به گزارش میمتالز، فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت ایران، نقشی فراتر از یک بنگاه صنعتی ایفا میکند؛ این شرکت در عمل به ستون فقرات زنجیره تأمین صنایع پاییندست کشور تبدیل شده است؛ صنایعی همچون خودروسازی، لوازم خانگی، صنایع ساختمانی، پروژههای نفت و گاز و زیرساختهای ملی که بدون جریان پایدار ورق فولادی، امکان استمرار تولید در مقیاس فعلی را ندارند.
عملکرد سال ۱۴۰۳ نشان میدهد فولاد مبارکه در یک سال با ثبات تولیدی موفق به ثبت حدود ۵ میلیون تن ورق گرم، ۱.۴ میلیون تن ورق سرد، ۲ میلیون تن تختال و نزدیک به ۳۰۰ هزار تن محصولات پوششدار شده است. این اعداد در عمل به معنای تثبیت جایگاه این شرکت بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد تخت در منطقه و تأمینکننده اصلی نیاز صنایع داخلی است؛ جایگاهی که نقش آن در امنیت صنعتی کشور غیرقابل جایگزین است.
اما نقطه کانونی تحلیل، عملکرد ۱۴۰۴ است؛ سالی که از ابتدا با شدیدترین محدودیتهای انرژی در دهه اخیر برای صنعت فولاد ایران آغاز شد. بحران برق در تابستان، محدودیت گاز در فصل سرد و نوسان هزینه انرژی، باعث شد زنجیره تولید فولاد کشور تحت فشار جدی قرار گیرد. با این حال، دادههای ۹ ماهه ۱۴۰۴ نشان میدهد فولاد مبارکه توانسته با رویکردی مبتنی بر مدیریت هوشمند انرژی و بهینهسازی تولید، سطح تولید خود را در محدودهای پایدار حفظ کند؛ بهگونهای که تولید ورق گرم به حدود ۲.۶ میلیون تن، ورق سرد به حدود ۱ میلیون تن، تختال به حدود ۱.۵ میلیون تن و محصولات پوششدار به حدود ۲۱۵ هزار تن رسیده است.
نکته مهم اینجاست که ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً با ۱۴۰۳ مقایسه عددی کرد، زیرا این سال در بستر یک تغییر ساختاری در صنعت فولاد ایران و جهان قرار گرفته است: همزمانی بحران انرژی داخلی با مازاد عرضه جهانی فولاد. این ترکیب، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده و مزیت رقابتی را از «حجم تولید» به سمت «تابآوری و دسترسی به بازار صادراتی» منتقل کرده است.
در چنین شرایطی، فولاد مبارکه توانسته بخشی از تولید خود را به بازارهای صادراتی منطقه هدایت کند و نقش خود را در تأمین ارزآوری و تثبیت جریان تولید حفظ نماید. صادرات این شرکت عمدتاً به ترکیه، عراق، افغانستان، کشورهای حوزه خلیج فارس (امارات، عمان، قطر)، شمال آفریقا (از جمله مصر و الجزایر) و برخی بازارهای آسیایی انجام شده است؛ بازارهایی که در شرایط مازاد جهانی فولاد، همچنان به دلیل رشد زیرساختی و پروژههای عمرانی، تقاضای پایدار برای فولاد تخت دارند.
در واقع، در شرایطی که بسیاری از تولیدکنندگان جهانی تحت فشار مازاد عرضه و افت قیمتها قرار گرفتهاند، فولاد مبارکه با تمرکز بر بازارهای منطقهای و محصولات با ارزشافزوده بالاتر، توانسته بخشی از ریسک بازار داخلی و جهانی را مدیریت کند. این موضوع نشان میدهد استراتژی شرکت از «تولید صرف» به سمت «مدیریت بازار و سبد صادراتی» تغییر یافته است؛ تغییری که در ادبیات صنعت فولاد، نشانه بلوغ راهبردی محسوب میشود.
