به گزارش میمتالز، بازار سازههای فولادی چین در سال ۲۰۲۶ همچنان یکی از پایههای اصلی مصرف فولاد این کشور خواهد بود و حجم سالانه تقاضا در این بخش حدود ۱۰۰ میلیون تن برآورد میشود؛ با این حال، ساختار تقاضا در حال تغییر است و سهم بخشهای سنتی مهندسی عمران و ساختوساز مسکونی کاهش یافته، در حالی که انرژیهای تجدیدپذیر، تولیدات فناوریمحور و پروژههای زیرساختی به محرکهای اصلی بازار تبدیل شدهاند.
به گزارش BigMint، انتظار میرود تقاضا برای سازههای فولادی چین در سال جاری میلادی با ثبات نسبی همراه باشد، اما ترکیب مصرف نسبت به گذشته تغییر محسوسی خواهد داشت. این تحول در شرایطی رخ میدهد که بخش ساختوساز مسکونی چین همچنان با روند انقباضی مواجه است و همین موضوع موجب شده موتورهای جدیدی برای مصرف فولاد سازهای در کشور شکل بگیرد.
حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد فولاد مورد استفاده در سازههای فولادی را ورق فولادی و ورقهای فرآوریشده تشکیل میدهند. با کاهش ساختوساز مسکونی، پروژههای انرژیهای تجدیدپذیر، تأسیسات صنعتی، مراکز داده و زیرساختهای حملونقل بیش از گذشته در کانون تقاضای فولاد قرار گرفتهاند.
یکی از بخشهایی که سهم بیشتری در مصرف سازههای فولادی چین پیدا کرده، ساختوساز صنعتی و زیرساختهای فناوری اطلاعات است. توسعه پارکها و شهرکهای صنعتی، مراکز لجستیکی و سردخانهای و همچنین مراکز داده، استفاده از سازههای تمامفولادی را افزایش داده است.
سازههای تمامفولادی به دلیل سرعت بالای مونتاژ و اجرای سریع، برای پروژههایی که نیازمند تکمیل در مدت زمان کوتاه هستند، جذابیت بیشتری پیدا کردهاند. افزایش سرمایهگذاری در زیرساختهای صنعتی و دیجیتال نیز میتواند به تداوم این روند کمک کند.
در میان بخشهای مختلف، زیرساختهای انرژی بهعنوان مهمترین محرک رشد تقاضای سازههای فولادی در چین مطرح شدهاند. افزایش ساخت سامانههای نگهدارنده پنلهای خورشیدی، تجهیزات و سازههای مرتبط با توربینهای بادی و همچنین پستهای برق، نیاز به محصولات فولادی مختلف را افزایش داده است.
این پروژهها بهویژه تقاضا برای کلافهای نورد گرم، کلافهای گالوانیزه و ورقهای ضخیم فولادی را تقویت میکنند. رشد انرژی خورشیدی و بادی، در نتیجه، نهتنها به توسعه ظرفیت تولید برق پاک منجر شده، بلکه مسیر تازهای برای مصرف فولاد در زنجیره انرژی ایجاد کرده است.
حملونقل و زیرساختهای شهری نیز همچنان از بازارهای مهم سازههای فولادی چین محسوب میشوند. ساخت پلها، ایستگاههای راهآهن و مجموعههای ورزشی، تقاضای نسبتاً پایداری برای مقاطع سنگین و لولههای فولادی ایجاد میکند.
با این حال، میزان مصرف در این بخش تا حد زیادی به برنامه زمانبندی تأمین مالی پروژهها وابسته است و همین عامل میتواند موجب نوسان در روند سفارش و مصرف فولاد شود.
تحول بازار سازههای فولادی چین تنها به تغییر بخشهای مصرفکننده محدود نمیشود و ترکیب کیفی فولاد مورد استفاده نیز در حال تغییر است. بر اساس گزارش BigMint، سهم فولادهای با استحکام بالا، گریدهای بالاتر از Q۳۵۵ و همچنین آلیاژهای مقاوم در برابر شرایط جوی و خوردگی در حال افزایش است.
این روند نشان میدهد پروژههای جدید بیش از گذشته به موادی نیاز دارند که علاوه بر استحکام بالاتر، دوام بیشتری در برابر شرایط محیطی داشته باشند؛ مسئلهای که میتواند جایگاه محصولات فولادی با ارزش افزوده بیشتر را در بازار چین تقویت کند.
در افق بلندمدت، سیاستهای چین برای کربنزدایی و توسعه ساختوساز پیشساخته میتواند سهم سازههای فولادی از کل مصرف فولاد خام این کشور را افزایش دهد.
ساختوساز پیشساخته با اتکا به تولید صنعتی قطعات و مونتاژ سریع در محل پروژه، میتواند به کاهش زمان ساخت و افزایش بهرهوری کمک کند. در چنین شرایطی، توسعه این شیوه ساخت در کنار سیاستهای کاهش انتشار کربن، زمینه بیشتری برای استفاده از سازههای فولادی فراهم خواهد کرد.
در مجموع، بازار سازههای فولادی چین در حال عبور از الگوی سنتی وابسته به ساختوساز مسکونی و حرکت به سمت مدل جدیدی است که در آن انرژیهای تجدیدپذیر، زیرساختهای صنعتی و فناوری، مراکز داده و حملونقل نقش پررنگتری دارند. برآورد بازار حدود ۱۰۰ میلیون تن در سال نشان میدهد که این بخش همچنان یکی از مصرفکنندگان مهم فولاد چین خواهد بود، اما جهتگیری آینده تقاضا بیش از گذشته به سرمایهگذاری در انرژی سبز و زیرساختهای نوین وابسته خواهد بود.
در سوی دیگر بازار، بر اساس گزارش GMK Center، بازار سازههای فولادی اوکراین در سال ۲۰۲۵ به ۱۰۸ هزار تن رسید که نسبت به سال قبل ۱۹ درصد افزایش داشت. با این حال، بخش مهمی از این رشد ناشی از عوامل خارجی، بهویژه واردات مرتبط با پروژههای بازسازی بینالمللی بود و رشد تقاضای داخلی محدود باقی ماند.
با وجود رشد سالانه، بازار سازههای فولادی اوکراین همچنان فاصله قابل توجهی با سطح پیش از جنگ دارد. حجم مصرف این محصولات در مقایسه با سال ۲۰۲۱ حدود ۴۵ تا ۵۰ هزار تن، معادل نزدیک به ۳۰ درصد، کمتر است.