به گزارش میمتالز، اهمیت پروژه «IPCC» معدن مورونتائو تنها به ظرفیت انتقال آن محدود نمیشود. این پروژه در معدنی اجرا شده که توسعه آن با عمیقتر شدن پیت ادامه دارد و در طراحی جدید، نوار نقاله برای انتقال مواد معدنی و باطله در کنار واحدهای خردایش داخل پیت به کار گرفته شده است؛ رویکردی که نشان میدهد نقش سیستمهای حمل پیوسته در معادن عمیق میتواند از یک راهکار مکمل به بخشی از معماری اصلی عملیات استخراج ارتقا یابد.
شرکت «Navoi Mining & Metallurgical Company (NMMC)» در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که سیستم «cyclic-flow» در سمت جنوبی پیت معدن مورونتائو با ظرفیت کامل راهاندازی شده است. این مجموعه در چارچوب پروژه توسعه معدن مورونتائو، مرحله پنجم، فاز نخست اجرا شده و اجزای اصلی آن شامل دو واحد خردایش و بارگیری، نوار نقاله اصلی ۱,۵۰۰ متری و نوار باطله ۹۰۰ متری است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این سامانه روزانه ۲۵ هزار مترمکعب سنگ معدن را جابهجا میکند. بنابراین، پروژه صرفا به نصب یک نوار نقاله در خارج از پیت محدود نیست؛ بلکه مجموعهای از خردایش، بارگیری و انتقال را در یک زنجیره عملیاتی به یکدیگر متصل میکند.
نقطه مهم در پروژه «IPCC» معدن مورونتائو استفاده همزمان از مسیرهای انتقال برای مواد معدنی و باطله است. شرکت «NMMC» در اطلاعیه خود تاکید کرده است که هدف این پروژه، بهینهسازی انتقال سنگ استخراجشده به محلهای ذخیره دائمی و موقت است؛ موضوعی که در یک معدن روباز عمیق، اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا با توسعه عمق پیت، سازماندهی مسیرهای حمل و کنترل هزینههای جابهجایی به مسالهای تعیینکننده در طراحی عملیات تبدیل میشود.
یکی از شاخصهای قابلتوجه در پروژه «IPCC» معدن مورونتائو کاهش ۱,۵۵۰ متری مسیر حمل مواد معدنی و باطله با کامیونهای با ظرفیت بالا است. «خورشیدبک نگوف» مهندس ارشد مکانیک واحد مرکزی شرکت «NMMC» در همین رابطه اعلام کرده است که راهاندازی پروژه جدید، این کاهش مسیر را برای کامیونهای حمل بار بزرگ به همراه داشته و همزمان مصرف دیزل و انتشار گردوغبار و گازهای ناشی از فرآیند انتقال را کاهش داده است. این ارقام و آثار، بر اساس اعلام شرکت مذکور و نه یک ارزیابی مستقل منتشر شدهاند.
کاهش مسیر حمل به این معناست که بخشی از چرخهای که پیشتر بر تردد کامیونهای بزرگ متکی بوده، به یک مسیر انتقال پیوسته منتقل شده است. در چنین ساختاری، کامیون حمل بار همچنان میتواند در بخش اولیه چرخه، مواد معدنی را از جبهه استخراج به واحد خردایش برساند، اما پس از خردایش، انتقال در بخش مشخصی از مسیر توسط نوار نقاله انجام میشود. گزارش تخصصی مجله «International Mining» نیز پروژه «IPCC» معدن مورونتائو را در همین چارچوب، یک سیستم «cyclic-flow» معرفی کرده است.
این ویژگی، پروژه «IPCC» معدن مورونتائو را از یک پروژه نوار نقالهای صرف متمایز میکند. ارزش عملیاتی سیستم در اتصال تجهیزات مختلف به یک زنجیره انتقال است؛ زنجیرهای که در آن خردایش داخل پیت و انتقال با نوار بخشی از چرخه حمل را بر عهده میگیرند.
