا توقف فعالیت این پیشران صنعتی، آسیب‌پذیری شبکه‌های اجتماعی و اقتصادی وابسته به آن بیش از گذشته نمایان شده است. غیبت فولاد مبارکه تنها به معنای افت تولید نیست؛ بلکه به نوعی فلج شدن شبکه‌ای از حمایت‌ها و پیوند‌های اجتماعی است که امنیت روانی، سلامت و تاب‌آوری بسیاری از جوامع محلی و حتی اکوسیستم‌های طبیعی را تقویت می‌کرد. پرسش مهم امروز این است: وقتی یکی از لنگرگاه‌های توسعه و یکی از حامیان خاموش جامعه از مدار خارج می‌شود، این گسست در زنجیره ارزش‌های اقتصادی و اجتماعی چگونه جبران خواهد شد؟

ایراسین: با توجه به نقش محوری فولاد مبارکه در توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه، کاهش یا اختلال در فعالیت‌های این مجموعه، چه پیامد‌هایی برای جامعه محلی و شبکه‌های اجتماعی وابسته به آن به همراه دارد؟ و خلأ ناشی از کاهش فعالیت این بنگاه بزرگ را در ابعاد اقتصادی و اجتماعی، چه تأثیری بر پویایی و تداوم فعالیت‌های اجتماعی در منطقه خواهد گذاشت؟

رضا اسماعیلی: اگر بخواهیم این مساله را از منظر اجتماعی–اقتصادی نگاه کنیم، باید اول یک نکته را روشن کنیم؛ فولاد مبارکه صرفاً یک کارخانه تولید فولاد نیست. این مجموعه در واقع یکی از لنگر‌های توسعه در استان اصفهان و سراسر کشور است؛ یعنی صنعتی که تنها محصول تولید نمی‌کند، بلکه شبکه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی را در اطراف خود شکل داده است. به همین دلیل وقتی اختلالی در فعالیت چنین مجموعه‌ای ایجاد می‌شود، اثر آن فقط در سطح تولید دیده نمی‌شود. ما با نوعی اثر زنجیره‌ای روبه‌رو هستیم که در چند سطح مختلف خود را نشان می‌دهد. در سطح اقتصادی، فولاد مبارکه هزاران شغل مستقیم ایجاد کرده و در کنار آن تعداد زیادی شغل غیرمستقیم در حوزه‌هایی مثل پیمانکاری، حمل‌ونقل، خدمات فنی و صنایع پایین‌دستی شکل گرفته است. وقتی فعالیت چنین مجموعه‌ای کند یا متوقف می‌شود، این شبکه به‌ طور هم‌زمان تحت فشار قرار می‌گیرد. یعنی نه فقط اشتغال مستقیم آسیب می‌بیند، بلکه تقاضای محلی برای خدمات مختلف هم کاهش پیدا می‌کند؛ از حمل‌ونقل و خدمات شهری گرفته تا بازار مسکن و کسب‌وکار‌های محلی در شهر‌هایی مثل مبارکه و زرین‌شهر. در اقتصاد منطقه‌ای به این وضعیت «اثر ضربه‌ای» گفته می‌شود؛ یعنی یک اختلال در یک صنعت بزرگ می‌تواند چندین بخش اقتصادی را هم‌زمان دچار رکود کند. در سطح اجتماعی هم موضوع فقط اقتصاد نیست. صنایع بزرگ معمولاً بخشی از هویت اجتماعی یک منطقه می‌شوند. بسیاری از خانواده‌ها معیشت و حتی چشم‌انداز آینده خود را با چنین مجموعه‌هایی تعریف می‌کنند؛ بنابراین وقتی اختلالی در فعالیت آنها ایجاد می‌شود، طبیعی است که نگرانی درباره امنیت شغلی افزایش پیدا کند و نوعی بی‌ثباتی روانی در میان خانواده‌ها شکل بگیرد. از منظر جامعه‌شناسی، این وضعیت می‌تواند به کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد اقتصادی در منطقه منجر شود. در سطح توسعه‌ای نیز پیامد‌ها قابل توجه است. صنایع بزرگی مثل فولاد مبارکه معمولاً نقش مهمی در پیشبرد پروژه‌های توسعه‌ای منطقه دارند؛ چه در حوزه زیرساخت‌ها، چه در برنامه‌های اجتماعی و چه در طرح‌های اقتصادی محلی. وقتی فعالیت چنین پیشران‌هایی کاهش پیدا می‌کند، طبیعی است که بخشی از این برنامه‌های توسعه‌ای نیز کند یا متوقف شود. به همین دلیل است که اختلال در فعالیت یک بنگاه بزرگ صنعتی را نباید صرفاً یک مساله تولیدی دانست؛ بلکه باید آن را رخدادی دید که می‌تواند بر اقتصاد محلی، ساختار اجتماعی و حتی مسیر توسعه منطقه اثر بگذارد.

