به گزارشمی متالز، در شرایطی که ناترازی گاز، محدودیت تامین سوخت صنایع و افزایش فشار بر شبکه برق، سیاستگذاران را به سمت استفاده از سوختهای جایگزین سوق داده است، نقش زغال سنگ نیز بار دیگر در محاسبات اقتصادی و انرژی کشور پررنگ شده است. با این حال، صنعتی که میتواند بخشی از نیاز صنایع فولادی و حتی نیروگاهی را تامین کند، خود با مجموعهای از چالشهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند؛ از قیمتگذاری دستوری و کمبود سرمایهگذاری گرفته تا فرسودگی تجهیزات، مشکلات ایمنی، کمبود مواد ناریه و بحران نقدینگی.
بر اساس آخرین آمار ایمیدرو، ایران حدود ۱۴۰۰میلیون تن ذخیره قطعی و ۱۴میلیارد تن ذخیره احتمالی در اختیار دارد، اما استخراج سالانه زغال سنگ ککشوی کشور حدود ۳.۵میلیون تن برآورد میشود؛ رقمی که بخشی از نیاز صنعت فولاد را پوشش میدهد ولی نقش آن در تولید برق صفر است. از سوی دیگر، نیاز سالانه صنایع فولادی به زغال سنگ و کک متالورژی چندینمیلیون تن است و بخش قابلتوجهی از آن از طریق واردات تامین میشود. این در حالی است که ایران در افق توسعه فولاد، دستیابی به ظرفیت تولید ۵۵میلیون تن فولاد را هدفگذاری کرده، اما اکنون تولید واقعی فولاد بین ۳۰ تا ۳۱میلیون تن برآورد میشود. قطعا تحقق این هدف بدون افزایش تولید مواد اولیه، از جمله زغال سنگ ککشو، با چالشهای جدی روبهرو خواهد بود.
از سوی دیگر با توجه به نمودار، روند سرمایهگذاری در ماشینآلات معادن زغال سنگ طی سالهای اخیر نوسانات قابلتوجهی را تجربه کرده است. پس از افت سرمایهگذاری در سال ۱۳۹۷، این شاخص تا سال۱۴۰۰ روندی صعودی داشت و به بالاترین سطح خود رسید؛ موضوعی که از افزایش نسبی تمایل به نوسازی تجهیزات و توسعه ظرفیتهای استخراج حکایت دارد. با این حال، از سال ۱۴۰۱ روند معکوس شده و سرمایهگذاری در ماشینآلات طی سه سال متوالی کاهش یافته است. استمرار این روند میتواند نشانهای از تضعیف انگیزه سرمایهگذاری در بخش معدن باشد؛ وضعیتی که در صورت تداوم، خطر فرسودگی ماشینآلات، کاهش بهرهوری، افزایش هزینههای استخراج و افت ایمنی معادن را در پی خواهد داشت. این کاهش همچنین میتواند بازتابی از افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، محدودیتهای تامین مالی و رشد هزینه تامین تجهیزات معدنی باشد.
همچنین حوادث تلخ ریزش معادن در کشور در چند سال اخیر موضوع ایمنی معادن را به صدر مباحث معدنی کشور تبدیل کرده است؛ حوادثی که نشان میدهد فاصله میان استانداردهای ایمنی موجود و فناوری روز دنیا همچنان قابلتوجه است؛ بنابراین نیاز فعلی زغال سنگ بازتعریف اقتصاد این صنعت است. صنعتی که امروز از یکسو با قیمتگذاری دستوری و کمبود نقدینگی، انگیزه سرمایهگذاری را از دست داده و از سوی دیگر، به دلیل ناترازی انرژی، بیش از گذشته در معادلات امنیت انرژی کشور اهمیت یافته است. اینکه سیاستگذار کدام مسیر را برای این بخش انتخاب کند، نه تنها آینده معادن زغال سنگ، بلکه بخشی از زنجیره تامین فولاد و حتی الگوی مصرف انرژی کشور را تحتتاثیر قرار خواهد داد.
سعید صمدی، فعال معدنی ضمن اشاره به تولید ۴میلیون تنی زغال سنگ خام در سال۱۴۰۴ گفت: استانهای خراسان جنوبی، کرمان، مازندران، سمنان و گلستان سهم عمدهای از تولید را به خود اختصاص دادهاند؛ اما معادن طبس با تولید ۵۰درصد زغال سنگ پیشتاز این بخش هستند. همچنین بیشترین صادرات ما به کشورهای پاکستان، ترکیه و چین انجام میشود؛ زیرا این کشورها تمایل بیشتری به استفاده از زغال سنگ ایران دارند.
