تاریخ: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۰:۵۹
بازدید: ۵۹
کد خبر: ۴۰۱۱۴۹
سرویس خبر : آهن و فولاد

روایت بلوغ مدیریتی فولاد مبارکه در سخت‌ترین سال

روایت بلوغ مدیریتی فولاد مبارکه در سخت‌ترین سال
‌می‌متالز - مجمع عمومی سالیانه فولاد مبارکه در یازدهم مردادماه ۱۴۰۵، به جای قرائت سنتی ترازنامه‌های مالی، به تشریح یکی از بی‌سابقه‌ترین الگو‌های مدیریت بحران در تاریخ صنعت ایران بدل شد؛ روایتی که نشان داد چگونه بزرگ‌ترین مجموعه فولادی کشور پس از تحمل حملات سنگین به زیرساخت‌ها، تهدید را به بستری برای بازآفرینی سازمان تبدیل کرد.

به گزارش می‌متالز، در تاریخ صنعت، سال‌هایی وجود دارند که موفقیت یک بنگاه اقتصادی را نه با میزان تولید، نه با سودآوری و نه با ارزش بازار آن می‌سنجند، بلکه با کیفیت تصمیم‌هایی که در دل بحران اتخاذ شده است، قضاوت می‌کنند. سال ۱۴۰۴ برای گروه فولاد مبارکه، دقیقاً از همین جنس بود.

اگر قرار باشد روزی تاریخ صنعت ایران روایت شود، احتمالاً این سال را نه به‌ عنوان سال ثبت چند رکورد تولید یا سود، بلکه به‌ عنوان سالی به یاد خواهد آورد که بزرگ‌ترین مجتمع فولادی کشور، هم‌زمان با مجموعه‌ای از پیچیده‌ترین بحران‌های داخلی و بین‌المللی روبه‌رو شد و با وجود همه فشارها، نه‌تنها از حرکت بازنماند، بلکه در بسیاری از شاخص‌های عملکردی، رکورد‌های تازه‌ای نیز به ثبت رساند.

مجمع عمومی عادی سالیانه فولاد مبارکه در یازدهم مردادماه ۱۴۰۵، صرفاً جلسه‌ای برای قرائت صورت‌های مالی یا تقسیم سود میان سهامداران نبود. بلکه فرصتی بود برای مرور یک تجربه مدیریتی کم‌نظیر. تجربه‌ای که نشان داد در دنیای امروز، مزیت رقابتی سازمان‌ها بیش از آنکه به تجهیزات، سرمایه یا فناوری وابسته باشد، به کیفیت نظام تصمیم‌گیری، سرمایه انسانی و بلوغ مدیریتی آنها وابسته است.

در این مجمع، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، صرفاً ارائه آمار‌های مالی نبود. بلکه روایت مسیری بود که سازمان در یک سال گذشته پیموده بود. مسیری که از دل محدودیت‌های انرژی، آشفتگی بازار جهانی فولاد، فشار‌های ناشی از تحریم، نوسانات اقتصادی، آسیب‌های مستقیم جنگ و حمله به زیرساخت‌های حیاتی آغاز شد و به ثبت رکورد‌های تولید، صادرات، سودآوری و حتی کسب افتخارات بین‌المللی انجامید.

همین تفاوت، گزارش عملکرد فولاد مبارکه را از یک گزارش مدیریتی معمولی فراتر برد و آن را به مطالعه‌ای ارزشمند در حوزه Leadership، Crisis Management و Operational Excellence تبدیل کرد.

سازمان‌های بزرگ در روز‌های آرام شناخته نمی‌شوند

در سال‌های آرام، تقریباً همه سازمان‌ها می‌توانند عملکردی قابل قبول داشته باشند. شاخص‌های مالی رشد می‌کنند، برنامه‌ها طبق زمان‌بندی پیش می‌روند و موفقیت، تا حدی نتیجه ثبات محیط است، اما بحران، قواعد بازی را تغییر می‌دهد. در بحران، تفاوت میان مدیریت و رهبری آشکار می‌شود. تفاوت میان سازمانی که صرفاً برنامه دارد با سازمانی که قدرت تصمیم‌گیری دارد؛ و تفاوت میان مجموعه‌ای که به افراد متکی است با سازمانی که بر پایه نظام مدیریتی بالغ اداره می‌شود. فولاد مبارکه در سال گذشته تقریباً با تمام انواع بحران‌هایی روبه‌رو شد که یک بنگاه صنعتی حتی در بدترین شرایط هم شاید تجربه نکند.

