به گزارش میمتالز، نگرانی اصلی فعالان صنعت فولاد کشور، دیگر تنها کمبود ذخایر سنگ آهن نیست بلکه پیشرفت نامتوازن توسعه و شکننده عمل کردن زنجیره در برابر کوچکترین تکانههای بیرونی است. البته باید در نظر داشت که دستاوردهای این زنجیره انکارناپذیر است.
ایران در سالهای اخیر به جایگاه خوبی در زمینه تولید فولاد در جهان رسیده، فولاد مبارکه و فولاد خوزستان به نمادهای قدرت صنعتی کشور تبدیل شدهاند و ظرفیتهای معدنی قابلتوجهی در حوزه سنگ آهن شکل گرفته است، اما همین صنعت ممکن است با هر رویداد سیاسی یا اختلال لجستیکی، دچار زمینگیری شود. اگر وضعیت فعلی در زمینه کنسانترهسازی و گندلهسازی ادامه یابد، تعطیلی بخشی از واحدهای کوچک و متوسط امری محتمل خواهد بود. شرایط ناشی از جنگ ۴۲ روزه یکی از عوامل تشدیدکننده است، اما ریشه اصلی را باید در ساختار نامتوازن زنجیره جستوجو کرد.
به این موضوع باید توجه داشت که نمیتوان به تولید فولاد مثل یک رکورد ورزشی نگاه کرد و هر سال عدد بالاتری را به عنوان هدف در نظر گرفت. باید به بازار هدف، هزینه تمامشده و سود حاصل برای اقتصاد ملی فکر کرد تا فاصله میان ظرفیت اسمی و واقعیت عملیاتی نگرانکننده نباشد.
آنچه اکنون ضرورت دارد، یک آمایش سرزمینی جامع است که بازنگری در پراکندگی جغرافیایی واحدهای تولیدی، تعریف دقیق ظرفیتهای پایدار برای افق ۱۴۲۰ و تصمیمگیری بر اساس منطق اقتصادی و مزیت نسبی را شامل شود. توسعه صنعتی بدون این انسجام، نوعی سرمایهگذاری است که در لحظه بحران، چندبرابر هزینه میگیرد.