صمدی درباره وضعیت قیمتگذاری زغال سنگ داخلی و تاثیر آن بر سرمایهگذاری گفت: ساختار اقتصادی معادن زغال سنگ با بسیاری از معادن دیگر متفاوت است. در این معادن ابتدا باید سرمایهگذاری سنگینی انجام شود تا تونلها آماده بهرهبرداری شوند و گاهی ۴ تا ۶سال زمان لازم است تا معدن به مرحله تولید اقتصادی برسد. در چنین شرایطی، اگر قیمت فروش محصول متناسب با هزینهها نباشد، سرمایهگذاری جدید عملا توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد.
وی افزود: سرمایهگذاریهایی که ۴ یا ۵سال قبل آغاز شدهاند، با شرایط فعلی شاید بتوانند به نقطه سر به سر برسند؛ اما اگر امروز سرمایهگذار جدیدی بخواهد وارد این حوزه شود، با قیمتهای فعلی امکان بازگشت سرمایه وجود ندارد. درحالیکه کشور برای تامین نیاز صنایع فولادی به افزایش تولید زغال سنگ ککشو احتیاج دارد، قیمتگذاری دستوری انگیزه سرمایهگذاری را از بین برده است. در نتیجه تعدادی از پروژههای توسعهای که در سالهای گذشته آغاز شده بودند، اکنون با پیشرفتهای ۱۰، ۲۰ یا ۳۰درصدی متوقف ماندهاند؛ زیرا ادامه اجرای آنها از نظر اقتصادی صرفه ندارد. صمدی با اشاره به فاصله قیمت داخلی و جهانی زغال سنگ تصریح کرد: اگر همین محصول از خارج کشور وارد شود، قیمت آن چند برابر زغال سنگ تولید داخل خواهد بود، اما تولیدکننده داخلی ناچار است محصول خود را با نرخهای دستوری عرضه کند. این اختلاف قیمت باعث شده نه تنها سرمایهگذاری جدید شکل نگیرد، بلکه حتی حفظ ظرفیتهای موجود نیز با دشواری همراه شود.
صمدی در پاسخ به این پرسش که وضعیت ایمنی معادن زغال سنگ را چگونه ارزیابی میکند و برای رسیدن به استانداردهای جهانی چه میزان سرمایهگذاری نیاز است، اظهار کرد: حادثه طبس نگاه به ایمنی معادن زغال سنگ را به طور اساسی تغییر داد. پس از این حادثه، هیاتی متشکل از وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وزارت کشور، وزارت نفت و سایر دستگاههای مرتبط به همراه انجمن زغال سنگ، وضعیت همه معادن را بررسی کردند. نتیجه این بازدیدها آن بود که برخی معادن به دلیل مشکلات ایمنی تعطیل شدند و تعدادی دیگر نیز اخطار دریافت کردند تا نواقص خود را برطرف کنند.
وی ادامه داد: با وجود این اقدامات، واقعیت این است که سطح ایمنی معادن زغال سنگ هنوز با استاندارد مطلوب فاصله دارد. از نگاه من، ایمنی ارتباط مستقیمی با فناوری دارد و نمیتوان انتظار داشت با ماشینآلات و روشهای استخراج متعلق به چند دهه قبل، به استانداردهای ایمنی قرن بیستویکم دست پیدا کنیم. هر اندازه فناوری استخراج، تجهیزات پایش گاز، سیستمهای تهویه، ماشینآلات و تجهیزات ایمنی بهروزتر باشند، سطح ایمنی نیز ارتقا پیدا میکند؛ بنابراین مهمترین نیاز این بخش، سرمایهگذاری برای نوسازی فناوری است؛ سرمایهگذاری که هم به منابع مالی قابلتوجه و هم به دسترسی به تجهیزات و فناوریهای جدید نیاز دارد.