از یک سو، محدودیت‌های بی‌سابقه در تأمین برق و گاز، ظرفیت تولید را تحت فشار قرار داده بود. مطابق گزارش ارائه‌شده در مجمع، تنها در فاصله سال‌های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴، حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان عدم‌النفع ناشی از ناترازی انرژی به شرکت تحمیل شد. رقمی که برای هر بنگاه اقتصادی می‌توانست به معنای توقف بسیاری از برنامه‌های توسعه‌ای باشد.

از سوی دیگر، بازار جهانی فولاد نیز شرایط مساعدی نداشت. مازاد ظرفیت (Overcapacity) در بازار‌های جهانی، افزایش صادرات چین، سیاست‌های دامپینگ، کاهش قیمت‌های جهانی و اتخاذ سیاست‌های حمایت‌گرایانه توسط بسیاری از اقتصاد‌های بزرگ، فضای رقابت را دشوارتر از همیشه کرده بود.

در داخل کشور نیز قیمت‌گذاری دستوری، رشد قابل توجه هزینه‌های انرژی، محدودیت‌های مالی و نوسانات اقتصادی، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد می‌کرد. اما شاید هیچ‌یک از این موارد، به اندازه حمله مستقیم به زیرساخت‌های فولاد مبارکه تعیین‌کننده نبود.

مجتمعی که قلب زنجیره فولاد ایران به شمار می‌رود، ناگهان خود را در شرایطی یافت که بخشی از مهم‌ترین تأسیسات تولیدی، نیروگاه‌ها و کوره‌های آن هدف حمله قرار گرفته بودند. رخدادی که اگر مدیریت نمی‌شد، می‌توانست نه‌تنها تولید فولاد مبارکه، بلکه فعالیت هزاران واحد صنعتی وابسته را نیز مختل کند. اینجاست که تفاوت میان یک کارخانه بزرگ و یک سازمان بزرگ آشکار می‌شود.

بحران، آزمونی برای بلوغ مدیریتی

بسیاری از مدیران، مدیریت بحران را مجموعه‌ای از تصمیم‌هایی می‌دانند که پس از وقوع حادثه اتخاذ می‌شود. اما تجربه فولاد مبارکه نشان داد مدیریت بحران، بسیار پیش‌تر از وقوع بحران آغاز می‌شود. در سخنان مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، نکته‌ای وجود داشت که شاید مهم‌تر از همه آمار‌های مالی بود. تشکیل شورای مدیریت تاب‌آوری کسب‌وکار (Business Resilience Council) و برگزاری نزدیک به ۴۰ جلسه تخصصی پیش از وقوع حملات.

این جلسات، زمانی برگزار شدند که هنوز بسیاری تصور می‌کردند احتمال حمله به بزرگ‌ترین مجتمع فولادی کشور بسیار اندک است. اما مدیریت فولاد مبارکه، به جای اتکا به خوش‌بینی، اصل آینده‌نگری (Foresight) را مبنای تصمیم‌گیری قرار داد.

نتیجه این نگاه، تدوین “پروتکل ساعت صفر” بود. برنامه‌ای که به‌صورت دقیق مشخص می‌کرد در نخستین دقایق پس از وقوع حادثه، هر واحد سازمانی چه وظیفه‌ای بر عهده دارد، مسوولیت‌ها چگونه تقسیم می‌شوند و تصمیم‌های حیاتی با چه سازوکاری اتخاذ خواهند شد.

در ادبیات مدیریت، سازمان‌هایی که پیش از وقوع بحران، سناریو‌های مختلف را شبیه‌سازی و برای آنها برنامه‌ریزی می‌کنند، در زمره High Reliability Organizations (HROs) قرار می‌گیرند. سازمان‌هایی که احتمال بروز خطا در آنها پایین است، زیرا آمادگی آنها محصول تمرین و آینده‌نگری است، نه واکنش‌های لحظه‌ای. روایت فولاد مبارکه در روز حادثه، بیش از آنکه نتیجه تصمیم‌های آنی باشد، حاصل همان ماه‌ها برنامه‌ریزی بود. شاید مهم‌ترین شاهد این ادعا، تخلیه کامل ده‌ها هزار نفر از کارکنان مجتمع در کمتر از ۱۴ دقیقه باشد. عملیاتی که بدون آمادگی قبلی، هماهنگی میان واحد‌ها و اعتماد متقابل میان مدیران و کارکنان، عملاً غیرممکن بود. در آن روز، نه تجهیزات، بلکه جان انسان‌ها مهم‌ترین سرمایه سازمان بود. سرمایه‌ای که حفظ آن، بزرگ‌ترین موفقیت مدیریت بحران به شمار می‌رفت.

