تاریخ: ۲۷ تير ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۳:۲۶
بازدید: ۱۶۲
کد خبر: ۳۹۹۸۵۳
سرویس خبر : اقتصاد و تجارت

غاز‌های وحشی/ چرا چین هنوز جای صنایع ساده را برای دیگران خالی نمی‌کند؟

غاز‌های وحشی/ چرا چین هنوز جای صنایع ساده را برای دیگران خالی نمی‌کند؟
‌می‌متالز - در الگوی کلاسیک توسعه، کشور‌ها با ثروتمند شدن، صنایع ساده را به اقتصاد‌های فقیرتر واگذار می‌کردند. اما چین این قاعده را برهم زده است. این کشور همزمان که به قلب فناوری‌های پیشرفته نفوذ می‌کند، جایگاه خود را در صنایع سنتی نیز حفظ کرده است؛ تغییری که مسیر صنعتی‌شدن بسیاری از کشور‌های در حال توسعه را با ابهام روبه‌رو کرده است.

به گزارش می‌متالز، ماهنامه کارخانه؛ در ادبیات توسعه اقتصادی، تصویر آشنایی وجود دارد؛ دسته‌ای از غاز‌های وحشی که در آسمان با نظمی دقیق و در قالب حرف V پرواز می‌کنند. هر پرنده زمانی در نوک صف قرار می‌گیرد و سپس جای خود را به دیگری می‌دهد. این تصویر، دهه‌ها یکی از محبوب‌ترین استعاره‌ها برای توضیح صنعتی‌شدن شرق آسیا بود. ژاپن پیشتاز بود، کره‌جنوبی و تایوان در پی آن حرکت کردند و سپس نوبت اقتصاد‌های تازه‌وارد رسید. هر بار که دستمزد‌ها در کشور پیشرو افزایش می‌یافت، صنایع کاربر به مقصدی ارزان‌تر مهاجرت می‌کردند و مسیر توسعه برای دیگران باز می‌شد. برای سال‌ها بسیاری تصور می‌کردند چین نیز همین نقش را ایفا خواهد کرد. کشوری که از دهه ۱۹۹۰ به کارخانه جهان تبدیل شد، قرار بود با ثروتمندتر شدن، بخشی از صنایع پایین‌دستی خود را به کشور‌های فقیرتر آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین واگذار کند. اما این انتقال آن‌گونه که انتظار می‌رفت رخ نداده است.

بررسی‌های جدید نشان می‌دهد چین نه‌تنها در صنایع پیشرفته‌تر مانند خودرو‌های برقی، باتری و تجهیزات دیجیتال پیشروی کرده، بلکه همچنان جایگاه خود را در بسیاری از صنایع سنتی نیز حفظ کرده است. در حالی که اقتصاد‌های توسعه‌یافته از صعود چین در فناوری‌های پیشرفته نگران‌اند، کشور‌های در حال توسعه با پرسشی متفاوت روبه‌رو هستند: چرا چین هنوز جای صنایع کم‌فناوری و کاربر را خالی نمی‌کند؟ پاسخ را می‌توان در آمار تجارت جهانی مشاهده کرد. طی یک دهه گذشته، سهم چین از صادرات جهانی تقریباً در همه سطوح فناوری افزایش یافته است؛ از محصولات ساده و کاربر گرفته تا کالا‌های پیچیده و دانش‌بنیان. به بیان دیگر، چین همزمان در چند زمین بازی حضور دارد. کشوری که زمانی به دلیل نیروی کار ارزان شناخته می‌شد، اکنون در همان حال که ماهواره، ربات و خودرو برقی می‌سازد، همچنان در پوشاک، منسوجات و بسیاری از صنایع سنتی نیز قدرت مسلط باقی مانده است.

