به گزارش میمتالز، به طور کلی، دو مزیت ساختاری پایه رقابتپذیری ایران در این صنایع است. از دسترسی به مواد اولیه و قرارگیری ایران در یکی از پنج زون کمربند مسی دنیا میتوان به عنوان مورد اول یاد کرد چراکه وجود ذخایر بوکسیت زنجیره تأمین داخلی از ماده خام تا محصول نهایی را تا حد زیادی در داخل کشور ممکن میسازد و هزینههای تولید را کاهش میدهد. موقعیت جغرافیایی نیز مزیت دیگری است که نزدیکی به بازارهای هدف منطقهای و کاهش هزینههای لجستیک را به همراه دارد.
در مقابل این مزیتها، چالشهای جدیای وجود دارند که رقابتپذیری بالفعل را محدود میکنند. تحریمها و محدودیتهای مالی از مهمترین مانعها است؛ دشواری در انتقال ارز و انجام تراکنشهای بینالمللی، هزینههای واسطهگری را افزایش داده و ریسک معاملات را برای خریداران خارجی بالا میبرد.
چالش دوم، عقبماندگی فناورانه است. در دنیایی که بسیاری از کشورها سازمان یا وزارتخانهای ویژه بهرهوری از فناوری ایجاد کردهاند، این شکاف منجر به اتلاف انرژی در سطح عملیاتی و تولید محصول با کیفیت متغیر شده و رقابتپذیری ایران در برابر رقبای منطقهای و فرامنطقهای را کاهش داده است.
سومین چالش نیز مربوط به زیرساخت حملونقل است. ناوگان جادهای فرسوده، خطوط ریلی غیرصنعتی، پیچیدگیهای اداری و بنادری که از نظر توان و زمان بارگیری حتی با کشورهای جنوبی خلیج فارس قابل قیاس نیست، همگی قیمت نهایی محصول را بالا میبرند و مزیت موقعیت جغرافیایی را تضعیف میکنند.
راهبرونرفت از این مسیر بر دو محور همزمان استوار است. محور نخست، ایجاد سازوکارهای پرداخت جایگزین است: توسعه تهاتر کالایی، استفاده از ارزهای منطقهای و طراحی راهحلهای تأمین مالی تجاری که دشواری نقل و انتقال ارز در شرایط تحریم را خنثی کند. اگر خریدار خارجی برای تسویه حساب با تأخیر و پیچیدگی روبهرو باشد، حتی در صورت کیفیت و قیمت مناسب، ترجیح میدهد با دردسر کمتر از رقیب همسایه خرید کند.
محور دوم، گذار از خامفروشی به تولید محصولات با ارزش افزوده بالا یعنی جایگزینی «محصولمحوری» با «مادهمحوری» است. تا جایی که فناوری و دانش فنی اجازه میدهد، باید به جای صادرات مس و آلومینیوم خام با قیمتی پایینتر از نرخهای جهانی، محصولات نیمهساخته یا فرآوریشده صادر شود. هدف، تمرکز بر «فروش تخصصی» است.
باید توجه داشت که این دو محور باید به صورت توأمان پیش بروند به این معنا که تیم سیاستگذار باید همزمان تسهیلگری نظام مالی را دنبال کند و بخش صنعت را به سمت ویژهسازی و تولید محصولات با ارزش افزوده هدایت کند چراکه در غیر این صورت، هیچکدام به تنهایی کارگشا نخواهد بود.