سرمایه انسانی، مزیتی که در صورت‌های مالی دیده نمی‌شود

تقریباً همه سازمان‌ها در گزارش‌های سالانه خود از اهمیت سرمایه انسانی سخن می‌گویند. اما تنها تعداد اندکی از آنها، در شرایط واقعی نشان می‌دهند که این باور تا چه اندازه در عمل وجود دارد. یکی از ارزشمندترین بخش‌های سخنان مدیرعامل، تأکید مکرر بر نقش کارکنان بود. در سراسر گزارش عملکرد، کمتر نشانی از قهرمان‌سازی فردی دیده می‌شد. موفقیت‌ها به تیم‌ها نسبت داده می‌شد، نه به اشخاص. به نظام مدیریتی، نه به تصمیم‌های فردی. این رویکرد، شاید مهم‌ترین نشانه بلوغ مدیریتی فولاد مبارکه باشد. در سازمان‌های بالغ، مدیران می‌دانند که موفقیت‌های پایدار، محصول مشارکت جمعی است. نه تصمیم‌های فردی. اعتماد به متخصصان، واگذاری اختیار، استفاده از ظرفیت کارشناسان و ایجاد احساس مالکیت در میان کارکنان، عواملی هستند که در روز‌های عادی کمتر دیده می‌شوند، اما در بحران، تفاوت میان شکست و موفقیت را رقم می‌زنند.

وقتی پس از حمله، صد‌ها نفر از کارکنان، متخصصان، پیمانکاران و مدیران، بدون انتظار برای دستور‌های متعدد، در کنار یکدیگر عملیات ارزیابی، آواربرداری، بازسازی و راه‌اندازی خطوط تولید را آغاز کردند، در واقع نتیجه سال‌ها سرمایه‌گذاری بر فرهنگ سازمانی آشکار شد. سرمایه انسانی، برخلاف ماشین‌آلات، در ترازنامه ثبت نمی‌شود. اما گاهی ارزش آن از مجموع همه دارایی‌های فیزیکی یک سازمان بیشتر است.

از "تاب‌آوری" تا "ضدشکنندگی"، وقتی بحران، سازمان را قوی‌تر می‌کند

در ادبیات مدیریت، سال‌هاست که واژه تاب‌آوری (Resilience) به یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم تبدیل شده است. سازمان تاب‌آور، سازمانی است که پس از بحران، بتواند خود را بازیابی کند و به وضعیت پیش از بحران بازگردد.

اما نسیم نیکلاس طالب، اندیشمند برجسته حوزه مدیریت ریسک، در کتاب مشهور خود "پادشکننده" (Antifragile) قدمی فراتر می‌گذارد. او معتقد است بعضی سیستم‌ها فقط در برابر بحران دوام نمی‌آورند. بلکه از دل بحران، قوی‌تر، هوشمندتر و آماده‌تر بیرون می‌آیند. او این ویژگی را ضدشکنندگی (Antifragility) می‌نامد. اگر بخواهیم عملکرد فولاد مبارکه در سال گذشته را صرفاً "تاب‌آور" بنامیم، شاید حق مطلب ادا نشده باشد. تاب‌آوری یعنی بازگشت به وضعیت قبل. اما فولاد مبارکه، پس از عبور از یکی از سخت‌ترین بحران‌های تاریخ خود، نه‌تنها به وضعیت گذشته بازنگشت، بلکه در بسیاری از شاخص‌ها عملکردی بهتر از گذشته ارائه کرد.

رکورد صادرات، تحقق کامل برنامه‌های تولید، افزایش سودآوری، شتاب گرفتن پروژه‌های توسعه‌ای، بازآرایی ساختار سازمانی، توسعه فناوری‌های هوشمند و حتی تدوین نقشه راهی تازه برای آینده، همگی نشان می‌دهد که این سازمان، بحران را صرفاً تحمل نکرد. بلکه از آن برای بازتعریف خود استفاده کرد. این دقیقاً همان تفاوت میان Resilience و Antifragility است.