شرکت «NMMC» پیش از راهاندازی این پروژه اعلام کرده بود که توسعه معدن مورونتائو با هدف عمیقتر کردن پیت دنبال میشود. در گزارش رسمی آگوست ۲۰۲۵، عمق معدن بیش از ۶۷۵ متر اعلام شده و هدف پروژه توسعه مرحله پنجم، افزایش عمق پیت تا یک هزار متر عنوان شده بود. همان گزارش همچنین از ساخت ایستگاههای جدید خردایش و بارگیری و خطوط اصلی و باطله با طول مجموع ۲.۴ کیلومتر در بخش جنوبی پیت خبر میداد.
از این منظر، پروژه «IPCC» معدن مورونتائو را باید بخشی از پاسخ مهندسی به مساله افزایش عمق معدن دانست که البته نه به معنای حذف کامل کامیونهای حمل بار، بلکه به عنوان راهکاری برای انتقال بخشی از مواد معدنی و باطله از ناوگان متحرک به زیرساخت انتقال ثابت است. منابع رسمی شرکت «NMMC» نشان میدهند که پروژه جدید «IPCC» در چارچوب برنامه توسعه معدن و در کنار سایر زیرساختهای حمل بار از معدن ایجاد شده است.
گزارش ممیزی منابع معدنی مورونتائو نیز نشان میدهد که پیش از توسعه جدید، روش استخراج این مجموعه عمدتا بر سیستم متعارف شاول و کامیون حمل بار استوار بوده و همزمان از برخی زیرساختهای نوار و انتقال ریلی استفاده میشده است. بنابراین، پروژه «IPCC» معدن مورونتائو را میتوان توسعه یک معماری حمل بار ترکیبی در کنار سیستم متعارف فعلی و نه جایگزینی کامل برای تمام ناوگان کامیون حمل مواد معدنی و باطله ارزیابی کرد.
یکی از نکات مهم پروژه «IPCC» معدن مورونتائو قرار گرفتن نوار باطله در کنار نوار اصلی است. شرکت «NMMC» اعلام کرده است که نوار اصلی ۱,۵۰۰ متر و نوار باطله ۹۰۰ متر طول دارد و هر دو در پروژه جدید مورد استفاده قرار میگیرند.
این موضوع از منظر طراحی معدن اهمیت دارد، زیرا در عملیات روباز، جابهجایی باطله بخش قابلتوجهی از چرخه حمل بار را تشکیل میدهد. در گزارش ممیزی منابع مرتبط با معدن مورونتائو نیز آمده است که سنگ معدن و باطله در روش استخراج متعارف توسط ناوگان حمل از پیت خارج شده و باطله به محلهای انباشت انتقال مییابد.
در نتیجه، ورود نوار نقاله یا تسمه نقاله باطلهبرداری به زنجیره انتقال، دامنه کاربرد سیستم پیوسته را فراتر از حمل مواد معدنی میبرد. در پروژه «IPCC» معدن مورونتائو، شرکت «NMMC» به طور مشخص از انتقال سنگ استخراجشده از طریق مجموعهای متشکل از واحدهای خردایش و نوارهای انتقال خبر داده؛ بنابراین اهمیت پروژه برای معادن عمیق در این است که باطله نیز در طراحی حمل پیوسته دیده شده است.
راهاندازی پروژه «IPCC» معدن مورونتائو بخشی از روند گستردهتر توسعه خطوط نقاله در شرکت «NMMC» است. این شرکت در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که مجموع طول خطوط نقاله فعال در معادن، معادن روباز و کارخانههای هیدرومتالورژی آن به ۵۴.۳ کیلومتر رسیده و این خطوط بیش از ۳.۱ میلیون مترمکعب سنگ معدن را در ماه جابهجا میکنند.
