به گزارش میمتالز به نقل از دنیای اقتصاد - مرضیه احقاقی: با توجه به ذخایر غنی معدنی ایران و نقش صنعت فولاد به عنوان یکی از بخشهای راهبردی اقتصاد، انتظار میرود حمایتهای دولتی از این حوزه تداوم یابد. با این حال، در یک چارچوب سیاستگذاری کارآمد، انتظار میرفت تمرکز بیشتری بر توسعه متوازن زیرساختها و تقویت همهجانبه ظرفیتهای تولیدی صورت گیرد. بسیاری از دولتها به ویژه در کشورهای در حال توسعه، فولاد را یک ماده اولیه استراتژیک ضروری برای صنعتی شدن، توسعه زیرساختها و امنیت ملی میدانند. اهمیت فولاد برای کشورها به قدری است که در مواردی بدون توجه به تعادل میان عرضه و تقاضا، سرمایهگذاری در این صنعت را توجیه میکنند. تلاش هند برای دستیابی به ظرفیت ۳۰۰ میلیون تن تا سال ۲۰۳۰ و افزایش ظرفیت اندونزی از ۱۰ میلیون تن به ۳۰ میلیون تن، نشاندهنده این محاسبه استراتژیک است. همزمان کشورهای غنی از منابع معدنی با هدف به حداکثر رساندن ارزش افزوده از مواد اولیه، در زنجیره تولید فولاد سرمایهگذاری میکنند. در این میان، رونق مقطعی قیمت فولاد در بازارهای جهانی به عنوان یکی از محرکهای اصلی سرمایهگذاری در ایجاد و توسعه واحدهای صنعتی این بخش عمل میکند.

افت ضریب بهرهبرداری از صنعت فولاد یکی از چالشهایی است که روند سودآوری در این صنعت را در بازههای زمانی مختلف در سطح جهانی تحت تاثیر منفی قرار داده است. برای درک ضریب بهرهبرداری از واحدهای فولادی باید تاکید کرد که ظرفیت فولاد به حداکثر خروجی تولید بالقوه یک کارخانه فولادسازی در یک دوره زمانی مشخص اشاره دارد که معمولا بر حسب میلیون تن در سال اندازهگیری میشود. ظرفیت اسمی نشاندهنده حداکثر نرخ تولید است که توسط تولیدکنندگان تجهیزات در شرایط عملیاتی ایدهآل مشخص میشود. ظرفیت موثر، محدودیتهای عملیاتی از جمله زمانهای توقف، تعمیر و نگهداری، محدودیتهای ترکیب محصول، دسترسی به مواد اولیه و برنامهریزی نیروی انسانی را در نظر میگیرد و معمولا ۵ تا ۱۰ درصد کمتر از ظرفیت اسمی است. در مقابل، ظرفیت عملیاتی بیانگر میزان تولید واقعی قابل دستیابی در شرایط فعلی بازار، شیوههای مدیریتی و راهبردهای بهرهبرداری است. از این رو، مطالعات امکانسنجی و تحلیلهای عرضه بازار باید تمایز دقیقی میان این مفاهیم قائل شوند تا از برآورد بیش از حد ظرفیت واقعی بازار جلوگیری شود.
بر اساس آمار منتشرشده توسط انجمن جهانی فولاد، ضریب بهرهبرداری موثر برای کسب سود منطقی در واحدهای فولادی بسته به فرآیندهای تولید، تفاوتهایی دارد. اما در حالت کلی میتوان این طور ادعا کرد که هر ۵ واحد درصد کاهش در بارگیری کارخانه معمولا حاشیه سود را ۲ تا ۳ درصد کاهش میدهد. ظرفیت مازاد فولاد جهانی در حال حاضر حدود ۷۲۰ میلیون تن است؛ یعنی تقریبا ۳۵ درصد از ظرفیت فولاد خام جهانی بدون استفاده مانده است. این مازاد ظرفیت به شدت در چین متمرکز است که تقریبا ۴۰۰ میلیون تن از مازاد جهانی را تشکیل میدهد. پس از آن هند (۵۰ میلیون تن)، اروپا (۴۰ میلیون تن) و کشورهای مستقل مشترکالمنافع-CIS (۳۰ میلیون تن) بیشترین ظرفیت مازاد صنعت فولاد را در اختیار دارند. روند سریع صنعتی شدن چین در طول دهههای اخیر به رشد قابلتوجه ظرفیت فولادسازی این کشور در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ منجر شد.