برآورد عملکرد سال کامل ۱۴۰۴ نیز نشان میدهد که با وجود شرایط سخت انرژی، تولید سالانه میتواند در سطحی نزدیک به سال قبل تثبیت شود؛ بهگونهای که ورق گرم در حدود ۳.۶ تا ۳.۸ میلیون تن، ورق سرد حدود ۱.۳ میلیون تن، تختال حدود ۲ میلیون تن و محصولات پوششدار بیش از ۳۰۰ هزار تن قرار گیرد. این ثبات در دل بحران انرژی، یکی از مهمترین نشانههای تابآوری عملیاتی در صنعت فولاد کشور است.
در سطح جهانی، شرکتهایی مانند آرسلورمیتال (ArcelorMittal)، نیپون استیل (Nippon Steel) و پوسکو (POSCO) نیز با چالش مشابهی مواجهاند؛ اما تفاوت اصلی در این است که آنها با دسترسی به شبکههای انرژی پایدار و بازارهای متنوع صادراتی، فشار کمتری نسبت به تولیدکنندگان در اقتصادهای در حال توسعه تجربه میکنند. در چنین مقیاسی، حفظ سطح تولید در ایران با محدودیتهای انرژی و فشار مازاد جهانی خود بهتنهایی یک دستاورد قابل توجه محسوب میشود.
در نهایت، جایگاه فولاد مبارکه را باید نه فقط در مقیاس تولید، بلکه در نقش آن بهعنوان ستون حیاتی زنجیره صنعت ایران تعریف کرد؛ ستونی که بقای بسیاری از صنایع پاییندست از جمله خودروسازی، لوازم خانگی، صنعت ساختمان، پروژههای نفت و گاز، صنایع ریلی و زیرساختی به استمرار آن گره خورده است. در سالی که اقتصاد جهانی با مازاد عرضه فولاد، رقابت شدید صادراتی و فشار فزاینده هزینههای انرژی مواجه بوده و صنعت فولاد ایران نیز بهطور خاص تحت تأثیر محدودیتهای جدی برق و گاز قرار گرفته، اهمیت نقش فولاد مبارکه بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.
در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در تولید این مجموعه میتوانست به موجی از توقف یا کاهش ظرفیت در صنایع پاییندست منجر شود؛ اما واقعیت میدانی سال ۱۴۰۴ نشان داد که فولاد مبارکه با وجود تمام فشارها، محدودیتها و نوسانات انرژی، نهتنها جریان تولید را متوقف نکرد، بلکه با مدیریت هوشمند منابع، بهینهسازی مصرف انرژی و بازطراحی برنامههای تولید، توانست پایداری زنجیره تأمین را حفظ کند و از انتقال شوک به صنایع پاییندست جلوگیری نماید.
این همان نقطهای است که نقش راهبردی فولاد مبارکه در اقتصاد ایران معنا پیدا میکند؛ جایی که این شرکت صرفاً یک تولیدکننده نیست، بلکه تضمینکننده تداوم تولید در صدها واحد صنعتی وابسته است. از همین منظر، فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴، در دل یکی از سختترین دورههای انرژی و در سایه فشارهای ناشی از مازاد جهانی فولاد، بار دیگر نشان داد که منطق توسعه در این مجموعه صرفاً تابع شرایط عادی نیست، بلکه بر پایه تابآوری و تعهد بلندمدت به زنجیره ارزش کشور بنا شده است.
به همین دلیل، با وجود همه آسیبها، محدودیتها و فشارهای ناشی از شرایط جنگ تحمیلی و چالشهای زیرساختی، فولاد مبارکه همچنان بر عهد خود با صنایع پاییندست کشور پایبند مانده و زودتر از موعد و فراتر از انتظار، نقش خود را در ساخت و تثبیت بنیانهای صنعتی ایران ایفا کرده است؛ مسیری که نشان میدهد این مجموعه نهتنها در شرایط عادی، بلکه در دل بحران نیز سازنده آینده صنعت کشور باقی میماند.
منبع: فلزات آنلاین