به گزارش میمتالز، در دنیایی که تغییرات اقلیمی، کمبود منابع طبیعی و ضرورتهای توسعه پایدار به یکی از دغدغههای اصلی دولتها و بنگاههای اقتصادی تبدیل شده است، انتخاب نوع سازه در پروژههای عمرانی دیگر صرفاً تصمیمی فنی نیست، بلکه بیانگر نوع نگاه شرکتها به مسوولیت اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی است. صنعت فولاد به عنوان ستون فقرات توسعه زیرساختها، در مرکز این تحولات قرار دارد؛ صنعتی که از یکسو متهم به مصرف بالای انرژی و انتشار کربن است و از سوی دیگر میتواند به راهحل اصلی برای ساختوساز پایدار و کاهش اثرات زیستمحیطی تبدیل شود.
بررسی دادههای فنی نشان میدهد که سازههای فلزی در مقایسه با سازههای بتنی نهتنها از نظر فنی و اقتصادی، بلکه از منظر زیستمحیطی نیز انتخابی پایدارتر بهشمار میروند. در فرآیند ساخت سازههای فلزی، میزان مصرف آب حدود یکسوم سازههای بتنی است، ترافیک و آلودگی شهری هنگام نصب به حداقل میرسد، فولاد به طور کامل قابل بازیافت است و کنترل کیفیت آن در محیط صنعتی کارخانه انجام میشود، در حالی که بتن وابسته به شرایط اقلیمی و شرایط کارگاهی است.
همچنین زمان ساخت سازه فلزی تا یکچهارم زمان سازه بتنی کاهش یافته و نرخ بازگشت سرمایه در پروژههای فلزی تا چهار برابر سریعتر گزارش شده است. رفتار دینامیکی مناسبتر فولاد در برابر زلزله نیز موجب کاهش چشمگیر ریسک سازهای میشود. این ویژگیها کاملاً همراستا با اصول مسوولیت اجتماعی شرکتی هستند؛ یعنی کاهش مصرف منابع، افزایش بهرهوری انرژی، ارتقای ایمنی و حفظ کیفیت محیطزیست شهری.
از منظر زیستمحیطی، تفاوت فولاد و بتن چشمگیر است. تولید سیمان – که ماده اصلی بتن است حدود ۸ درصد از کل انتشار جهانی دیاکسیدکربن را به خود اختصاص میدهد و برای هر تن سیمان تولیدی، نزدیک به ۰/۹ تن CO₂ در جو آزاد میشود. تولید هر مترمکعب بتن نیز بهطور میانگین حدود ۳۰۰ کیلوگرم دیاکسیدکربن معادل منتشر میکند. افزون بر این، صنعت بتن از بزرگترین مصرفکنندگان آب در بخش ساختوساز بهشمار میآید.
در مقابل، فولاد بهطور کامل قابل بازیافت است و حدود ۹۸ درصد سازههای فولادی پس از پایان عمر مفید مجدداً وارد چرخه تولید میشوند. طبق گزارش انجمن جهانی فولاد، سالانه بیش از ۸۰ میلیون تن فولاد در جهان از طریق بازیافت تولید میشود. این ویژگی فولاد را به یکی از معدود مصالح ساختمانی با اقتصاد چرخشی واقعی تبدیل کرده است.
این اقدامات نهتنها در چارچوب حفاظت از محیطزیست معنا پیدا میکنند، بلکه موجب ایجاد ارزش اقتصادی و اجتماعی برای جامعه محلی نیز شدهاند. در ایران نیز فولاد مبارکه با اتخاذ رویکرد «فولاد سبز»، در عمل نشان داده است که توسعه صنعتی و حفظ محیطزیست میتوانند در کنار یکدیگر معنا یابند.
در سطح جهانی نیز شرکتهای بزرگ فولادی، مسوولیت اجتماعی را به عنوان بخشی جداییناپذیر از استراتژی کلان خود پذیرفتهاند. شرکت ArcelorMittal با اجرای پروژههای کربنزدایی و استفاده از فناوری هیدروژن سبز، هدفگذاری کرده تا تا سال ۲۰۳۰ میزان انتشار دیاکسیدکربن خود را ۳۵ درصد کاهش دهد. این شرکت همچنین با بهرهگیری از فناوری بازیافت پسماند و استفاده از سرباره فولاد در صنعت سیمان، گامی مؤثر در تحقق اقتصاد چرخشی برداشته است.
در کره جنوبی، شرکت POSCO با طرح «خنثیسازی کربن تا سال ۲۰۵۰» و شعار «فردای سبز»، علاوه بر توسعه فناوری فولاد کمکربن، در زمینههایی، چون بازسازی جنگلها، توانمندسازی زنان و آموزش فنی جوانان نیز فعال است. در هند، شرکت Tata Steel از نخستین شرکتهایی بود که گزارش مسوولیت اجتماعی خود را همتراز با گزارش مالی منتشر کرد و سالانه بیش از ۲ درصد سود خالص خود را به پروژههای آموزشی، بهداشتی و زیستمحیطی اختصاص میدهد. همچنین شرکت آلمانی Saarstahl با تمرکز بر اخلاق صنعتی، زنجیره تأمین پایدار و کاهش انتشار کربن، موفق به دریافت مدال طلای CSR از نهاد اروپایی EcoVadis شده است.
در مقایسه با این غولهای جهانی، فولاد مبارکه نیز با وجود محدودیتهای زیرساختی و اقتصادی کشور، در مسیر مشابهی گام برداشته است. اجرای پروژههای بازیافت آب، کاهش آلایندگی، و طرح جامع «فولاد سبز مبارکه» برای بهینهسازی مصرف انرژی نشان میدهد که این شرکت، مسوولیت اجتماعی را نه به عنوان هزینه، بلکه به عنوان راهبرد توسعه مینگرد.
ادامه این مسیر، نیازمند گسترش شفافیت و گزارشدهی بر پایه شاخصهای بینالمللی ESG (محیط زیست، اجتماع و حاکمیت شرکتی)، توسعه فناوریهای سازه فلزی سبز با قابلیت بازیافت کامل، همکاری با شرکتهای دانشبنیان برای کاهش مصرف انرژی و ترویج فرهنگ مسوولیت اجتماعی در زنجیره تأمین فولاد از معدن تا مصرفکننده نهایی است.