طالب معتقد است بحران‌ها، سازمان‌های ضعیف را آشکار می‌کنند، سازمان‌های معمولی را خسته می‌کنند و سازمان‌های ضدشکننده را قدرتمندتر می‌سازند. آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، بیش از آنکه یک موفقیت عملیاتی باشد، نمونه‌ای از همین نگاه است. نگاهی که بحران را نه پایان مسیر، بلکه نقطه آغاز تحول می‌بیند.

بازسازی، مسابقه‌ای با زمان

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های گزارش مدیرعامل، روایت روز‌های پس از حمله بود. وقتی تصاویر اولیه از حجم تخریب منتشر شد، بسیاری تصور می‌کردند بازگشت فولاد مبارکه به شرایط عادی، ماه‌ها یا حتی سال‌ها زمان خواهد برد. برآورد‌های اولیه نیز چندان امیدوارکننده نبود. میزان خسارت واردشده، در نخستین ارزیابی‌ها، بین پنج تا شش میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. هشت کوره، واحد‌های تولید آهن اسفنجی، نیروگاه‌ها و بخش مهمی از زیرساخت‌های حیاتی آسیب دیده بودند. خسارتی که برای هر مجتمع صنعتی در جهان می‌توانست به معنای توقفی طولانی باشد. اما درست از همان ساعات نخست، تصمیمی اتخاذ شد که شاید مهم‌ترین نقطه عطف این روایت باشد. به‌جای تمرکز بر ابعاد خسارت، تمام ظرفیت مدیریتی سازمان بر بازسازی متمرکز شد.

کمیته بازسازی با اختیارات ویژه تشکیل شد. جلسات روزانه برگزار شد. مسوولیت‌ها میان واحد‌های مختلف تقسیم شد و تمام بخش‌های فنی، مهندسی، توسعه، خرید، مالی، منابع انسانی و شرکت‌های زیرمجموعه، همچون اجزای یک سیستم منسجم، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. در چنین شرایطی، آنچه تعیین‌کننده بود، نه صرفاً منابع مالی، بلکه کیفیت هماهنگی میان بخش‌های مختلف سازمان بود. نتیجه این هماهنگی، امروز در قالب یک عدد قابل بیان است. اما پشت این عدد، هزاران ساعت تلاش و تصمیم نهفته است. راه‌اندازی مجدد کوره شماره ۸ تنها در ۴۵ روز.

برای کسانی که صنعت فولاد را می‌شناسند، این صرفاً یک عدد نیست. بلکه معیاری از توان مهندسی، مدیریت پروژه، سرعت تصمیم‌گیری و انسجام سازمانی است. اگر این روند تا پایان عملیات بازسازی ادامه یابد، بیراه نیست اگر آن را یکی از سریع‌ترین نمونه‌های احیای یک مجتمع عظیم فولادی در جهان بدانیم.

مدیریت یعنی تصمیم گرفتن، نه گلایه کردن

یکی از مهم‌ترین پیام‌های گزارش مدیریت، شاید جمله‌ای بود که کمتر از سایر آمار‌ها مورد توجه قرار گرفت. او تأکید کرد که وظیفه مدیریت، صرفاً بیان مشکلات نیست. بلکه یافتن راه‌حل برای عبور از آنهاست. این جمله، در ظاهر ساده به نظر می‌رسد. اما در عمل، تفاوت میان مدیریت واکنشی (Reactive Management) و مدیریت پیش‌نگر (Proactive Management) را نشان می‌دهد.

در سال‌های اخیر، ناترازی انرژی به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های صنعت ایران تبدیل شده است. بسیاری از صنایع، محدودیت‌های برق و گاز را عاملی برای کاهش تولید می‌دانند و این واقعیتی انکارناپذیر است. فولاد مبارکه نیز از این قاعده مستثنا نبود. طبق گزارش ارائه‌شده در مجمع، طی سه سال اخیر، حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان عدم‌النفع ناشی از محدودیت‌های انرژی به این شرکت تحمیل شده است. اما واکنش مدیریت، صرفاً اعتراض به این شرایط نبود. سرمایه‌گذاری در نیروگاه سیکل ترکیبی، توسعه نیروگاه خورشیدی، ورود به پروژه‌های نیروگاه بادی، مشارکت در توسعه نیروگاه‌های حرارتی، سرمایه‌گذاری در میدان گازی و ایجاد هلدینگ انرژی، همگی نشان می‌دهد که راهبرد شرکت، تغییر موقعیت از یک مصرف‌کننده منفعل انرژی به یک بازیگر فعال در این حوزه است. این همان تغییری است که سازمان‌های پیشرو را از سایر رقبا متمایز می‌کند. آنها به‌جای انتظار برای اصلاح محیط، خود محیط را تغییر می‌دهند.