نفوذ چین حتی فراتر از آن چیزی است که آمار صادرات نشان می‌دهد. بخش بزرگی از ارزش افزوده کالا‌هایی که در کشور‌های دیگر مونتاژ یا دوخته می‌شوند، در واقع در کارخانه‌های چینی تولید شده است. در زنجیره جهانی پوشاک و منسوجات، سهم چین از ارزش افزوده به‌مراتب بیشتر از سهم آن در صادرات نهایی است. به همین دلیل، حتی زمانی که برچسب «ساخت ویتنام» یا «ساخت بنگلادش» روی یک محصول دیده می‌شود، ردپای چین همچنان در قلب زنجیره تأمین آن حضور دارد. یکی از دلایل این وضعیت، اندازه بی‌سابقه اقتصاد چین است. اقتصاد‌های پیشین شرق آسیا، هرچند موفق بودند، اما در مقیاسی محدود فعالیت می‌کردند. چین، اما با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر وارد این الگو شد و قواعد بازی را تغییر داد. اقتصاددانان سال‌ها پیش هشدار داده بودند که ورود چنین بازیگری به مدل «پرواز غازها» شبیه آن است که یک پرنده غول‌پیکر میان دسته‌ای از غاز‌های معمولی قرار گیرد.

اما مسئله فقط اندازه نیست. چین در واقع مجموعه‌ای از اقتصاد‌های متفاوت را در دل خود جای داده است. برخی شهر‌های ساحلی آن از نظر درآمد سرانه با کشور‌های توسعه‌یافته رقابت می‌کنند، در حالی که بخش‌هایی از مناطق داخلی هنوز در سطح اقتصاد‌های نوظهور قرار دارند. در نتیجه، چین همزمان ویژگی‌های ژاپن، مالزی، تایلند و حتی ویتنام را درون مرز‌های خود دارد. این تفاوت داخلی مزیتی منحصر‌به‌فرد ایجاد کرده است. در حالی که نیروی کار میان کشور‌های مختلف به‌سختی جابه‌جا می‌شود، کارگران چینی می‌توانند از مناطق کم‌درآمد به استان‌های صنعتی و ثروتمند مهاجرت کنند. این انعطاف‌پذیری باعث شده است زنجیره تولید در داخل کشور بازآرایی شود، بدون آنکه الزاماً به خارج از مرز‌ها منتقل شود. در واقع، بخشی از مهاجرت صنعتی که در گذشته میان کشور‌ها رخ می‌داد، اکنون در داخل چین اتفاق می‌افتد.

با این حال، مهم‌ترین تحول شاید در سیاست صنعتی پکن نهفته باشد. برخلاف انتظار بسیاری از اقتصاددانان، رهبران چین دیگر تمایلی به رها کردن صنایع سنتی ندارند. نگاه غالب این نیست که صنایع کم‌فناوری باید قربانی حرکت به سمت فناوری‌های پیشرفته شوند؛ بلکه هدف، ارتقای همان صنایع با ابزار‌های جدید است. ربات‌ها، اتوماسیون، هوش مصنوعی و دیجیتالی‌سازی دقیقاً در همین نقطه وارد معادله می‌شوند. چین تلاش می‌کند هزینه‌های بالاتر نیروی کار را نه با خروج از صنایع سنتی، بلکه با افزایش بهره‌وری جبران کند. به این ترتیب، کارخانه‌ای که روزگاری بر نیروی کار ارزان متکی بود، اکنون با ربات‌ها و خطوط هوشمند تولید رقابت‌پذیری خود را حفظ می‌کند.

استعاره غاز‌های وحشی هنوز جذاب است، اما شاید دیگر جهان امروز را به‌خوبی توضیح ندهد. در آسمان اقتصاد جهانی، پرندگان همچنان در صف پرواز می‌کنند؛ مسئله اینجاست که اکنون پهپاد‌هایی نیز در میان آنها ظاهر شده‌اند؛ ماشین‌هایی که نه خسته می‌شوند، نه مهاجرت می‌کنند و نه به سادگی جای خود را به دیگران می‌دهند. این شاید مهم‌ترین تفاوت عصر صنعتی جدید با همه آن چیزی باشد که اقتصاددانان قرن بیستم تصور می‌کردند.

عناوین برگزیده