به گزارش میمتالز، کربنزدایی صنعت فولاد یکی از پیچیدهترین چالشهای پیش روی صنایع سنگین جهان به شمار میرود، اما در این میان، تأمین مواد اولیه مناسب به تدریج به یکی از مهمترین دغدغههای این مسیر تبدیل شده است. فناوری آهن اسفنجی یا احیای مستقیم آهن (Direct Reduced Iron - DRI) همچنان اصلیترین مسیر تولید فولاد کمکربن محسوب میشود و شتاب سرمایهگذاری در این حوزه در سطح جهانی قابل توجه است. بر اساس دادههای صنعت فولاد، در حال حاضر ۵۴ پروژه DRI در نقاط مختلف جهان اعلام شده که مجموع ظرفیت برنامهریزیشده آنها به ۱۳۴ میلیون تن در سال میرسد.
اتحادیه اروپا بزرگترین سهم را در میان پروژههای اعلامشده DRI در اختیار دارد، اما منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) نیز پیشرفت چشمگیری داشته است. ظرفیت پروژههای اعلامشده این منطقه به حدود ۳۶ میلیون تن در سال رسیده که معادل یکچهارم کل ظرفیت برنامهریزیشده جهانی است. سرمایهگذاران منطقه منا قصد دارند با اتکا به گاز طبیعی ارزانقیمت و همچنین ظرفیت بالای انرژیهای تجدیدپذیر، تولید و صادرات بریکت گرم آهن اسفنجی (Hot Briquetted Iron - HBI) را توسعه دهند. این روند نشاندهنده شکلگیری نوعی جدایی میان محل تولید آهن و محل تولید فولاد است؛ رویکردی که میتواند به کربنزدایی صنعت فولاد در مناطقی که با کمبود قراضه فولادی مواجه هستند، کمک کند.
پروژههای DRI در کشورهایی مانند ایالات متحده، برزیل و استرالیا از مزیت دسترسی به منابع داخلی سنگ آهن و انرژی کمهزینه برخوردارند. در مقابل، تولیدکنندگان اروپایی و کشورهای منطقه منا فاقد ذخایر کافی سنگ آهن هستند و ناچار خواهند بود بخش عمده نیاز خود را از طریق تأمینکنندگان مستقل و بازارهای بینالمللی تأمین کنند. این وابستگی میتواند فشار مضاعفی بر بازار جهانی حمل دریایی سنگ آهن و محصولات مرتبط وارد کند و رقابت برای دسترسی به مواد اولیه باکیفیت را تشدید سازد.

محدود بودن ذخایر سنگ آهن با عیار بالا به تدریج به یک ریسک جدی برای توسعه پروژههای DRI تبدیل شده است. برآوردها نشان میدهد پروژههای اعلامشده احیای مستقیم برای تأمین خوراک خود به حدود ۱۹۰ میلیون تن گندله مخصوص احیای مستقیم (DR-Grade Pellets) نیاز خواهند داشت.
این میزان تقاضا تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۵۸۰ میلیون تن افزایش خواهد یافت؛ در حالی که مصرف این محصول در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۸ میلیون تن برآورد میشود.
نکته مهم آن است که تنها ۳۰ درصد از عرضه فعلی گندلههای DR-Grade در بازار بهصورت آزاد و قابل خرید برای سایر مصرفکنندگان در دسترس است. از این رو، با افزایش گرایش فولادسازان به فناوری DRI، رقابت بر سر دسترسی به مواد اولیه پرعیار به سرعت در حال تشدید است.
اغلب پیشبینیهای موجود از شکلگیری شکاف فزاینده میان عرضه و تقاضای گندلههای احیای مستقیم پس از سال ۲۰۳۰ حکایت دارند. شرکت تأمینکننده فناوری احیای مستقیم Midrex برآورد کرده است که در سال ۲۰۳۴ بازار با کسری ۱۶.۵ میلیون تنی گندلههای DR-Grade مواجه خواهد شد. همچنین مؤسسه BloombergNEF پیشبینی میکند این کمبود تا سال ۲۰۴۰ به حدود ۱۳۳ میلیون تن افزایش یابد؛ رقمی که میتواند به یکی از مهمترین موانع توسعه فولاد سبز در جهان تبدیل شود.
استفاده از کوره ذوب الکتریکی (Electric Smelting Furnace - ESF) میتواند بخشی از مشکل کمبود خوراک را برطرف کند. این فناوری امکان استفاده از گندلههای با کیفیت پایینتر و متداول در کورهبلند را در فرآیند تولید آهن اسفنجی فراهم میکند. با این حال، ظرفیت مازاد در میان صادرکنندگان اصلی گندله در جهان بسیار محدود است و بنابراین ESF تنها میتواند بخشی از فشار ناشی از کمبود گندلههای پرعیار را کاهش دهد و راهحلی کامل برای این چالش محسوب نمیشود.
در شرایطی که دسترسی به خوراک پرعیار به یکی از عوامل تعیینکننده موفقیت پروژههای DRI تبدیل شده است، توسعه این پروژهها بیش از هر زمان دیگری به مشارکتهای بلندمدت و راهبردی میان فولادسازان و شرکتهای معدنی وابسته خواهد بود. کارشناسان معتقدند بدون ایجاد همکاریهای پایدار برای تضمین تأمین سنگ آهن و گندلههای مورد نیاز، محدودیتهای مواد اولیه میتواند به یک گلوگاه اساسی در مسیر گذار جهانی به فولاد سبز و کمکربن تبدیل شود و سرعت تحقق اهداف کربنزدایی این صنعت را کاهش دهد.