سودآوری، نتیجه مدیریت است نه شانس

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های گزارش عملکرد، مربوط به سودآوری شرکت بود. در ابتدای سال، بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند که با توجه به محدودیت‌های انرژی، قیمت‌گذاری دستوری و افزایش هزینه‌های تولید، عبور سود شرکت از مرز ۵۰ هزار میلیارد تومان تقریباً غیرممکن است. اما مجموعه مدیریتی فولاد مبارکه، به‌جای پذیرش این پیش‌بینی، بودجه را بازنگری کرد و کارگروه ویژه‌ای برای شناسایی منابع جدید درآمد و کاهش هزینه‌ها تشکیل داد.

نتیجه، مجموعه‌ای از تصمیم‌های مدیریتی بود که هرکدام به‌تنهایی قابل توجه هستند:

  • بهینه‌سازی فرآیند‌های تولید، بدون کاهش حجم تولید، حدود ۳.۵ همت از هزینه‌های جاری را کاهش داد.
  • فروش ضایعات انباشته‌شده و بازیافت سرباره‌ها، نزدیک به ۱۰ همت درآمد جدید ایجاد کرد.
  • به‌کارگیری سامانه‌های داده‌کاوی و هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) تنها در ماه نخست اجرا، حدود ۸۰۰ میلیارد تومان از هزینه‌های انرژی را کاهش داد.
  • این اعداد، شاید در نگاه اول صرفاً شاخص‌های مالی باشند. اما در واقع، نشان‌دهنده تغییری عمیق‌تر در شیوه اداره سازمان هستند.

در دنیای امروز، سودآوری پایدار دیگر صرفاً حاصل افزایش فروش نیست. بلکه نتیجه تصمیم‌های هوشمندانه، بهره‌وری، نوآوری و استفاده مؤثر از داده‌هاست. فولاد مبارکه در سال گذشته نشان داد که حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توان از مسیر بهره‌وری، ارزش‌آفرینی کرد.

وقتی صادرات فقط ارزآوری نیست

ثبت رکورد ۱.۱ میلیارد دلار صادرات، صرفاً یک موفقیت تجاری نیست. در شرایطی که بازار جهانی فولاد با مازاد ظرفیت، رقابت شدید، سیاست‌های حمایت‌گرایانه و کاهش قیمت‌ها روبه‌رو است، حفظ و توسعه بازار‌های صادراتی، به معنای حفظ جایگاه رقابتی شرکت در سطح بین‌المللی است.

از سوی دیگر، دریافت گواهی ردپای کربن (Carbon Footprint) و گواهی مدیریت تداوم کسب‌وکار (Business Continuity Management - BCM)، نشان می‌دهد فولاد مبارکه صرفاً به تولید امروز نمی‌اندیشد. بلکه الزامات بازار‌های آینده را نیز در نظر گرفته است. در دورانی که استاندارد‌های زیست‌محیطی و پایداری، به یکی از شروط اصلی تجارت جهانی تبدیل شده‌اند، این گواهی‌ها، دروازه ورود به بازار‌های آینده هستند. نه صرفاً افتخاراتی نمادین.

تحول واقعی، وقتی سازمان، خود را از نو طراحی می‌کند

بسیاری تصور می‌کنند موفقیت یک سازمان تنها در افزایش تولید یا رشد سود خلاصه می‌شود. اما مدیران بزرگ می‌دانند که رکورد‌های مالی، اگر بر پایه ساختار‌های سنتی بنا شده باشند، دوام چندانی نخواهند داشت. سازمانی که آینده را می‌بیند، پیش از آنکه محیط او را وادار به تغییر کند، خود را بازآفرینی می‌کند.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش مدیرعامل فولاد مبارکه، شاید نه در اعداد و ارقام، بلکه در تشریح تغییرات ساختاری نهفته بود. جایی که از حرکت به سمت هلدینگ‌های تخصصی، چابک‌سازی سازمان، توسعه کسب‌وکار‌های نو، سرمایه‌گذاری در حوزه‌های انرژی، فلزات استراتژیک و بازار‌های بین‌المللی سخن گفته شد. این تصمیم‌ها شاید در نگاه نخست صرفاً تغییرات سازمانی به نظر برسند، اما در واقع بیانگر تغییر یک "پارادایم مدیریتی" هستند.

