
البته این به معنی انکار نقش توسعهای پژوهشهای بنیادین نیست و به طبع نمیتواند باشد چراکه جهان فناوریهای پیشرفته کنونی محصول آن است و به درستی بر تحقیق و پژوهش بنیان نهاده شده و رشد دانش و علوم فناورانه در گرو مراکز بزرگ پژوهشهای صنعتی است. همچنین دستاوردهای بزرگ زندگی امروز جامعه بشری با تمامی کاستیها و فزونیهایش وامدار آن است. اما آنچه در اینجا به عنوان موضع نزاع مطرح است غفلت از حلقه مکمل تحقیقوتوسعه است با عنوان حلقه طراحی و توسعه و اکنون وقت آن رسیده که در یک بازخوانی از خود بپرسیم آیا تمامی واحدهای خرد و کلان تولیدی و صنعتی ما نیازمند مراکز پژوهشی و واحدهای تحقیقوتوسعه هستند، آیا نباید بازخوانی و ارزیابی دوباره کنیم که فلسفه وجودی واحدهای تحقیقوتوسعه چیست و کجاست؟ و دلیل ناکارآمدی این واحدها در ساختار صنعت ما کدامین است؟! آیا نباید این سوال اساسی را داشته باشیم که واحدهای تولیدی دارای محصولات معین کاربرمحور (END USER) چه نیازی به واحدهای تحقیقوتوسعه دارند در صورتی که این دسته از شرکتها با امکان دریافت خدمات طراحیوتوسعه میتوانند نیازهای رقابتیسازی و صادراتی کردن محصولات خود را با حداقل هزینه و بدون ضرروت افزودن نیروی انسانی از طریق روشهای برونسپاری تامین کنند. از این رو، الگوی طراحی و توسعه (DESINE&DEVELOPMENTPARADIGM) به عنوان حلقهای مکمل در زنجیره تحقیقوتوسعه نقش تجاریسازی ایدههای دانشبنیان مراکز تحقیقوتوسعه یا همان «آرانددی»ها را بر عهده دارد. نکته مهم اینکه دنیای امروز دنیای تفکیک حوزهها و تفکیک وظایف است. چنانچه اصل تفکیک قوا در سطوح عالی کشورهای یک اصل منطقی و پذیرفته شده است. در دنیای فناوری و صنعت و تولیدی نیز اصول تفکیک حوزههای تخصصی یک ضرورت انکارناپذیر است. نکته دیگر اینکه سالهاست براساس شیوهنامههای کلیشهای سازمانهای بالادستی صنعت، تاسیس و راهاندازی واحدهای تحقیق وتوسعه به عنوان یک الزام برای واحدهای پاییندستی کوچک، متوسط و بزرگ به طور یکسان ابلاغ شده است، فارغ از اینکه آیا اساسا این واحدهای تحقیقوتوسعه موضوعیت لازم را برای این واحدها برخوردار هستند یا خیر. امروزه واحدهای چابک و شتابدهنده امر توسعه محصولات صنعتی را در قالب واحدهای طراحی و توسعه میشناسند. واحدهایی که براساس دانش و الگوی طراحیوتوسعه برمبنای متوسطی از دانش مارکتینگ، مهندسی محصول، ارگونومی و انتروپومتری، سبک زندگی و دیگر فاکتورهای توسعهای محصول، باید به واحدهای طراحیوتوسعه رویآورند تا متناسب با ظرفیتهای میدانی اهداف بازار رقابتی، امکان توسعه محصول را براساس تفکر طراحیوتوسعه محصول فراهم سازند. واحدهای طراحی و توسعه که بیشتر از متخصصان فنی مهندسی طراحی صنعتی به همراهی دیگر حوزههای فنی مهندسی در حوزه طراحی و بهینهسازی محصول و بستهبندی عمل میکنند، شایستهترین واحدهایی هستند که با کمترین هزینه ممکن و به سرعت خدمات توسعهای میدهند.
داوود اکبری - کارشناس طراحی صنعتی