به گزارش میمتالز، در یک تقابل استراتژیک، درحالیکه فولادسازان غربی مغز متفکر دیجیتال خود را به بازار آزاد برونسپاری میکنند؛ غولهای آسیایی با درک ارزش کلاندادهها، به یکپارچگی عمودی روی آوردهاند. آنها با خلق امپراتوریهای نرمافزار درونگروهی، دادههای کارخانه را به دارایی نامشهود و سپر امنیتی خود بدل کردهاند. این گذار ساختاری و تقلا برای استقلال سایبری، استراتژی قطعی برای تابآوری در برابر شوکهای اقتصاد جهانی است؛ الگوی هوشمندانهای از معماری قدرت که گروه فولاد مبارکه اکنون پژواک آن را در خاورمیانه رهبری میکند.
در عصر اقتصاد دیجیتال، اقتدار صنعتی دیگر صرفا با حجم استخراج سنگ آهن یا ظرفیت تولید سالانه تعریف نمیشود؛ بلکه مدلهای پیشبینیکننده دادهمحور، مزیت رقابتی شرکتهای بزرگ را در بازارهای بینالمللی تضمین میکنند. این تغییر رویکرد بنیادین، یک شکاف استراتژیک عمیق را میان هلدینگهای غربی و شرقی ایجاد کرده است.
فولادسازان غربی در قاره اروپا و آمریکای شمالی، مدلهای اقتصادی مبتنی بر برونسپاری را ترجیح میدهند و توسعه زیرساختهای هوشمند خود را به پیمانکاران فناوری همچون زیمنس یا اشنایدر الکتریک واگذار میکنند تا هزینههای ثابت تحقیق و توسعه را در سازمان کاهش دهند. مدیران اروپایی به اکوسیستمهای تخصصی و مستقل فناوری در بازار آزاد اعتماد کامل دارند.
اما استراتژیستهای آسیایی، جهان صنعت و اقتصاد دادهمحور را از دریچهای کاملا متفاوت مینگرند. آنها واگذاری دادههای حیاتی تولید را به شرکتهای ثالث و خارجی، یک خطای استراتژیک و امنیتی غیرقابلجبران میپندارند. هلدینگهای شرقی به دلیل تجربههای تاریخی، از وابستگی تکنولوژیک به قدرتهای خارجی پرهیز کرده و فرهنگ سازمانی آنها، یکپارچگی عمودی و تسلط همهجانبه بر تمامی حلقههای تولید را میطلبد.
مدیران ارشد در این ساختارها، اطلاعات مربوط به کارخانه را معادل اسرار محرمانه تجاری تلقی مینمایند. به همین دلیل، غولهای شرقی برای حفظ امنیت یکپارچه پایگاههای داده، شرکتهای تابعه تخصصی را در دل ساختار خود تاسیس کردند. این رویکرد درونزا، استقلال سایبری آنها را کاملا تضمین میکند و مدلهای کسبوکار کاملا متفاوتی را در دو سوی جهان خلق مینماید.
شرکتهای نوپای فناوری در شرق که در سالهای ابتدایی تنها نیازهای داخلی شرکت مادر را برطرف میکردند؛ امروزه بلوغ تکنولوژیک بینظیری را تجربه نموده و خدمات طراحی کارخانههای هوشمند را در سطح بینالمللی نیز ارائه میدهند. تبدیل شدن یک بخش پشتیبانی داخلی به یک صادرکننده جهانی فناوری، پویایی اقتصاد نوین آسیا را نشان میدهد و جریانهای درآمدی جدیدی را برای هلدینگهای سنتی ایجاد میکند. اکنون استخراج سیستماتیک اطلاعات، پنهانترین گلوگاههای اتلاف انرژی را به راحتی شناسایی مینماید.