مدل اداره بنگاه‌های صنعتی در جهان سال‌هاست که تغییر کرده است. دیگر کمتر شرکت بزرگی را می‌توان یافت که تنها بر یک محصول یا حتی یک صنعت تکیه داشته باشد. غول‌های صنعتی جهان، برای کاهش ریسک و افزایش پایداری، پرتفوی متنوعی از فعالیت‌ها ایجاد کرده‌اند. از معدن و انرژی گرفته تا فناوری، خدمات مالی و سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی.

فولاد مبارکه نیز با تدوین مدل سرمایه‌گذاری ۷۰-۲۰-۱۰، دقیقاً در همین مسیر گام برداشته است. تمرکز بر کسب‌وکار اصلی فولاد، توسعه کسب‌وکار‌های نو و سرمایه‌گذاری‌های مالی، نشان می‌دهد که نگاه مدیریت، دیگر محدود به تولید ورق فولادی نیست، بلکه به دنبال ساختن یک اکوسیستم صنعتی است. این تغییر نگرش، شاید یکی از مهم‌ترین تضمین‌های پایداری شرکت در دهه آینده باشد.

آینده را نمی‌توان با ابزار‌های گذشته ساخت

یکی دیگر از ویژگی‌های سازمان‌های پیشرو، توجه به فناوری پیش از آن است که به یک الزام تبدیل شود. در گزارش عملکرد فولاد مبارکه، بار‌ها از هوش مصنوعی، داده‌کاوی، دیجیتالی‌سازی فرآیند‌ها و توسعه فناوری‌های هوشمند سخن گفته شد. شاید برای برخی، این واژه‌ها صرفاً اصطلاحاتی مدرن باشند. اما در صنعت امروز، این فناوری‌ها به یکی از اصلی‌ترین منابع خلق مزیت رقابتی تبدیل شده‌اند.

نمونه‌ای که مدیرعامل به آن اشاره کرد، کاهش ۸۰۰ میلیارد تومان هزینه انرژی تنها در ماه نخست اجرای پروژه‌های داده‌کاوی بود. این عدد، صرفاً یک صرفه‌جویی مالی نیست. بلکه نشان می‌دهد تصمیم‌گیری مبتنی بر داده (Data-Driven Decision Making) چگونه می‌تواند جایگزین تصمیم‌گیری مبتنی بر تجربه صرف شود. سازمانی که داده را به دارایی راهبردی تبدیل می‌کند، در واقع خود را برای آینده‌ای آماده می‌کند که سرعت تغییرات، بیش از هر زمان دیگری خواهد بود.

مسوولیت اجتماعی وقتی کارخانه فقط تولیدکننده فولاد نیست

یکی از بخش‌هایی که شاید کمتر از سایر دستاورد‌ها مورد توجه قرار گیرد، اما از منظر توسعه پایدار اهمیت ویژه‌ای دارد، نگاه فولاد مبارکه به مسوولیت اجتماعی است. در بسیاری از سازمان‌ها، مسوولیت اجتماعی (Corporate Social Responsibility - CSR) به مجموعه‌ای از کمک‌های مقطعی یا اقدامات تبلیغاتی محدود می‌شود. اما آنچه در گزارش مدیرعامل فولاد مبارکه مطرح شد، از تغییر یک رویکرد حکایت داشت. ایده اصلی، ساده، اما عمیق بود. به جای توزیع پراکنده منابع، سرمایه‌گذاری بر پروژه‌هایی که اثر ماندگار و عمومی ایجاد کنند.

نمونه شاخص این نگاه، اجرای طرح گسترده غربالگری سرطان در استان اصفهان بود. مشارکت صد‌ها هزار نفر در این طرح، شناسایی هزاران مورد پرخطر پیش از تبدیل شدن به بیماری و برآورد صرفه‌جویی حدود ده همت برای نظام سلامت، نشان داد که مسوولیت اجتماعی می‌تواند از سطح اقدامات نمادین عبور کند و به خلق ارزش واقعی برای جامعه برسد. این نگاه، فولاد مبارکه را از یک تولیدکننده صرف، به یک بازیگر مؤثر در توسعه اجتماعی و سلامت عمومی تبدیل می‌کند. جایگاهی که در ادبیات نوین مدیریت، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های پایداری سازمان‌ها به شمار می‌رود.

