میمتالز - یادداشتی از «احمد بختیار» - تصاویر منتشر شده از این نشست، گویی صفحات کتاب قطور یک سازمان توسعهای را نشان میدهد که هر کدام از این افراد فصلی از آن را نوشتهاند. برخی جزو افراد موسس، برخی در دوران واگذاریهای بزرگ، افرادی در جایگاه پایهگذار پروژههای عظیم و روسایی در موقعیت ناخدای کشتی توفانزده، وارد ستاد این سازمان شدند. هم کسانی بودهاند که جایگاه رفیع ایمیدرو را در اختیار گرفتند؛ سازمانی سرشار از منابع مالی و با اعتباری که در اوج جای داشت.
روزگاری بود که این سازمان چندان درگیر تحریمها نبود و چنان اعتباری نزد موسسات و شرکتهای خارجی داشت که قادر بود ضمانتنامه دریافت تسهیلات خارجی برای همان پروژهها را با سربرگ خود - و بدون اتکا به بانکهای شاخص یا بانک مرکزی - صادر کند. آری برخی روسا و مدیران ارشد پروژههای معدنی و صنایع معدنی آن دوران شیرین را نیز به خاطر دارند.
روزگاری هم در پیشانی ایمیدرو ثبت شده که مقامات سیاسی و غیرتولیدی، طرحهای فرسایشی بر این پیکره تحمیل کردند و روسای بعدی را در موقعیت اجبار برای پذیرش و ادامه اجرای همان طرحها، قرار دادند، همزمان واگذاریها را به حاشیه راندند و مدیریت را از بخش تخصصی گرفتند و به بخشهای غیرتخصصی وانهادند.
ایمیدرو به واقع چرخه عمر را طی بیش از دو دهه گذشته طی کرد؛ رشد را آهسته آغاز و گام به گام طی دهه ۸۰ به قله رسید. سپس در سالهای نخستین دهه ۹۰ با مجموعه عواملی از جمله منابع از دست رفته حاصل از واگذاریها (که باید طبق قانون به این سازمان باز میگشت) به فرش رسید، اما چندی بعد بخت با او یار بود و ناخدایی سرد و گرم چشیده هدایت آن را عهدهدار شد و آن سازمانی که حتی خشت ساختمانهای خود را نیز از دست رفته میدید از روی زمین بلند کرد، به او اعتبار داد و در صدر نشاند.
هرچند پس از مدتی دوباره تفکرات غیراقتصادی از بیرون به آن مجموعه تحمیل و همزمان اساسنامهای که توسط مجلس نگاشته شده بود به گوشهای انداخته شد. کار بدان جا رسید که بر خلاف آن اساسنامه مصوب، حتی تعیین حقوق و دستمزد هم از دست بشد و افسار هدایت این سازمان توسعهای در اختیار بیرونیها قرار گرفت، توسعه به حاشیه رفت و دیگر خبری از پروژههای غولپیکر و درآمدساز دهه ۸۰ یا نیمه دهه ۹۰ برای این سرزمین نبود.
با این حال باز مدیران هوشمندی آمدند و در قامت رهبر سازمانی، تا حدی، اعتبار از دست رفته را بازگرداندند، اما گرههای زده شده چنان بود که شکوه پیشین بازنگشت و این چنین شد که سکانداران سالهای اخیر با میراثی مواجه بودند که با کژدار و مریزی؛ یک گام به پیش و یک گام به پس؛ معدن و صنایع معدنی را هدایت کردند. این افراد گذشتهای را یدک کشیدهاند که روزهای تلخ و شیرین را توام دارد. نکتهای که به نظر میرسد از دید سمیعینژاد - این مدیر با تجربه و آکادمیک - پنهان نمانده و در همین ابتدای کار با شناسایی نقاط بحرانی توسعه، سعی در استفاده از تجارب گرانسنگ پیشینیان دارد.

دعوت از تمامی روسای این سازمان (به جز دو نفری که گفته شده موفق به حضور نشدند)، نشان از دوراندیشی رئیس این سازمان دارد. وی در نشست نخست بر تقویت جایگاه اکتشاف تاکید ورزیده و طبق مصاحبههایی که منتشر شده - نشان داده بنا دارد بخش خصوصی را از مراحل ابتدایی معدن (که همان اکتشاف و واگذاری پهنههای معدنی است)، وارد توسعه این حوزه کند.
صفحات کتاب قطور ایمیدرو همچنان در حال نگاشتن و ورق خوردن است. شاید بتوان اذعان کرد که بازخوانی و بهرهگیری از عملکردهای مدیریتی، شروعی امیدبخش برای ادامه مسیر سنگلاخی پیش رو رقم زند.