به گزارش میمتالز، بر خلاف تصور رایج که افزایش قیمت میتواند سرمایهگذاری در معادن جدید را تحریک کرده و عرضه را افزایش دهد، در بازار نقره چنین سازوکاری به سادگی عمل نمیکند. دلیل اصلی آن است که حدود ۷۰ درصد نقره جهان محصول اصلی معادن نیست، بلکه به عنوان محصول جانبی استخراج مس، سرب و روی تولید میشود؛ بنابراین حتی اگر قیمت نقره رشد قابل توجهی داشته باشد، تولیدکنندگان نمیتوانند تنها با اتکا به این افزایش قیمت، تولید نقره را بالا ببرند، زیرا میزان تولید آن وابسته به وضعیت اقتصادی معادن فلزات پایه است، نه قیمت خود نقره.
همین ویژگی، بازار نقره را به بازاری با انعطافپذیری بسیار پایین در سمت عرضه تبدیل کرده است. برآوردهای مؤسسه Silver Institute و Metals Focus نیز نشان میدهد کسری عرضه نقره در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۶.۳ میلیون اونس خواهد رسید، رقمی که نسبت به سال گذشته افزایش یافته و نشان میدهد شکاف میان عرضه و تقاضا همچنان در حال گسترش است.
در سوی دیگر بازار، تقاضا نیز ماهیتی متفاوت از گذشته پیدا کرده است. اگر در دهههای گذشته نقره بیشتر به عنوان یک دارایی سرمایهگذاری یا فلز زینتی شناخته میشد، امروز بخش عمده مصرف آن در صنایع پیشرفته متمرکز شده است. طبق این گزارش، سهم کاربردهای صنعتی نقره از حدود ۴۱ درصد در سال ۱۹۹۰ به حدود ۶۳ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است. این تغییر نشان میدهد نقره به یکی از مواد اولیه کلیدی در اقتصاد فناوریمحور تبدیل شده است.
رشد صنعت پنلهای خورشیدی، تولید نیمههادیها، تجهیزات هوش مصنوعی، خودروهای برقی و صنایع الکترونیکی، تقاضای مستمری برای نقره ایجاد کرده است، تقاضایی که بر خلاف بازارهای سرمایهگذاری، نسبت به افزایش قیمت حساسیت کمتری دارد. در بسیاری از این صنایع، جایگزین مناسبی برای نقره وجود ندارد و ویژگیهایی مانند هدایت الکتریکی بالا و مقاومت حرارتی، این فلز را به مادهای استراتژیک تبدیل کرده است.
یکی دیگر از نشانههای فشار بر بازار، افزایش تحویل فیزیکی نقره در بورس کالایی COMEX است. اگرچه بخش عمده این معاملات به انتقال مالکیت انبارها محدود میشود، اما هم زمانی رشد تحویلها با کاهش موجودی انبارهای قابل تحویل، از نگاه تحلیلگران نشانهای از محدود شدن عرضه فیزیکی محسوب میشود. کاهش حدود ۷۵ درصدی موجودی ثبت شده این بورس نسبت به اوج سال ۲۰۲۰، نگرانیها درباره تداوم کمبود عرضه را افزایش داده است.
در کنار عوامل ساختاری، متغیرهای ژئوپلیتیکی نیز بر روند بازار تأثیر گذاشتهاند. تنشهای امنیتی در مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ، اختلال در برخی زیرساختهای انتقال انرژی و همچنین تضعیف ارزش دلار آمریکا، همگی موجب افزایش جذابیت سرمایهگذاری در فلزات گرانبها شدهاند. از سوی دیگر، ورود سرمایه به صندوقهای سرمایهگذاری مبتنی بر نقره نیز نشان میدهد بخش مهمی از تقاضای جدید، مبتنی بر خرید واقعی این فلز است و تنها جنبه سفتهبازانه ندارد.
نکته قابل توجه دیگر، فاصله نسبت قیمت طلا به نقره با میانگین تاریخی است. این گزارش معتقد است نسبت ۷۰ به یک در برابر سطح تعادلی حدود ۶۰ به یک، بیانگر آن است که نقره از منظر ارزش نسبی هنوز ظرفیت رشد بیشتری نسبت به طلا دارد، هر چند این روند به طور معمول در میان مدت و نه در کوتاهمدت محقق میشود.
در مجموع، تحلیل ارائهشده نشان میدهد بازار جهانی نقره وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را با الگوهای سنتی عرضه و تقاضا تحلیل کرد. وابستگی تولید به معادن فلزات پایه، رشد مداوم تقاضای صنعتی، توسعه فناوریهای پاک و محدودیت ظرفیت استخراج، همگی حکایت از آن دارند که کسری عرضه نقره یک پدیده مقطعی نیست، بلکه به یک چالش ساختاری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نقره بیش از آن که یک فلز گرانبها برای سرمایهگذاری باشد، به یک ماده اولیه راهبردی برای اقتصاد دیجیتال و گذار جهانی به انرژیهای پاک تبدیل شده، موضوعی که میتواند مسیر قیمتها و سرمایهگذاری در این بازار را در سالهای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
پنجاه و چهار دقیقه پیش