نگاه ده‌ساله، ویژگی رهبران، نه مدیران روزمره

یکی از تفاوت‌های اساسی میان مدیران موفق و رهبران اثرگذار، افق نگاه آنهاست. مدیران، مسائل امروز را حل می‌کنند. اما رهبران، سازمان را برای فردا آماده می‌سازند. در مجمع فولاد مبارکه، نقشه راه شش‌گانه‌ای برای آینده ترسیم شد که از توسعه فولاد‌های پیشرفته و تولید سبز گرفته تا گسترش بازار‌های صادراتی، سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی، توسعه دانش، ارتقای حکمرانی شرکتی و ورود به حوزه‌هایی مانند مس، لیتیوم و انرژی را در بر می‌گرفت.

این برنامه‌ها نشان می‌دهد که مدیریت شرکت، آینده را صرفاً امتداد امروز نمی‌بیند. بلکه معتقد است بقای یک بنگاه صنعتی، در گرو توانایی آن برای بازآفرینی مستمر است. ورود به حوزه فلزات استراتژیک، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های نو، برنامه‌ریزی برای حضور در بازار‌های منطقه و توسعه ساختار‌های چندملیتی، همگی نشانه‌هایی از این نگاه آینده‌محور هستند.

آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کرد ...

با وجود تمام این آمار‌ها و دستاوردها، شاید مهم‌ترین نکته گزارش، لحن گزارش در بیان موفقیت‌ها بود. در سراسر گزارش عملکرد مدیریت، کمتر می‌توان نشانی از خودمحوری یا نسبت دادن موفقیت‌ها به یک فرد یافت. تقریباً در تمام بخش‌ها، واژه‌هایی مانند "همکاران، سرمایه انسانی، کار تیمی، اعضای هیئت‌مدیره، معاونان، شرکت‌های زیرمجموعه و همدلی" تکرار می‌شد.

این شاید مهم‌ترین پیام مدیریتی مجمع امسال بود: سازمان‌های بزرگ، محصول مدیران بزرگ نیستند. محصول تیم‌های بزرگ هستند. رهبران واقعی، موفقیت را میان دیگران تقسیم می‌کنند و مسوولیت شکست را بر عهده می‌گیرند. همین رویکرد است که اعتماد می‌سازد؛ و اعتماد، سرمایه‌ای است که در هیچ ترازنامه مالی قابل اندازه‌گیری نیست، اما در روز‌های بحران، ارزش آن از هر دارایی دیگری بیشتر است.

بلوغ مدیریتی، دستاوردی فراتر از رکورد‌های مالی

  • در پایان گزارش عملکرد ۱۴۰۴، شاید این پرسش بیش از هر چیز دیگری اهمیت داشته باشد که مهم‌ترین دستاورد فولاد مبارکه چه بود؟
  • آیا ثبت رکورد صادرات ۱.۱ میلیارد دلاری؟
  • آیا تحقق کامل برنامه‌های تولید؟
  • آیا افزایش سودآوری در شرایطی که بسیاری آن را غیرممکن می‌دانستند؟
  • آیا کاهش هزینه‌ها از طریق بهره‌وری، هوش مصنوعی و بازمهندسی فرآیندها؟
  • یا شاید سرعت مثال‌زدنی بازسازی تجهیزات آسیب‌دیده؟

بی‌تردید، هر یک از این دستاورد‌ها به‌تنهایی ارزشمند و قابل تحسین هستند. اما اگر بخواهیم از منظری مدیریتی به عملکرد فولاد مبارکه بنگریم، باید گفت مهم‌ترین موفقیت این مجموعه، نه در صورت‌های مالی، بلکه در بلوغ سازمانی (Organizational Maturity) آن نهفته است. سازمانی بالغ است که بتواند در میانه بحران، آرامش خود را حفظ کند. در اوج فشار، قدرت تصمیم‌گیری را از دست ندهد. مسوولیت را بپذیرد، از آینده غافل نشود و هم‌زمان، افق توسعه خود را نیز حفظ کند. فولاد مبارکه در سال گذشته، دقیقاً چنین تصویری از خود ارائه داد.

