به گزارش میمتالز، در بسیاری از فرآیندهای معدنی و صنعتی، در کنار محصول اصلی، مواد دیگری نیز تولید میشوند که بخشی از آنها میتواند به محصولات جانبی با ارزش افزوده بالا تبدیل شود. با این حال، به گفته سعید صمدی، دبیر انجمن زغال سنگ ایران، تفاوت میان پسماند و محصول جانبی قابل توسعه، به نوع ماده معدنی و فرآیند تولید وابسته است و نمیتوان برای همه صنایع یک نسخه واحد ارائه کرد.
صمدی با اشاره به فرآیند تولید کک از زغال سنگ توضیح داد: محصول اصلی این فرآیند کک است، اما در کنار آن، موادی مانند گاز حاصل از فرآیند، قطران، بنزن، سولفات آمونیوم و ترکیبات گوگردی نیز تولید میشود که هرکدام میتوانند کاربردهای اقتصادی متفاوتی داشته باشند.
او افزود: به ازای هر تن زغال سنگ، حدود ۱۰ مترمکعب گاز متان قابل استحصال است که میتوان از آن برای تولید برق استفاده کرد. به گفته او، نیروگاه ذوب آهن اصفهان نیز از گذشته بر مبنای استفاده از گاز حاصل از فرآیند تولید کک طراحی شده است.
دبیر انجمن زغال سنگ ایران با اشاره به ظرفیت قطران نیز گفت: حدود پنج درصد زغال سنگ را قطران تشکیل میدهد و این ماده خود میتواند به مجموعهای از مواد اولیه تبدیل شود. برای نمونه، برخی مشتقات آن در تولید الکترودهای گرافیتی و آلومینیوم کاربرد دارند. همچنین بنزن، سولفات آمونیوم و ترکیبات گوگردی موجود در این فرآیند نیز قابلیت استفاده صنعتی دارند و برخی از این محصولات ارزش اقتصادی به مراتب بالاتری از زغال سنگ دارند.
صمدی در ادامه با اشاره به ظرفیت موجود در باطلههای معدنی اظهار کرد: در باطله زغال سنگ نیز ممکن است کانیها و عناصر مختلفی وجود داشته باشد که قابلیت استحصال داشته باشند؛ از جمله عناصر نادر خاکی که استخراج و فرآوری آنها به فناوریهای پیشرفته نیاز دارد.
وی با بیان اینکه در ایران هنوز ظرفیتهای موجود در زمینه استحصال عناصر همراه و عناصر نادر خاکی بهطور کامل شناخته نشده، گفت: در برخی فرآیندها مانند استحصال طلا، نقره و سایر فلزات از لجن مس، ظرفیتهای سنتی و شناختهشدهای وجود دارد و این مواد تا آخرین میزان اقتصادی خود مورد استفاده قرار میگیرند، اما در بخشهایی مانند عناصر نادر خاکی، ظرفیتسازی کافی انجام نشده است.
دبیر انجمن زغال سنگ ایران یکی از دلایل این وضعیت را عقبماندگی صنعت فرآوری از فناوریهای روز دنیا دانست و افزود: در سالهای اخیر فناوریهای جدید این حوزه به اندازه کافی وارد کشور نشده و در نتیجه بهرهبرداری از این ظرفیتها نیز محدود مانده است.
صمدی تأکید کرد: مشکل اصلی توسعه محصولات جانبی، نبود بازار نیست؛ زیرا این محصولات حتی در بازارهای صادراتی نیز تقاضای قابل توجهی دارند. مسئله نخست، دستیابی به دانش فنی و انجام مطالعات اقتصادی است. سرمایهگذار نمیتواند بدون اطلاع از میزان هزینه، مقدار استحصال، قیمت محصول و دوره بازگشت سرمایه وارد یک پروژه شود.
به گفته او در مرحله نخست باید نمونهبرداری و آنالیز دقیق انجام شود تا میزان عناصر مختلف در ماده معدنی یا باطله مشخص شود. پس از آن، باید هزینه استحصال و ارزش اقتصادی محصول بررسی شود و در صورت توجیهپذیری، سرمایهگذاری و انتقال فناوری در دستور کار قرار گیرد.
دبیر انجمن زغال سنگ ایران با بیان اینکه سرمایه در کشور وجود دارد، خاطرنشان کرد: اگر طرح توجیه اقتصادی مناسبی وجود داشته باشد، امکان جذب سرمایهگذار فراهم است. در مرحله بعد نیز میتوان از دانش فنی خارجی استفاده کرد و آن را به تدریج در داخل توسعه داد.
صمدی شناخت را نخستین گام توسعه فرآوری دانست و گفت: بسیاری از عناصر نادر خاکی موجود در مواد معدنی کشور هنوز بهطور کامل شناخته نشدهاند و حتی در برخی موارد، زیرساخت آزمایشگاهی لازم برای شناسایی آنها وجود ندارد.
وی افزود: در گذشته و پیش از تشدید محدودیتهای بینالمللی، نمونههای معدنی برای آزمایش به کشورهایی مانند استرالیا و آلمان ارسال میشد، اما امروز این مسیرها با محدودیتهای جدی مواجه است؛ بنابراین توسعه آزمایشگاهها و زیرساختهای داخلی برای شناخت ترکیبات مواد معدنی، یک ضرورت اساسی است.
به گفته دبیر انجمن زغال سنگ ایران، پس از شناخت و انجام محاسبات اقتصادی، سرمایهگذاری و توسعه فناوری در مراحل بعدی قرار میگیرند. او تأکید کرد: در صورت ایجاد این زنجیره، میتوان ارزش بازیابیشده از فعالیتهای معدنی را به میزان قابل توجهی افزایش داد.