به گزارش میمتالز، در عصر نوین، بنگاههای بزرگ با فاصله گرفتن از مفهوم حکمرانی دادهمحور و گزارش دهی صرفاً مالی، مأموریت خود را در ارائه گزارش پایداری و تعریف حاکمیت مسوولانه بازتعریف کردهاند. در کشور ما نیز، فولاد مبارکه از جمله پیشرانان این حوزه بوده و چند سالی است که با انتشار گزارشهای پایداری و سنجش شاخصهای مرتبط با این حوزه، به سمت بنگاهی مسوولیت پذیر و اعمال حکمرانی مسوولانه پیش میرود. گزارش پایداری و عملکرد فولاد مبارکه نشاندهنده یک گذار استراتژیک از تولیدمحوری سنتی به سمت حکمرانی مسوولیتپذیر است. این شرکت با درک ریسکهای سیستماتیک (مانند بحران آب و انرژی) و فشارهای ذینفعان، مدلی را پیادهسازی کرده که در آن پایداری نه یک واحد جانبی، بلکه هسته اصلی استراتژی کسبوکار است. در این تحلیل، اقدامات فولاد مبارکه بر اساس چهار بعد اصلی حکمرانی مسوولیتپذیر (پاسخگویی، مسوولیت راهبردی، مشارکت فراگیر و اخلاقمداری) واکاوی شده است.
در مدل حکمرانی مسوولیتپذیر، پاسخگویی فراتر از سهامداران است. فولاد مبارکه با انتشار گزارش پایداری بر اساس استانداردهای GRI، سعی در شفافسازی اثرات خود دارد. انتشار گزارشهای پایداری و عملکرد سالانه توسط فولاد مبارکه که در آن نه تنها سود مالی، بلکه مصارف آب، انرژی، و سرمایهگذاریهای اجتماعی افشا میشود مصداقی از حرکت به سمت شفافیت در حوزه «مصرف آب» و «انتشار کربن» نشاندهنده پذیرش مسوولیت در قبال منابع ملی است.

این بعد بر ادغام ESG (محیط زیست، اجتماع، حاکمیت) در استراتژی اصلی تأکید دارد. فولاد مبارکه با تعریف پروژه «مسیر ماندگار»، پایداری را به بقای استراتژیک خود گره زده است. این شرکت با شناسایی ریسکهای غیر مالی نظیر آب و انرژی و با توجه به بحران خشکسالی اصفهان، مبارکه استراتژی خود را بر «استقلال از منابع آبی زایندهرود» بنا کرده است که ابر پروژه انتقال آب دریا به اصفهان و بازچرخانی پسابهای شهری از جمله این پروژهها هستند. در کنار آن، تمرکز بر تولید فولاد سبز و کمکربن برای حفظ جایگاه در بازارهای صادراتی آینده دیگر سیاست تعریف شده در مسوولیت پذیری راهبردی فولاد مبارکه است که مصادیق آن را در احداث نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی و نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی میتوان مشاهده کرد.

تعامل با جامعه محلی و ذینفعان غیر از سهامداران از دیگر ابعاد حکمرانی مسوولیت پذیر است که شامل سرمایهگذاری در زیرساختهای استان اصفهان و حمایت از ورزش و بهداشت نیز میشود که تأسیس باشگاه فولاد مبارکه سپاهان به عنوان یک ساختار کاملاً حرفهای در استعدادیابی، پرورش آنها و حمایت از ورزش حرفهای یکی از موفقترین مصادیق این حوزه است. فارغ از این، سایر شرکتهای گروه فولاد مبارکه در نقاط مختلف کشور، این مسوولیت را در منطقه خود به عهده دارند.

مضاف بر این، رویکرد مبارکه در توانمندسازی سازندگان داخلی، نوعی مشارکت فراگیر برای توسعه اکوسیستم صنعتی کشور است. حمایت از شرکتهای دانشبنیان از طریق صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی (CVC) مصداق این بعد است.
تمرکز بر ارزشآفرینی فراتر از الزامات قانونی نیز بعد مهمی است که با تأکید بر شفافیت مالی و مبارزه با فساد در زنجیره تأمین، و همچنین رعایت استانداردهای ایمنی و بهداشت (HSE) بالاتر از حد نرمال صنعت برای کارکنان مصداق پیدا میکند.