شرکت «NMMC» همچنین اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵، مجموعا ۶,۳۶۵ متر خط نقاله جدید در مجموعه عملیاتی این شرکت ساخته و راهاندازی شده که ۴,۹۰۰ متر آن در معدن مورونتائو بوده است. در سال ۲۰۲۶ نیز ساخت خطوط نقاله با طول مجموع بیش از ۱۲.۸ کیلومتر در معدن مورونتائو و «Auminzo-Amantoy» در جریان بوده است.
این دادهها نشان میدهد پروژه «IPCC» معدن مورونتائو یک پروژه منفرد و جدا از سیاست حمل مواد معدنی و باطله شرکت «NMMC» نیست. توسعه نوارهای نقاله بخشی از برنامه گستردهتر این شرکت برای افزایش استفاده از حمل نقالهای در جابهجایی سنگ معدن است همچنین شرکت «NMMC» اعلام کرده که تجهیزات این خطوط در چارچوب برنامه بومیسازی در کارخانه ماشینسازی ناوئی و کارخانه تعمیر و مکانیک زرافشان تولید میشوند.
یکی از جنبههای قابلتوجه پروژه «IPCC» معدن مورونتائو، نحوه تامین تجهیزات است. شرکت «NMMC» اعلام کرده است که تجهیزات مورد نیاز پروژه جدید در چارچوب برنامه بومیسازی در کارخانه ماشینسازی ناوئی و کارخانه تعمیر و مکانیک زرافشان تولید شده و عملیات ساخت و نصب نیز توسط واحدهای داخلی این مجموعه انجام گرفته است.
این رویکرد در توسعه خطوط نقاله شرکت «NMMC» نیز تکرار شده است. این شرکت اعلام کرده که طراحی، ساخت و نصب خطوط نقاله را در داخل مجموعه انجام میدهد و تجهیزات توسط واحدهای صنعتی وابسته تولید میشوند.
در نتیجه، تجربه معدن مورونتائو فقط به انتخاب فناوری حمل محدود نمیشود؛ بلکه بخش مهمی از پروژه به ایجاد توان ساخت، نصب و نگهداری تجهیزات مربوط است. با این حال، منابع بررسیشده داده مستقلی درباره میزان صرفهجویی مالی ناشی از بومیسازی این مجموعه ارائه نمیکنند و نمیتوان فراتر از اظهارات شرکت درباره اثر اقتصادی آن نتیجهگیری کرد.
اجرای سیستمهای حمل پیوسته در پیتهای عمیق، تنها موضوع انتخاب یک سنگشکن و یک نوار نقاله نیست. ارزیابی کل پروژه معدن مورونتائو نشان میدهد که جایگاه مجموعه خردایش و مسیر نوار با هندسه پیت و مسیرهای حمل ارتباط مستقیم دارد؛ زیرا ایستگاههای خردایش و خطوط انتقال در بخش جنوبی پیت مستقر شدهاند و همزمان توسعه عمق معدن نیز در برنامه قرار دارد.
در گزارش تخصصی منتشر شده در پلتفرم «Geomechanics.io» با هدف بررسی پروژه معدن مورونتائو، به اثر جانمایی مجموعه چرخهای بر طراحی رمپها و برنامهریزی توسعه پیت نیز اشاره شده است. از نگاه نویسنده این گزارش، استقرار مسیرهای انتقال میتواند بر نقاط خروج مواد معدنی، هندسه رمپ و طراحی توسعههای آتی معدن اثر بگذارد.
بنابراین، تجربه پروژه «IPCC» معدن مورونتائو نشان میدهد که حمل پیوسته باید از مرحله طراحی معدن در نظر گرفته شود. اگر مسیر نوار پس از شکلگیری نهایی پیت طراحی شود، محدودیتهای هندسی و عملیاتی میتواند انعطافپذیری سیستم را کاهش دهد؛ در مقابل، هماهنگ کردن توسعه پیت و مسیر انتقال میتواند امکان استفاده منسجمتر از زیرساخت را فراهم کند.
