به گزارش میمتالز، بازار جهانی سنگ آهن در هفتههای اخیر برخلاف بسیاری از بازارهای کالایی، واکنش محدودی به تحولات ژئوپلیتیکی نشان داده و در وضعیتی نسبتاً آرام باقی مانده است. «کلاید راسل»، ستوننویس رویترز در حوزه بازار کالا و انرژی آسیا، در تحلیلی تازه تأکید کرده است که اگرچه بازار سنگ آهن از جنگ اخیر در خاورمیانه آسیب جدی ندیده، اما دادههای چین در ماه مه تصویری مبهم و تا حدی گیجکننده از وضعیت واقعی تقاضا و واردات این ماده اولیه فولادسازی ارائه میدهد.
برخلاف بازارهایی مانند نفت خام، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایع که با آغاز درگیریها در خاورمیانه دچار نوسان شدند، قیمت سنگ آهن تا حد زیادی باثبات مانده است. قراردادهای سنگ آهن در بورس سنگاپور از ابتدای سال تاکنون تنها در بازهای حدود ۱۴ دلار نوسان داشته و قیمتها عمدتاً بین ۹۸ تا ۱۱۲ دلار در هر تن جابهجا شدهاند؛ این دامنه محدود نوسان نشان میدهد که بازار سنگ آهن فعلاً بیش از آنکه تحت تأثیر ریسکهای ژئوپلیتیکی باشد، به دادههای بنیادین چین و وضعیت صنعت فولاد این کشور چشم دوخته است.
این ثبات نسبی قیمتها با رشد ملایم واردات چین همراه بوده است. بر اساس دادههای گمرک چین، واردات سنگ آهن این کشور در پنج ماه نخست سال به بیش از ۵۱۶ میلیون تن رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶.۳ درصد افزایش نشان میدهد.
واردات سنگ آهن چین در ماه مه طبق آمار رسمی به۹۷.۷۱ میلیون تن رسید؛ رقمی که نسبت به ماه آوریل ۶ درصد کاهش داشت و پایینترین سطح در سه ماه گذشته محسوب میشود. نکته مهم آن است که این عدد با برآوردهای مؤسسات ردیابی کالا همخوانی ندارد. شرکت DBX واردات دریایی سنگ آهن چین در ماه مه را ۱۰۵.۵۶ میلیون تن و مؤسسه کپلر نیز آن را ۱۰۶.۴ میلیون تن برآورد کردهاند. هرچند اختلاف میان دادههای ردیابی محموله و آمار گمرکی معمولاً امری غیرعادی نیست، اما فاصله حدود۸ میلیون تنی در یک ماه، قابل توجه و غیرمعمول ارزیابی میشود.
این شکاف آماری میتواند نشان دهد که بخشی از محمولههایی که در روزهای پایانی ماه مه وارد بنادر چین شدهاند، در آمار گمرکی همان ماه ثبت نشده و فرآیند ثبت، ارزیابی یا ترخیص آنها به ماه ژوئن منتقل شده است. در چنین شرایطی، ممکن است آمار رسمی واردات چین در ژوئن افزایش محسوسی نشان دهد و بخشی از افت ماه مه جبران شود. بنابراین، کاهش واردات در ماه مه الزاماً به معنای افت واقعی تقاضا نیست و باید در کنار دادههای ماه بعد تحلیل شود.
با این حال، نکته قابل توجه آن است که عملکرد واردات سنگ آهن چین در ماههای اخیر بهتر از وضعیت صنعت فولاد این کشور بوده است. تولید فولاد چین در چهار ماه نخست سال با ۴.۱ درصد کاهش به ۳۳۱.۱۲ میلیون تن رسید؛ این شکاف میان واردات نسبتاً قوی سنگ آهن و تولید ضعیفتر فولاد، پرسشهایی درباره مقصد نهایی محمولههای وارداتی ایجاد کرده است.
بخشی از پاسخ را میتوان در افزایش موجودی سنگ آهن بنادر چین جستوجو کرد. ذخایر سنگ آهن در بنادر این کشور در هفته منتهی به ۱۳ مارس به رکورد ۱۶۶.۹۱ میلیون تن رسید. هرچند طبق دادههای مؤسسه مشاوره SteelHome، این موجودیها تا هفته منتهی به ۵ ژوئن به حدود ۱۵۹ میلیون تن کاهش یافت، اما همچنان ۲۱ درصد بالاتر از سطح ۱۳۲ میلیون تنی مدت مشابه سال ۲۰۲۵ است، این سطح بالای ذخایر نشان میدهد که بخشی از واردات چین نه الزاماً برای مصرف فوری در فولادسازی، بلکه برای انبارسازی یا جایگزینی عرضه داخلی انجام شده است.
عامل دیگر تقویت واردات، کاهش تولید و افت کیفیت سنگ آهن داخلی چین است. بر اساس دادههای MySteel، تولید سنگ آهن چین در چهار ماه نخست سال به ۳۲۶.۸ میلیون تن رسید که نسبت به سال قبل یک درصد کاهش داشته است. افزون بر کاهش تولید، کیفیت پایینتر سنگ آهن داخلی نیز مزیت واردات را افزایش داده است. سنگ آهن تولید داخل چین معمولاً فقط ۲۰ تا ۳۰ درصد آهن دارد و برای رسیدن به عیار سنگ آهن وارداتی، که غالباً ۶۰ تا ۶۵ درصد است، باید فرآوری و غنیسازی شود؛ فرآیندی که هم پرهزینه است و هم انرژی زیادی مصرف میکند.
در مجموع، بازار سنگ آهن در ظاهر آرام و باثبات به نظر میرسد، اما در پشت این آرامش، ابهامهایی جدی درباره دادههای وارداتی چین، سطح واقعی تقاضای فولاد، حجم بالای موجودی بنادر و نقش کاهش کیفیت تولید داخلی وجود دارد. به همین دلیل، آمار ماه ژوئن چین میتواند برای روشن شدن جهت بعدی بازار سنگ آهن اهمیت ویژهای داشته باشد.