ظرفیت مازاد نشاندهنده یک چالش ساختاری در صنعت فولاد جهانی است؛ صنعتی که به دلیل ماهیت سرمایهبر و برخورداری از هزینههای ثابت بالا، در برابر نوسانات تقاضا و قیمت بسیار حساس است. کاهش سودآوری در این بخش میتواند پیامدهای متعددی از جمله تشدید رقابت قیمتی و حرکت به سمت رفتارهای غیرکارآمد در بازار را به همراه داشته باشد. در ادامه، افت درآمد و سودآوری شرکتها معمولا توان سرمایهگذاری در حوزههایی مانند نوسازی فناوری و پروژههای زیستمحیطی را کاهش میدهد. در چنین شرایطی، بخشی از بنگاهها برای تداوم فعالیت به حمایتهای دولتی یا یارانههای مستقیم و غیرمستقیم متکی میشوند؛ موضوعی که میتواند به تداوم مازاد ظرفیت و تعمیق ناکارآیی در سطح صنعت منجر شود.
میزان استفاده از ظرفیت جهانی فولاد در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط ۷۲ تا ۷۵ درصد بوده است که حکایت از ظرفیت مازاد ساختاری مزمن در سراسر صنعت فولاد جهان دارد. چین که بیش از نیمی از ظرفیت جهانی این محصول استراتژیک را تشکیل میدهد، تقریبا با ۷۳ درصد ظرفیت بهرهبرداری فعالیت میکند. در همین حال ظرفیت بهرهبرداری از صنایع فولادی در کشورهای اروپایی به طور متوسط حدود ۶۸ درصد، آمریکای شمالی ۷۵ درصد و هند ۷۸ درصد گزارش شده است. دستیابی به سودآوری پایدار در صنایع فولادی مستلزم بهرهبرداری از حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد ظرفیت تولید است. در صورتی که نرخ استفاده از ظرفیت در یک واحد فولادی به زیر ۸۰ درصد کاهش یابد، حاشیه سود به سرعت افت کرده و فشار مالی بر بنگاه افزایش مییابد.
صنعت فولاد ایران با تکیه بر منابع غنی سنگ آهن و همچنین دسترسی به منابع ارزان انرژی توسعه یافته است. با توجه به اهمیت فولاد در روند توسعه کشور، در طول دهههای گذشته ظرفیت قابلتوجهی جذب صنعت فولاد ایران شده است. در سند چشمانداز ۲۰ ساله کشور که در سال گذشته به پایان رسید، برای تولید ۵۵ میلیون تن فولاد برنامهریزی شده بود. در حال حاضر ظرفیت در دست بهرهبرداری از صنعت فولاد کشور حدود ۵۰ میلیون تن است. میزان تولید در این صنعت در سال ۱۴۰۴ به ۳۲.۱ میلیون تن رسید؛ بنابراین ظریب بهرهبرداری از این صنعت در سال گذشته حدود ۶۴ درصد بوده است. با توجه به آنکه میانگین بهرهمندی از ظرفیت تولید فولاد در جهان در محدوده ۷۲ تا ۷۵ درصدی است، باید این طور ادعا کرد که فولادسازی ما به مراتب پایینتر از استانداردهای جهانی فعالیت میکند. بدون تردید تداوم این روند به عملکرد صنایع فولادی کشور در سالهای آتی آسیب جدی وارد خواهد کرد.
علاوه بر تمام چالشهای مزمن حاکم بر صنعت فولاد کشور باید تاکید کرد که کشور ما در ۱۲ ماه گذشته با مساله تنش نظامی و محاصره دریایی مواجه شده است. در این دوره از جنگ نیز برخی از مهمترین صنایع فولادی کشور، آسیبهای جدی دیدند. در همین حال روند تولید و تجارت این صنعت نیز تحت تاثیر شرایط جنگی قرار گرفته است؛ بنابراین فارغ از مشکلات مزمن حاکم بر عملکرد معادن، شاهد تحمیل خسارتهای جدیتری به این بخش هستیم.