ایراسین: به نظر شما مهم‌ترین دغدغه اجتماعی که پس از این اتفاق برای جامعه محلی شکل می‌گیرد چیست و اگر در این فعالیت‌ها وقفه‌ای ایجاد شود، این وضعیت چه تأثیری بر احساس امنیت اجتماعی، تاب‌آوری جامعه محلی و انسجام اقتصادی در استان اصفهان خواهد داشت؟

رضا اسماعیلی: در سال‌های گذشته فولاد مبارکه در حوزه‌های مختلف مسوولیت اجتماعی حضوری فعال داشته است؛ از حمایت از آموزش و دانشگاه‌ها گرفته تا اجرای طرح‌های محیط‌زیستی، کمک به ارتقای نظام سلامت و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، به‌ ویژه از طریق باشگاه سپاهان. چنین گستره‌ای از فعالیت‌ها نشان می‌دهد که این مجموعه تنها یک بازیگر صنعتی نیست، بلکه در شکل‌دهی به زیست اجتماعی منطقه نیز نقش قابل توجهی داشته است. با این حال در شرایط بروز بحران، طبیعی است که بخشی از منابع مالی و تمرکز مدیریتی به سمت تثبیت شرایط تولید، مدیریت خسارت و بازسازی ظرفیت‌های صنعتی هدایت شود. در چنین وضعیتی ممکن است اجرای برخی پروژه‌های اجتماعی با تأخیر همراه شود یا حتی بخشی از بودجه‌های آنها به‌ طور موقت کاهش یابد. در این میان، دغدغه‌های اجتماعی جامعه محلی نیز معمولاً حول چند محور مشخص شکل می‌گیرد. نخست امنیت شغلی است؛ کارکنان و خانواده‌های آنها بیش از هر چیز نگران ثبات شغل و پیامد‌های احتمالی کاهش درآمد هستند. دوم، ثبات اقتصادی منطقه است؛ زیرا بسیاری از کسب‌وکار‌های محلی به‌ طور مستقیم یا غیرمستقیم با فعالیت این صنعت گره خورده‌اند و هر گونه اختلال می‌تواند بر چرخه اقتصادی شهر‌های اطراف اثر بگذارد. سوم نیز نگرانی درباره آینده توسعه منطقه است؛ این که آیا روند رشد صنعتی و سرمایه‌گذاری در منطقه با وقفه مواجه خواهد شد یا خیر. بدیهی است هر گونه وقفه در فعالیت‌ها می‌تواند در کوتاه‌مدت احساس نااطمینانی اقتصادی را افزایش دهد و تا حدی بر تاب‌آوری اجتماعی جامعه محلی اثر بگذارد. با این حال تجربه نشان می‌دهد شرکت‌های بزرگ معمولاً ارتباط خود با جامعه را حتی در دوره‌های بحران به‌ طور کامل قطع نمی‌کنند، زیرا اعتماد اجتماعی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های آنهاست. اگر مدیریت بحران همراه با اطلاع‌رسانی شفاف و تداوم تعامل با جامعه محلی باشد، این نگرانی‌ها معمولاً در بازه‌ای نسبتاً کوتاه قابل مدیریت خواهد بود و انسجام اقتصادی منطقه نیز به‌ تدریج بازیابی می‌شود.

ایراسین: در حوزه مسوولیت اجتماعی، چنین حادثه‌ای چه تأثیری می‌تواند بر نگاه و اعتماد جامعه نسبت به صنایع بزرگ و نقش آنها در توسعه پایدار کشور داشته باشد؟ به نظر شما صنایع بزرگ برای مدیریت این چالش و حفظ اعتماد اجتماعی چه اقداماتی باید در پیش بگیرند؟

رضا اسماعیلی: بروز چنین حوادثی معمولاً نگاه عمومی را بیش از پیش به موضوعاتی مانند ریسک صنایع بزرگ، ایمنی صنعتی، مدیریت بحران و ملاحظات محیط‌زیستی جلب می‌کند. در این شرایط، جامعه نسبت به مفهوم «پایداری صنایع» حساس‌تر می‌شود و این پرسش مهم شکل می‌گیرد که آیا اقتصاد یک منطقه بیش از اندازه به یک صنعت بزرگ وابسته شده است یا خیر؟. با این حال، همین رویداد‌ها می‌توانند به فرصتی برای تقویت رویکرد‌های مسوولانه در صنعت تبدیل شوند. برای کاهش پیامد‌های اجتماعی و مدیریت این حساسیت‌ها، چند اقدام کلیدی اهمیت دارد. نخست، ارتباط شفاف با جامعه است؛ اطلاع‌رسانی دقیق و صادقانه درباره ابعاد حادثه، روند بازسازی و برنامه‌های آینده می‌تواند از شکل‌گیری شایعات و نگرانی‌های اجتماعی جلوگیری کند. دوم، تداوم فعالیت‌های مسوولیت اجتماعی حتی در سطحی محدود است تا پیوند صنعت با جامعه محلی حفظ شود و سرمایه اجتماعی آسیب نبیند. در کنار این موارد، حمایت از کسب‌وکار‌های محلی و ادامه همکاری با پیمانکاران و تأمین‌کنندگان منطقه‌ای نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا بخش قابل توجهی از اقتصاد محلی به این شبکه صنعتی وابسته است. از سوی دیگر، تقویت تاب‌آوری اقتصادی منطقه از طریق تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی و کاهش وابستگی مطلق به یک صنعت می‌تواند در بلندمدت به ثبات بیشتر کمک کند. ارتقای استاندارد‌های ایمنی و محیط‌زیستی نیز بخش مهمی از بازسازی اعتماد عمومی به شمار می‌رود. در مجموع باید توجه داشت که فولاد مبارکه برای استان اصفهان تنها یک واحد تولیدی نیست، بلکه یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد و حتی بخشی از بافت اجتماعی منطقه محسوب می‌شود. هر گونه اختلال در فعالیت آن می‌تواند پیامد‌های گسترده‌ای داشته باشد؛ اما اگر مدیریت بحران با شفافیت، تعامل با جامعه و تداوم هوشمندانه مسوولیت‌های اجتماعی همراه باشد، این چالش‌ها لزوماً به بحران اجتماعی تبدیل نخواهند شد و حتی می‌توانند در بلندمدت به تقویت تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی منطقه بینجامند.

منبع: ایراسین

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده
پرطرفدارترین عناوین