وی درباره توان تولید داخلی زغال سنگ ککشو برای تامین نیاز صنعت فولاد اظهار کرد: متاسفانه در حال حاضر تولید داخلی پاسخگوی نیاز صنایع فولادی نیست. حتی در بهترین شرایط نیز کمتر از ۵۰درصد نیاز صنعت فولاد از محل تولید داخل تامین میشود و مابقی باید از طریق واردات تامین شود. دلیل این وضعیت نیز کمبود سرمایهگذاری و غیراقتصادی بودن توسعه معادن است. اگر طی سالهای گذشته سرمایهگذاری لازم انجام میشد، امروز وابستگی کشور به واردات تا این اندازه بالا نبود.
صمدی یکی دیگر از مشکلات این بخش را کمبود نقدینگی دانست و گفت: معادن زغال سنگ همه هزینههای خود را به صورت نقدی پرداخت میکنند. حقوق کارگران، هزینه تجهیزات، خدمات و سایر مخارج باید در موعد مقرر پرداخت شود؛ اما از سوی دیگر مطالبات معادن با فاصله چهار تا پنج ماهه وصول میشود. در حال حاضر برخی معادن هنوز مطالبات مربوط به زغال سنگ تحویل داده شده در ماههای گذشته را دریافت نکردهاند و همین موضوع فشار سنگینی بر سرمایه در گردش آنها وارد کرده است. اگر تنها مشکل نقدینگی حل شود و مصرفکنندگان زغال سنگ مطالبات تولیدکنندگان را حداکثر ظرف یک ماه پرداخت کنند، به اعتقاد ما امکان افزایش ۲۰ تا ۲۵ درصدی تولید در کوتاهمدت وجود دارد؛ زیرا بخش مهمی از ظرفیت موجود به دلیل کمبود سرمایه در گردش بلااستفاده مانده است. حتی برخی معادن در ابتدای امسال تصمیم به توقف فعالیت داشتند، اما با توجه به شرایط اشتغال و مسوولیت اجتماعی، فعالیت خود را ادامه دادند تا شاید شرایط اقتصادی این صنعت بهبود پیدا کند.
وی درباره مشکلات تامین مواد ناریه نیز اظهار کرد: مواد ناریه برای معدن همان نقشی را دارد که سوخت برای خودرو ایفا میکند. بدون مواد ناریه اساسا امکان استخراج در بسیاری از معادن وجود ندارد. متاسفانه بحران تامین این مواد از چند ماه قبل آغاز شد و همان زمان نیز بارها نسبت به پیامدهای آن هشدار دادیم. پیشنهاد ما این بود که از طریق واردات یا استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه، مشکل در کوتاهترین زمان ممکن برطرف شود؛ اما تاکنون اقدام موثری انجام نشده است. امروز بسیاری از معادن با کمبود مواد ناریه روبهرو هستند و این مساله بهطور مستقیم بر میزان تولید تاثیر گذاشته است. اگر این روند ادامه پیدا کند، آثار آن در ماههای آینده به صنایع پاییندستی نیز منتقل خواهد شد؛ زیرا بخشی از ذخایر قبلی مصرف شده و کاهش تولید معادن در آینده خود را در کمبود مواد اولیه صنایع معدنی نشان خواهد داد. به اعتقاد فعالان، حل این مشکل باید فراتر از نگاههای اداری و بنگاهداری دنبال شود، زیرا به تولید کشور مربوط است.
صمدی درباره خطرات افت سودآوری در این صنعت نیز گفت: باید میان زغال سنگ حرارتی و زغال سنگ ککشو تفاوت قائل شد. زغال سنگ حرارتی به دلیل آنکه قیمتگذاری دستوری ندارد و خریداران متعددی برای آن وجود دارد، از شرایط اقتصادی مناسبتری برخوردار است و حتی روند تولید آن نیز رو به افزایش است؛ اما زغال سنگ ککشو با مشکلات متفاوتی مواجه است. مصرفکنندگان اصلی این محصول، از جمله صنایع فولادی، خود با مشکلات مالی مواجه هستند و همین شرایط به تولیدکنندگان زغال سنگ نیز منتقل شده است. وی با اشاره به تغییرات احتمالی در الگوی مصرف انرژی کشور اظهار کرد: با توجه به کمبود گاز و محدودیت تامین مازوت، استفاده از زغال سنگ در برخی صنایع از جمله صنعت سیمان در حال بررسی است و حتی اجرای طرحهای پایلوت نیز آغاز شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، تقاضا برای زغال سنگ حرارتی افزایش قابلتوجهی خواهد داشت و این موضوع میتواند زمینهساز سرمایهگذاریهای جدید در این بخش باشد.
منبع: دنیای اقتصاد