همزمان با توسعه پروژه «IPCC» معدن مورونتائو، پروژههای حمل پیوسته در ایران نیز وارد مرحله اجرایی شدهاند. شرکت معدنی و صنعتی گهرزمین در مرداد ۱۴۰۵ قرارداد فاز نخست پروژه «IPCC» خود را با شرکت ایریتک امضا کرد. مدیرعامل گهرزمین در این مراسم اعلام کرد که این پروژه پس از سالها مطالعه و بررسی وارد مرحله عملیاتی شده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، ظرفیت پروژه گهرزمین ۲۸ هزار تن اعلام شده و مدیرعامل شرکت «کگهر» کاهش ۶۰ درصدی مصرف گازوئیل و حذف ۱۰۰ دستگاه دامپتراک و ۳۰۰ هزار تن کربن را از اهداف پروژه عنوان کرده است. در گزارش دیگر نیز مدیر پروژه «IPCC» گهرزمین اعلام کرده است که پروژه حمل پیوسته مواد معدنی از طریق نوار نقاله در بزرگترین معدن سنگ آهن ایران وارد مرحله اجرایی شده و در طراحی آن، باطله پس از خردایش اولیه در داخل معدن روی نوار قرار گرفته و انتقال مییابد.
این تجربه در کنار پروژه «IPCC» معدن مورونتائو اهمیت مقایسهای دارد، زیرا هر دو پروژه بر کاهش وابستگی به حمل بار به روش سنتی و افزایش سهم انتقال پیوسته در عملیات معدن روباز تمرکز دارند؛ با این تفاوت که مشخصات زمینشناسی، هندسه پیت، ظرفیت تولید و طراحی عملیاتی هر معدن متفاوت است و نمیتوان شاخصهای اقتصادی یک پروژه را مستقیما به پروژه دیگر تعمیم داد.
در بخش دیگری از صنعت معدن ایران، شرکت ملی صنایع مس نیز موضوع استفاده از تجربه «IPCC» معدن مورونتائو و فناوریهای مشابه را در مطالعات توسعهای خود دنبال میکند. «غلامرضا ملاطاهری» معاون طرح و برنامهریزی شرکت ملی صنایع مس ایران، در همین رابطه اعلام کرده است که فازهای سوم و چهارم مس سرچشمه به «IPCC» نیاز دارند و مطالعات و مهندسی آن در حال بررسی است.
اهمیت این اظهارنظر در آن است که نشان میدهد فناوری حمل پیوسته در ایران صرفا به یک پروژه سنگآهن محدود نیست و در توسعه معادن مس نیز به عنوان یکی از گزینههای مهندسی مطرح شده است. با این حال، منبع مذکور وضعیت مس سرچشمه را در مرحله مطالعه و مهندسی توصیف میکند و بنابراین نمیتوان آن را در سطح پروژه بهرهبرداریشدهای مانند پروژه «IPCC» معدن مورونتائو قرار داد.
دادههای موجود درباره پروژه «IPCC» معدن مورونتائو چنین نتیجهای را تایید نمیکنند. ساختار پروژه شامل واحدهای خردایش و بارگیری در کنار نوارهای انتقال است و گزارش ممیزی منابع معدنی مورونتائو نیز نشان میدهد که ناوگان کامیونهای حمل بار همچنان بخش مهمی از عملیات معدن را تشکیل میدهد. بنابراین، آنچه در معدن مورونتائو مشاهده میشود بیشتر حرکت به سمت یک سیستم ترکیبی است تا حذف کامل کامیونهای حمل بار.