استفاده هدفمند از شبکههای عصبی در پیشبینی خرابی قطعات مکانیکی، حاشیه سود خالص شرکتها را به طرز چشمگیری افزایش میدهد. شرکت بائوسایت سافتور به عنوان بازوی دیجیتال گروه بائووو در چین، شبکههای نسل پنجم را در تاریکترین تونلهای معدنی توسعه بخشیده و با خلق همزادهای دیجیتال، فرآیندهای پیچیده ترمودینامیکی را شبیهسازی میکند. شرکت پوسکو دیایکس در کره جنوبی، پلتفرمهای اینترنت اشیا را برای بهینهسازی صنایع لجستیک طراحی کرده و مسیر حرکت ناوگان را به صورت لحظهای رصد میکند. در ژاپن نیز شرکت اناس سولوشنز با پردازش کلاندادهها مصرف سوخت را در نیپون استیل به شدت کاهش میدهد؛ در حالی که گروه تاتا استیل در هند مصرف حاملهای انرژی را توسط تاتا تکنولوژیز کنترل میکند.

الگوبرداری دقیق از این موفقیتهای چشمگیر جهانی، معماری صنعتی خاورمیانه را نیز دستخوش تغییرات بنیادین ساخته است. ساختار شرکت ایریسا، دقیقا از همین الگوی موفق آسیایی در مقیاس منطقهای پیروی میکند. این شرکت فناوریمحور، برای پاسخ به نیازهای استراتژیک در گروه فولاد مبارکه متولد شد.
شرکت بینالمللی مهندسی سیستمها و اتوماسیون، ایریسا، در سال ۱۳۷۱ با اهداف استراتژیک ملی و به منظور انتقال فناوری اتوماسیون صنعتی و سیستمهای اطلاعاتی تشکیل گردید. در همین راستا نزدیک به حدود یک صد نفر از کارشناسان و متخصصین شرکت فولاد مبارکه که تجربه پیادهسازی سیستمهای اطلاعات مدیریت و اتوماسیون صنعتی طرح عظیم فولاد مبارکه را از طریق همکاری با شرکتهای اروپایی نظیر SIEMENS، ILVA، GTI و… کسب نموده بودند؛ با یک هدف ارزشمند گرد هم آمده و شرکت ایریسا را بنیان نهادند.
کارشناسان ایریسا، بومیسازی سیستمهای پیچیده اتوماسیون صنعتی را بر عهده گرفته و شکاف عمیق میان تجهیزات سختافزاری و لایههای تصمیمگیری کلان سازمانی را پر میکنند. امروزه این مجموعه پویا، از یک دپارتمان پشتیبانی داخلی، به یک رهبر بلامنازع تکنولوژیک تکامل یافته و پروژههای کلان هوشمندسازی را در کل گستره زنجیره ارزش فولاد طراحی و اجرا مینماید. این رویکرد بومی، هلدینگ صنعتی مبارکه را از پیمانکاران خارجی بینیاز ساخته و پایداری جریان تولید را در زمان بحرانهای غیرمترقبه به شدت تقویت مینماید.
آرایش قوا در صفحه شطرنج متالورژی جهان نشان میدهد که حفظ اقتدار و برتری در بازارهای پرنوسان جهانی، دیگر به حجم تولید بستگی ندارد؛ بلکه سطح بلوغ نرمافزاری بهای تمامشده و حاشیه سود نهایی را مستقیما تعیین میکند. غولهای آسیایی و منطقهای برای حفظ این مزیت رقابتی، توسعه بازوهای فناوری درونگروهی را با جدیت دنبال میکنند.
این معماری بسته و استراتژیک، امنیت زیرساختهای حیاتی تولید را کاملا تضمین نموده و شوکهای زنجیره تامین را خنثی میسازد. استخراج مستمر اطلاعات در داشبوردهای مدیریتی، هزینههای پنهان تولید را به شدت کاهش میدهد و در نهایت، این گذار هوشمندانه، بقا و تابآوری صنایع سنگین را در میان تلاطمهای پیشبینینشده اقتصاد جهانی به خوبی تضمین میکند.