به گزارش میمتالز، در این میان، اظهارات «رضا محتشمیپور» معاون سابق امور معدنی وزارت صنعت، معدن و تجارت، پرده از واقعیتی تلخ برداشت: کل فرآیند گزارشگیری تولید در بخش معدن کشور همچنان به صورت دستی انجام میشود؛ فرآیندی که مستعد خطا، تأخیر و تحریف است.
بر اساس گفتههای محتشمیپور، با وجود راهاندازی سامانههای متعدد در وزارت صمت، هیچگونه داده واقعی و ساختاریافتهای در این سامانهها ثبت نمیشود. اطلاعات تولیدی معادن کشور نه به صورت لحظهای و نه حتی در بازههای زمانی مشخص، در بسترهای دیجیتال وارد نمیشوند. بلکه پس از پایان عملیات، به صورت دستی و از طریق نامهنگاریهای سنتی از سوی مدیران کل معادن در ۳۲ استان کشور ارسال میگردند. این اطلاعات سپس توسط کارشناسان تلفیق شده و گزارش نهایی تولید کشور تهیه میشود.
این مدل گزارشگیری نه تنها با اصول اولیه مدیریت داده و شفافیت اطلاعات در تضاد است، بلکه عملاً امکان تحلیل دقیق، تصمیمگیری به موقع و سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت را از مدیران سلب میکند. محتشمیپور با اشاره به تجربه شخصی خود، از تأخیرهای دو هفتهای در دریافت گزارشهای تولیدی در حوزههایی مانند آهن و آلومینیوم سخن گفت؛ تأخیرهایی که در ابتدا به حجم کاری کارشناسان نسبت داده میشد، اما بررسیها نشان داد ریشه اصلی در ساختار معیوب فرآیندها نهفته است.
گزارشدهی دستی در صنعت معدن، صرفاً یک مساله فنی یا اداری نیست؛ بلکه یک بحران سیستمی است که پیامدهای آن در سطوح مختلف مدیریتی، اقتصادی و حتی زیستمحیطی قابل مشاهده است:
افزایش خطای انسانی: ورود دستی دادهها، آن هم پس از اتمام عملیات، زمینهساز بروز خطاهای فاحش در ثبت اطلاعات میشود. این خطاها میتوانند منجر به تصمیمگیریهای اشتباه در سطوح کلان شوند.
کاهش شفافیت و پاسخگویی: نبود دادههای لحظهای و قابل اتکا، امکان نظارت مؤثر بر عملکرد معادن را از نهادهای ناظر سلب میکند. این مساله زمینهساز فساد، پنهانکاری و عدم پاسخگویی میشود.
اختلال در سیاستگذاری: سیاستگذاری در حوزه معدن، نیازمند دادههای دقیق، بهروز و ساختاریافته است. در غیاب چنین دادههایی، برنامهریزی برای توسعه، سرمایهگذاری، صادرات و حتی حفاظت از محیط زیست با چالش جدی مواجه میشود که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تحول دیجیتال در صنعت معدن، صرفاً به معنای استفاده از تجهیزات پیشرفته یا اتوماسیون فرآیندهای فنی نیست؛ بلکه در وهله نخست، به معنای ایجاد زیرساختهای دادهای و اطلاعاتی است. گزارشگیری دیجیتال، نقطه آغاز این مسیر است. مزایای آن عبارتاند از:
در بسیاری از کشورهای پیشرو در حوزه معدن، گزارشگیری دیجیتال نه تنها به عنوان یک ابزار مدیریتی بلکه به عنوان بخشی از زنجیره ارزش معدنکاری شناخته میشود. در استرالیا، کانادا و شیلی، سامانههای یکپارچهای طراحی شدهاند که دادههای تولید، ایمنی، مصرف انرژی، و حتی شرایط زیستمحیطی را به صورت لحظهای ثبت و تحلیل میکنند. این دادهها نه تنها به مدیران معادن کمک میکند تا تصمیمات بهتری بگیرند، بلکه به دولتها امکان میدهد سیاستگذاریهای دقیقتری در حوزه منابع طبیعی داشته باشند.
برای عبور از بحران گزارشدهی دستی در صنعت معدن ایران، باید رویکردی سیستمی و مرحلهای اتخاذ شود:
صنعت معدن ایران، برای عبور از چالشهای ساختاری و ورود به عصر بهرهوری، نیازمند تحول در زیرساختهای اطلاعاتی خود است. گزارشگیری دستی، نه تنها مانعی در مسیر این تحول است، بلکه خود به عنوان یکی از عوامل اصلی عقبماندگی این صنعت شناخته میشود. گذار به گزارشگیری دیجیتال، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک است؛ ضرورتی که تحقق آن، نیازمند اراده سیاسی، سرمایهگذاری فناورانه و تغییر در نگرش مدیریتی است
منبع: روزگار معدن