این تمایز برای معادن ایران اهمیت دارد. انتخاب میان کامیون، نوار یا سیستم ترکیبی به مشخصات هر معدن وابسته است و منابع بررسیشده نیز درباره یک نسخه واحد برای همه معادن توصیهای ارائه نمیکنند. تجربه معدن مورونتائو بیشتر یک نمونه عملیاتی برای بررسی چگونگی اتصال خردایش داخل پیت، حمل بار به وسیله ناوگان کامیونی در بخش اولیه و انتقال نقالهای در بخش بعدی است.
برای معادن روباز عمیق ایران، مهمترین درس پروژه «IPCC» معدن مورونتائو نه طول مشخص نوارهای نقاله یا ظرفیت روزانه این پروژه، بلکه نحوه ادغام فناوری حمل بار با برنامه توسعه معدن است. در معدن مورونتائو، توسعه پیت، استقرار واحدهای خردایش، مسیر نوار اصلی و نوار باطله در قالب یک پروژه توسعهای دنبال شدهاند.
تجربه گهرزمین نیز نشان میدهد که در ایران، مطالعات و پروژههای حمل پیوسته به سمت مرحله اجرایی حرکت کردهاند. از سوی دیگر، بررسی «IPCC» در فازهای توسعهای مس سرچشمه نشان میدهد که این فناوری در معادن بزرگ مس نیز در حال ورود به محاسبات مهندسی است.
با این حال، برای ارزیابی اقتصادی هر پروژه در ایران، باید دادههای مستقل درباره سرمایهگذاری، هزینه چرخه عمر، ظرفیت واقعی، دسترسپذیری تجهیزات، هزینه نگهداری، مصرف انرژی، طول مسیر حمل، تغییرات هندسی پیت و هزینه جایگزینی یا جابهجایی خطوط نقاله در دسترس باشد. منابع بررسیشده درباره این شاخصها برای مقایسه مستقیم مورونتائو، گهرزمین و مس سرچشمه داده کافی ارائه نمیکنند؛ بنابراین مقایسه عددی میان آنها قابل اتکا نیست.
پروژه «IPCC» معدن مورونتائو اکنون یکی از نمونههای عملیاتی جدید استفاده از فناوری جریان چرخهای در یک معدن روباز عمیق است. پروژه جدید شرکت «NMMC» با دو واحد خردایش و بارگیری، نوار اصلی ۱,۵۰۰ متری و نوار باطله ۹۰۰ متری، ظرفیت جابهجایی اعلامشده ۲۵ هزار مترمکعب سنگ معدن در روز دارد و مسیر کامیونهای بزرگ حمل بار را ۱,۵۵۰ متر کاهش داده است.
اهمیت این پروژه برای صنعت معدن در آن است که حمل پیوسته را در کنار توسعه عمق پیت، خردایش داخل معدن و انتقال باطله قرار داده است. در همین حال، توسعه گسترده خطوط نقاله در شرکت «NMMC» نشان میدهد که این شرکت استفاده از حمل نقالهای را به یک پروژه منفرد محدود نکرده است.
برای ایران نیز همزمان نشانههایی از حرکت در همین مسیر از ورود پروژه «IPCC» گهرزمین به مرحله اجرایی تا بررسی این فناوری برای فازهای توسعهای مس سرچشمه دیده میشود. با این وجود، تجربه معدن مورونتائو را نمیتوان نسخه آماده برای معادن ایران دانست؛ ارزش اصلی آن، ارائه یک نمونه عملیاتی برای بررسی نحوه ترکیب ناوگان حملونقل، خردایش داخل پیت، نوار اصلی و انتقال باطله در معادن روباز عمیق است.
https://www.ngmk.uz/en/press-center/news-and-press-releases/Muruntov-konida-davriy-oqim-texnologiya-majmuasi-ishga-tushirildi/
https://www.ngmk.uz/wp-content/uploads/2024/10/combined-mre-ore-report-final-v2-en.pdf
https://www.geomechanics.io/news/article/navois-cyclic-flow-ipcc-at-muruntau-design-and-ramp-implications-for-mine-planners