به گزارش میمتالز، موضوع مصرف آب در صنایع بزرگ همواره یکی از دغدغههای اصلی جامعه و سیاستگذاران بوده است. در کشوری مانند ایران که بخش قابل توجهی از مساحت آن را مناطق خشک و نیمهخشک تشکیل میدهد و بحران کم آبی در بسیاری از استانها جدی است، هرگونه برداشت آب از منابع سطحی و زیرزمینی با حساسیتهای فراوانی همراه است. در این میان، شرکت فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد بارها در معرض انتقاد عمومی قرار گرفته و برخی رسانهها از برداشت بیش از اندازه این شرکت از زایندهرود سخن گفتهاند. اما اظهارات اخیر «سعید زرندی» مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در نشست با وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، ابعاد تازهای از واقعیت مصرف آب در این مجموعه را آشکار کرد.
زرندی تأکید کرده است که سهم برداشت فولاد مبارکه از آب زایندهرود تنها ۱.۵ درصد از کل حجم آب این رودخانه است، رقمی که نسبت به تصور عمومی بسیار ناچیز به نظر میرسد. او همچنین اعلام کرده که این شرکت سالانه ۱۲ میلیون مترمکعب آب را بازچرخانی میکند و علاوه بر آن، ۸.۵ میلیون مترمکعب از نیاز آبی خود را از طریق تصفیه پساب شهری تأمین میکند. بر اساس این آمار، فولاد مبارکه سالهاست که مدیریت پایدار منابع آبی را به عنوان یک سیاست محوری دنبال میکند.
اگر بخواهیم این دادهها را در مقیاس جهانی بررسی کنیم، تصویر روشنی به دست میآید. در بسیاری از کشورها مصرف آب برای تولید هر کیلوگرم فولاد حدود ۴ تا ۶ لیتر است، در حالی که فولاد مبارکه به گفته مدیرعامل خود تنها ۲.۵ لیتر آب برای همین مقدار فولاد مصرف میکند. این شاخص نه تنها کمتر از میانگین جهانی است، بلکه نشان میدهد ایران در این زمینه توانسته گامهایی مؤثر در بهینهسازی مصرف آب بردارد.
اما سیاست بازچرخانی آب در فولاد مبارکه صرفاً یک اقدام نمادین نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای ادامه فعالیت صنعتی در شرایط کمآبی کشور محسوب میشود. با توجه به اینکه بخش بزرگی از تولید فولاد کشور در استان اصفهان انجام میشود، بحران زایندهرود میتواند تهدیدی جدی برای استمرار فعالیتهای این مجموعه باشد. در این چارچوب، بازچرخانی سالانه ۱۲ میلیون مترمکعب آب اقدامی استراتژیک است که هم به کاهش فشار بر منابع طبیعی کمک میکند و هم وجهه زیستمحیطی شرکت را در افکار عمومی بهبود میبخشد.
این سیاست همچنین همسو با رویکردهای جهانی در زمینه اقتصاد چرخشی (Circular Economy) است. در اقتصاد چرخشی، هدف این است که منابع طبیعی به طور مداوم بازتولید و مصرف شوند تا اتلاف به حداقل برسد. تجربه فولاد مبارکه میتواند الگویی برای سایر صنایع کشور باشد تا با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین تصفیه و بازچرخانی، وابستگی خود به منابع آبی محدود را کاهش دهند.
یکی دیگر از نکات مهم در سخنان زرندی، بهرهگیری از پساب شهری برای تأمین ۸.۵ میلیون مترمکعب آب مورد نیاز شرکت است. این سیاست، علاوه بر کاهش برداشت مستقیم از منابع طبیعی، مزایای دیگری نیز دارد. نخست آنکه مدیریت پساب شهری به یکی از چالشهای اساسی مدیریت شهری در ایران تبدیل شده است و تصفیه و استفاده مجدد از آن میتواند بخشی از این مشکل را حل کند. دوم اینکه این همکاری میان صنعت و شهرها، به نوعی همافزایی مثبت میان دو بخش منجر میشود، صنعتی که به منابع آبی نیاز دارد و شهری که نیازمند مدیریت بهینه پساب است.
زرندی در ادامه به پروژه انتقال آب از خلیج فارس اشاره کرد که با سرمایهگذاری ۳۵ هزار میلیارد تومانی و مشارکت بیش از ۷۰ درصدی فولاد مبارکه در حال اجراست. بر اساس گفتههای او، این پروژه تا یک ماه آینده به بهرهبرداری میرسد و بخشی از نیاز آبی شرکت از طریق آب دریا تأمین خواهد شد. این طرح نه تنها برای فولاد مبارکه، بلکه برای کل صنایع مستقر در مرکز کشور میتواند یک راهکار پایدار و بلندمدت باشد. هر چند انتقال آب از دریا هزینهبر است و خود چالشهای زیستمحیطی و انرژیبر بودن فرآیند نمکزدایی را به همراه دارد، اما در شرایط بحرانی کنونی، راهحلی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
با وجود این دستاوردها، نمیتوان از چالشهای موجود غافل شد. نخست اینکه بحران آب در ایران ابعادی بسیار گستردهتر از سهم مصرف یک صنعت دارد و نیازمند یک سیاست کلان ملی است. در حالی که فولاد مبارکه تنها ۱.۵ درصد از آب زایندهرود را مصرف میکند، بخش کشاورزی همچنان بیشترین برداشت را از منابع آبی کشور دارد. این عدم توازن باید در سطح سیاستگذاری کلان اصلاح شود. دوم اینکه افکار عمومی هنوز به اطلاعات دقیق و شفاف درباره مصرف آب صنایع دسترسی کافی ندارد. اگرچه سخنان اخیر مدیرعامل فولاد مبارکه در شفاف سازی مؤثر بوده، اما تداوم انتشار گزارشهای منظم و قابل اعتماد میتواند به کاهش سوءبرداشتها کمک کند.
تحلیل اظهارات اخیر مدیرعامل فولاد مبارکه نشان میدهد که این شرکت در زمینه مدیریت منابع آبی، به ویژه از طریق بازچرخانی و استفاده از پساب شهری، اقدامات قابل توجهی انجام داده است. مصرف ۲.۵ لیتر آب برای تولید هر کیلوگرم فولاد در مقایسه با استانداردهای جهانی رقم چشمگیری است و نشان میدهد که این صنعت توانسته گامهای مهمی در بهینهسازی مصرف منابع بردارد. در کنار آن، سرمایهگذاری در پروژه انتقال آب از خلیج فارس میتواند پشتوانهای مطمئن برای آینده فعالیتهای این مجموعه باشد.
با این حال، بحران آب در ایران بسیار فراتر از عملکرد یک شرکت است و نیازمند اصلاحات ساختاری در سطح ملی، به ویژه در بخش کشاورزی است. تجربه فولاد مبارکه نشان میدهد که امکان مدیریت پایدار منابع وجود دارد، به شرط آنکه سیاستگذاران در سایر بخشها نیز رویکردی مشابه اتخاذ کنند. در نهایت، شفافسازی و ارائه اطلاعات دقیق به جامعه میتواند نقش مهمی در تغییر نگاه عمومی و افزایش اعتماد به صنایع بزرگ ایفا کند.