با وجود این دستاوردهای فنی و محیطزیستی، اگر بخواهیم با عینک سختگیرانه نگاه کنیم، هنوز چالشهایی در لایه «اخلاقمداری نظاممند» و ساختار حکمرانی وجود دارد. اقدامات پایداری مبارکه بیشتر ماهیت پروژهای و فنی دارند (مثل تصفیه آب یا نیروگاه). برای رسیدن به تراز جهانی شرکتهایی مثل نستله یا دنسکه بانک، مبارکه نیازمند ادغام این مفاهیم در سطح هیات مدیره است. آیا کمیته ESG (محیطزیست، اجتماعی و حاکمیتی) در بالاترین سطح تصمیمگیری وجود دارد؟ آیا پاداش مدیران ارشد مستقیماً به کاهش مصرف آب یا کاهش کربن گره خورده است؟
گزارش فعلی نشان میدهد که مسیر آغاز شده، اما تا نهادینه شدن کامل «حکمرانی مسوولیتپذیر» به عنوان DNA سازمان، فاصله وجود دارد و تلاشهای فعلی با همین شیب بایستی ادامه پیدا کنند. شرکت در ساختار خود تغییراتی در همین مسیر ایجاد کرده و این اقدامات به زودی نتایج پایداری به بار خواهد آورد. داستان فولاد مبارکه، داستان «فضیلتِ اجبار» است. محدودیتهای اقلیمی و تحریمهای اقتصادی، این غول صنعتی را ملزم کرده تا تا به حکمرانی مسوولیت پذیر نظری تازه داشته باشد. مدلی که مبارکه اجرا میکند، اثبات این گزاره است که در قرن بیست و یکم، «پایداری» مساوی با «سودآوری» است. آنها آب را بازچرخانی میکنند، چون آب تازه نایاب است؛ انرژی خورشیدی تولید میکنند، چون شبکه برق ناپایدار است؛ و بومیسازی میکنند، چون این صنعت مستقیماً مورد حمله تحریمی دشمن قرار گرفته است. این همگراییِ "سود" و "مسوولیت"، همان جوهره حکمرانی مسوولیتپذیر است که میتواند الگویی برای سایر صنایع انرژیبر در خاورمیانه پربحران باشد. در نهایت، مبارکه نشان میدهد که حتی در دل کویر هم میتوان رشد کرد، به شرطی که قواعد بازی با طبیعت و جامعه را بلد باشید.
بر اساس گزارش پایداری، مصادیق زیر نشاندهنده حرکت عملیاتی مبارکه به سمت حکمرانی مسوولیتپذیر است:
۱. حکمرانی آب: جمعآوری و تصفیه فاضلاب ۹ شهر اطراف و بازچرخانی آن در خطوط تولید که ارزش مسوولانهآن کاهش برداشت از آب تازه به نزدیک صفر و کمک به بهداشت منطقه با جمعآوری فاضلاب است.
۲. حکمرانی انرژی و کربن: احداث نیروگاه سیکل ترکیبی ۹۱۴ مگاواتی (با راندمان بالا)، نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی و نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی در کنار بهینه سازی خطوط تولید و پروژههای کاهش آلایندگی در سایت اصلی که ارزش مسوولانه آن کاهش فشار بر شبکه برق سراسری (جلوگیری از خاموشی خانگی در تابستان) و کاهش انتشار گازهای گلخانهای است.
۳. حکمرانی نوآوری و اشتغال: تأسیس شرکت پشتیبانی و توسعه فناوری و نوآوری (MSTID) و حمایت از شرکتهای دانشبنیان که ارزش مسوولانه آن جلوگیری از فرار مغزها و ایجاد اشتغال تخصصی، فراتر از اشتغال کارگری ساده است.
۴. سرمایهگذاری اجتماعی (CSR): مشارکت در تکمیل ورزشگاه نقشجهان، پروژههای حملونقل ریلی منطقه و توانمندسازی ساکنان شرق اصفهان که ارزش مسوولانه آن ایفای نقش به عنوان یک «شهروند شرکتی» مسوول در قبال زیرساختهای عمومی است.
با وجود اقدامات ارزنده، تطبیق کامل با مدل ایدهآل «حکمرانی مسوولیتپذیر» نیازمند توجه به موارد زیر است:
ساختار هیات مدیره نیازمند اصلاحاتی برای کاهش تمرکز صِرف بر کمیتههای فنی و مالی و ایجاد رسمی «کمیته پایداری و ESG» در سطح هیات مدیره (مشابه مدل دنسکه بانک) برای نظارت مستقیم بر اهداف غیرمالی است.
گزارشدهی یکپارچه: گزارشهای مالی و پایداری معمولاً جداگانه منتشر میشوند و توصیه میشود حرکت به سمت چارچوب IIR یعنی نشان دادن اینکه چگونه سرمایهگذاری در محیطزیست (خورشیدی/آب) مستقیماً به سودآوری بلندمدت (EPS) و کاهش ریسک عملیاتی منجر شده است انجام پذیرد.
مدیریت ذینفعان حاشیهنشین: توصیه میشود مکانیسمهای نهادینهشده برای شنیدن صدای جوامع محلی متأثر از آلایندگیهای احتمالی و شفافیت بیشتر در خصوص دادههای لحظهای زیستمحیطی (مانند غبار و گازها) افزایش یابد.