«احسان دشتیانه» کارشناس و فعال صنعت فولاد در ارزیابی اهمیت ضریب بهرهوری در صنعت فولاد گفت: ضریب بهرهبرداری از صنعت فولاد تاثیر مستقیمی بر سودآوری صنایع دارد. با وجود این میزان بهرهبرداری از صنعت فولاد کشور به دلیل محدودیتهای زیرساختی (از جمله در بخش حملونقل و لجستیک، ناترازی انرژی و فقدان دسترسی کامل به بازارهای جهانی در شرایط تحریمی) به شدت پایین است. محدودیتهای یادشده در حالی عملکرد و سودآوری واحدهای فولادی را متاثر میکند که ایران از منظر موقعیت جغرافیایی، دسترسی به منابع غنی معدنی، نیروی انسانی متخصص و حتی ظرفیت بالای انرژی، میتواند تولید فولاد خود را ارتقا بخشد. اما در عمل از مزیتهای یادشده بهره کافی گرفته نشده است. به عنوان نمونه با وجود دسترسی قابلتوجه کشور به انرژی، واحدهای صنعتی در برهههای مختلف زمانی با محدودیت جدی در تامین انرژی مواجه میشوند و همین موضوع نیز تولید آنها را کاهش میدهد. به بیان دقیقتر انرژی که میتوانست مزیت فولادسازی کشور باشد، اکنون به پاشنه آشیل تولید بدل شده است.
این فعال صنعت فولاد گفت: در طول دهههای گذشته ظرفیت قابلتوجهی جذب توسعه صنعت فولاد کشور شده است. کاهش تولید در این صنعت حکایت از بیاثر شدن این حجم از سرمایه دارد. هر چه میزان تولید در واحدهای صنعتی افزایش یابد، هزینههای سربار کاهش خواهد یافت و سود بیشتر میشود. اما در شرایطی که صنایع ناچار به افت تولید هستند، زیان ناشی از عدم تولید کامل برای آنها بیشتر میشود.
دشتیانه ناترازی انرژی را اصلیترین عامل افت تولید در واحدهای صنعتی دانست و گفت: در طول سالهای اخیر بیشترین میزان تولید صنایع به فروردینماه اختصاص داشته است؛ چراکه در این برهه زمانی شاهد اعمال انواع محدودیتها در تامین انرژی نبودهایم. چنانچه صنایع میتوانستند در سایر ماهها نیز همچون فروردین سال۱۴۰۴ تولید کنند، میزان تولید در این بخش به حدود ۴۰ میلیون تن میرسید؛ بنابراین مدیریت مصرف انرژی در کشور به خصوص با تمرکز بر بخش خانگی راهکار بهبود عملکرد تولید صنایع است.
دشتیانه در پاسخ به سوالی مبنی بر قیمت انرژی تخصیصیافته به واحدهای فولادی گفت: قیمت گاز تخصیصیافته به صنایع را دسترسی به این حامل انرژی تعیین میکند. صنایع ایران به دلیل دسترسی به میادین گازی، قیمت انتقال آن را پرداخت نمیکنند. یعنی مقایسه بهای گاز تخصیصیافته به صنایع در ایران و کشورهای واردکننده گاز از اساس اشتباه است. همان طور که فولادسازان نیز در نهایت محصول تولیدی خود را با قیمت صادرات و با احتساب ارز ارزانتر در بازار داخلی به فروش میرسانند. طبعا فولادسازان نیز محصول خود را با قیمت فولاد وارداتی و با احتساب هزینه حملونقل در کشور عرضه نمیکنند.
این فعال صنعت فولاد گفت: میانگین بهای گاز تخصیصیافته به صنعت فولاد کشور در سال گذشته به ازای هر مترمکعب برابر ۱۰ تا ۱۲ سنت بود. چنانچه عدمالنفع ناشی از تامین نشدن گاز برای صنایع و افت تولید در این زنجیره را لحاظ کنیم، بهای گاز مصرفی صنایع در سال گذشته حدود ۱۷ سنت بوده است؛ در حالی که کشورهای قطر و عربستان گاز را با قیمت حدود ۶ سنت در اختیار صنایع خود قرار دادهاند.
دشتیانه در پاسخ به سوالی مبنی بر چرایی ظرفیتسازی گسترده در زنجیره فولاد با وجود نبود دورنمای روشن از مصرف این محصول گفت: در افق ۱۴۰۴ برای تولید ۵۵ میلیون تن فولاد برنامهریزی شده بود. صنعت فولاد نیز توانست منطبق با اهداف بالادستی توسعه کشور حرکت کند. با وجود این، توسعه در سایر بخشها متناسب با اهداف کلان اقتصادی کشور نبود. به این ترتیب در حال حاضر شاهد بروز مشکلاتی در تولید و مصرف فولاد کشور هستیم.
منبع: دنیای اقتصاد