به گزارش میمتالز، «خانه از پایبست ویران است»؛ این ضربالمثل، توصیف دقیقی از وضعیت امروز صنعت فولاد ایران است. صنعت فولادی که در دوران جنگهای تحمیلی اخیر زیر آتش بمبارانهای دشمن، بخش قابل توجهی از زیرساختهای حیاتی خود را از دست داده و با سختیهای بیسابقه در تلاش برای بازسازیست، امروز در یک جبهه جدید به مبارزه فراخوانده شده است؛ اما این بار دشمن، از مرزها عبور نمیکند، بلکه از داخل، از طریق «دستورات اداری» و «قیمتگذاریهای نمایشی»، به هسته مرکزی سودآوری آن حمله میکند.
بی شک استفاده از بورس کالا به عنوان ابزاری برای اجرای سیاستهای قیمتی وزارت صمت، نوعی «انحراف وظیفه» است. بورس کالا که باید پلتفرمی برای «کشف قیمت» بر اساس عرضه و تقاضا باشد، اکنون به ابزار «تحمیل قیمت» تبدیل شده است.
به استناد ابلاغیه اخیر بورس کالا؛ قیمت پایه تختال براساس قیمت جهانی آن به قیمت جهانی شمش بلوم ضرب در آخرین قیمت کشفب شمش بلوم محاسبه خواهد شد، تجربهای است که در هیچ بازار توسعهیافتهای در جهان دیده نمیشود. این اقدامات، نه تنها یک خطای مدیریتی، بلکه یک «خیانت به توسعه» محسوب میشود.
اگر جنگ فیزیکی، ظرفیتهای تولید را هدف گرفت، قیمتگذاری دستوری، «انگیزه تولید» و «توان نوسازی» را هدف قرار داده است. برآورد میشود که ایجاد شکاف میان قیمت واقعی بازار و قیمت دستوری بورس کالا، خروج سالانه میلیاردها تومان ارزش افزوده از چرخه سرمایهگذاری صنعتی را به ارمغان خواهد آورد. سرمایهای که به جای بازگشت به خطوط تولید برای نوسازی تجهیزات، در زنجیره واسطهها و رانتخواران توزیع میشود.
این سیاست، تضاد منافع عجیبی ایجاد کرده است در شرایطی که فولادسازان با نرخهای سرکوبشده مواجهاند، شرکتهای معدنی (تأمینکننده خوراک) از قیمتهای جهانی یا نرخهای مجزا بهره برده و از نردبان سودآوری بالا میروند.
بی شک این «قیچی قیمتی»، صنعت فولاد را از یک موتور محرک اقتصادی، به یک نهادِ تحت فشار تبدیل میکند که تنها برای بقای روزانه میجنگند. بورس کالا اگرچه واقف است با پذیرش این نقش، تیشه به ریشه یکی از استراتژیکترین صنایع کشور میزند، اما در تلاش است تا به کارگردانی وزارت صمت به نقش آفرینی خود ادامه دهد.
منبع: تابناک