فولاد مبارکه، فراتر از یک کارخانه و یک درس برای همه مدیران

گاهی اوقات، عظمت یک بنگاه اقتصادی را نمی‌توان تنها با ظرفیت تولید یا میزان فروش آن سنجید. فولاد مبارکه امروز، صرفاً یک تولیدکننده ورق فولادی نیست. این مجموعه، قلب تپنده زنجیره‌ای است که هزاران واحد صنعتی، صد‌ها هزار فرصت شغلی و بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور به آن وابسته‌اند. به همین دلیل نیز دشمن، به‌جای هدف قرار دادن هزاران کارخانه کوچک، شریان اصلی این زنجیره را هدف گرفت. این انتخاب، خود گواهی بر جایگاه راهبردی فولاد مبارکه در اقتصاد ایران است. اما اهمیت موضوع، تنها در این جایگاه خلاصه نمی‌شود. آنچه ارزش این تجربه را دوچندان می‌کند، نحوه واکنش سازمان به این تهدید است:

  • به‌جای توقف، ادامه مسیر را انتخاب کرد.
  • به‌جای آشفتگی، نظم را حفظ کرد.
  • به‌جای ناامیدی، برنامه‌ریزی را تشدید کرد؛ و به‌جای تمرکز بر خسارت‌ها، بر بازسازی و آینده متمرکز شد.

شاید ارزشمندترین دستاورد این تجربه، صرفاً متعلق به فولاد مبارکه نباشد. این تجربه، برای همه مدیران کشور، یک درس بزرگ مدیریتی در خود دارد، در دنیای پرآشوب امروز، سازمان‌هایی موفق خواهند بود که:

  • پیش از بحران، سناریو‌های بحران را طراحی کنند.
  • به سرمایه انسانی بیش از تجهیزات اعتماد داشته باشند.
  • تصمیم‌های دشوار را به تأخیر نیندازند.
  • از فناوری به‌ عنوان ابزار تصمیم‌سازی استفاده کنند.

آینده را حتی در سخت‌ترین روز‌های حال فراموش نکنند؛ و مهم‌تر از همه، فرهنگ سازمانی را بر پایه اعتماد، همدلی و مسوولیت‌پذیری بنا کنند.

چنین سازمان‌هایی، حتی اگر با شدیدترین تکانه‌ها روبه‌رو شوند، فرو نخواهند ریخت.

و، اما آن لحظه ماندگار ...

هر مجمع عمومی، در نهایت با تصویب صورت‌های مالی، تقسیم سود و پایان رسمی جلسه خاتمه می‌یابد. اما در این مجمع، لحظه‌ای در حافظه همگان ثبت شد، که بسیار ماندگارتر از اعداد و صورت‌های مالی است. در پایان گزارش عملکرد، اتفاقی رخ داد که شاید بیش از همه آمارها، بیانگر نگاه سهامداران به عملکرد یک‌سال گذشته بود. حاضران در مجمع، به احترام مجموعه مدیریتی و کارکنان فولاد مبارکه، از جای خود برخاستند و دقایقی ایستاده تشویق کردند. آن تشویق، ادای احترام به هزاران مهندس، کارگر، تکنسین، کارشناس و مدیری بود که در سخت‌ترین روز‌های صنعت ایران، اجازه ندادند چراغ تولید خاموش شود. ادای احترام به سازمانی بود که نشان داد حتی در میانه جنگ، می‌توان مدیریت کرد. حتی در اوج محدودیت، می‌توان ساخت و حتی پس از تحمل خسارت‌های سنگین، می‌توان دوباره ایستاد.

در روزگاری که مکرر اخبار ناامیدکننده بر فضای عمومی غلبه می‌کند، روایت فولاد مبارکه یادآور یک حقیقت مهم است:

سازمان‌های بزرگ، با امکانات بزرگ ساخته نمی‌شوند. با اندیشه‌های بزرگ، سرمایه‌های انسانی بزرگ و رهبری مسوولانه ساخته می‌شوند؛ و شاید به همین دلیل بود که در پایان آن گزارش، تشویق ایستاده سهامداران، تنها یک واکنش احساسی نبود. بلکه احترام به بلوغ یک سازمان، به فرهنگ کار تیمی، به اعتماد متقابل و به مدیریتی بود که ثابت کرد در سخت‌ترین آزمون‌ها نیز می‌توان از "انفجار"، "افتخار" ساخت.

شاید سال‌ها بعد، بسیاری از اعداد این مجمع از خاطر‌ها بروند. اما بعید است کسی آن صحنه را فراموش کند. لحظه‌ای که سالن، یکپارچه ایستاد و با شوق و اشک تشویق کرد و حقیقت این است که بعضی موفقیت‌ها را نمی‌توان تنها با کف زدن ستود. باید ایستاد و به احترام یک مسیر پرافتخار، تشویق کرد.

مهرداد عسگری - مدیرعامل شرکت نورد فولاد زرین شهرکرد

منبع: پایگاه خبری - تحلیلی ایراسین

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده