به گزارش میمتالز، فولاد مبارکه برای بسیاری از مردم، پیش از آنکه از نزدیک دیده شود، تنها نامی در میان اخبار اقتصادی و صنعتی است؛ نامی که ممکن است با اعداد، آمار و گاه روایتهای منفی در رسانهها همراه شود. اما مواجهه مستقیم با این مجموعه، بهویژه مشاهده عظمت خطوط تولید و روند بازسازی آن پس از آسیبهای جنگ، میتواند تصویری کاملاً متفاوت از این غول صنعتی در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ تصویری از یک صنعت بزرگ، زنده و مقاوم که کارکنانش برای حفظ تولید ایستادهاند.
محمدرضا دوستمحمدی، گرافیست و تصویرساز با اشاره به نخستین مواجهه خود با فولاد مبارکه اظهار کرد: حدود دو سال پیش برای نخستینبار با فولاد مواجه شدم. واقعیت این است که من هم مانند بسیاری از مردم، پیش از آن تصویر دقیقی از آنچه در فولاد اتفاق میافتد نداشتم. آدم شوت و بیاطلاعی نیستم، اما واقعاً برای بسیاری از مردم این سؤال وجود ندارد که در فولاد یا پتروشیمی چه اتفاقی میافتد.
وی افزود: ما معمولاً نام این مجموعهها را میشنویم، عدد و آمار میبینیم، اما تا زمانی که از نزدیک با آنها مواجه نشویم، نمیتوانیم عظمت آنها را درک کنیم. حتی خود من تا دو سال پیش، وقتی درباره فولاد مبارکه، ذوب آهن و مجموعههای مشابه صحبت میشد، تفکیک دقیقی در ذهنم وجود نداشت.
دوستمحمدی ادامه داد: وقتی برای نخستینبار فولاد مبارکه را دیدم، واقعاً عظمت این مجموعه برایم شگفتانگیز بود. اگر بخواهم از واژههایی مانند «شگفتانگیز» و «غرورآفرین» استفاده کنم، واقعاً همانجا میتوان این احساس را تجربه کرد.
این گرافیست و تصویرساز تصریح کرد: یکی از حرفهای اصلی ما در رسانه این است که هیچ چیزی به اندازه مواجهه مستقیم و رو در رو اثرگذار نیست. امروز رسانهها بسیار زیاد شدهاند و ما با حجم عظیمی از سروصدا، تصویر، فیلم و اطلاعات مواجهیم؛ بنابراین انتقال یک اطلاعات سالم و صحیح به مخاطب کار بسیار دشواری است.
وی افزود: ممکن است درباره یک فرد از دور ذهنیتی پیدا کنیم و فکر کنیم آدم مغروری است یا برعکس، اما وقتی با او زندگی و معاشرت میکنیم، متوجه میشویم که چقدر انسان خوبی است. در مورد محیطهای صنعتی نیز همین اتفاق رخ میدهد. مواجهه مستقیم میتواند بسیاری از ذهنیتهای قبلی را تغییر دهد.
دوستمحمدی با اشاره به تعداد بازدیدکنندگان فولاد مبارکه گفت: شنیدهام که سالانه حدود ۱۵ هزار نفر از فولاد مبارکه بازدید میکنند. اگر دغدغه این مجموعه، معرفی واقعیتهای فولاد و افزایش شناخت جامعه باشد، هرچه تعداد این مواجههها بیشتر شود، تعداد سفیران فولاد نیز افزایش پیدا میکند.
وی ادامه داد: کسی که از فولاد بازدید میکند، وقتی به خانه برمیگردد برای همسر، فرزند، خواهر، برادر و اطرافیانش از آنچه دیده صحبت میکند. من خودم وقتی به خانه رفتم، احساس کردم چقدر برایم لذتبخش و غرورآفرین است که چنین مجموعهای در ایران وجود دارد.
این گرافیست و تصویرساز با اشاره به حملات صورتگرفته به فولاد مبارکه گفت: بعد از گذشت حدود دو سال از نخستین مواجههام با فولاد، اخبار تلخ جنگ و حمله به این مجموعه را شنیدیم. چون فولاد مبارکه را از نزدیک دیده بودیم، این خبر برای ما حس بسیار بدی داشت. بعد از آن، دوستان فولاد لطف کردند و با میزبانی آنها و همراهی هنرمندان اصفهان و حوزه هنری، امکان بازدید دوباره فراهم شد. من واقعاً مشتاق بودم ببینم چه اتفاقی افتاده است.
دوستمحمدی بیان کرد: زمانی که به کارخانه رفتیم، در ابتدا تخریبها را بهصورت مستقیم ندیدیم، اما ویدئوهایی از آنچه اتفاق افتاده بود به ما نشان دادند. من جزو کسانی بودم که در سالن هنگام دیدن این تصاویر اشکم درآمد. طبیعتاً خانواده فولاد بسیار بیشتر از ما این اتفاق را احساس کردهاند؛ ما بیرون از گود و بیرون از آتش بودیم.
دوستمحمدی اظهار کرد: حجم تخریبها واقعاً ترسناک بود. سازهها و تأسیسات غولپیکری که با زحمت فراوان کنار یکدیگر قرار گرفته بودند، هدف قرار گرفته و منفجر شده بودند. دیدن این تصاویر واقعاً غمانگیز بود. اما چیزی که بعد از آن برای ما شگفتانگیز بود، مشاهده همان کورهها و تأسیسات در حال فعالیت بود. اینکه چنین مجموعهای در مدت زمانی کوتاه دوباره به چرخه فعالیت بازگشته، برای ما مثل مشاهده یک حماسه از نزدیک بود.
این هنرمند تصریح کرد: ما با چشم خودمان دیدیم که اتفاق دیگری در حال رقم خوردن است؛ حماسهای دوباره در دل یک صنعت بزرگ.
دوستمحمدی با تأکید بر مسوولیت رسانهها در این زمینه گفت: چنین اتفاقی وظیفه رسانهها را بسیار سنگین میکند. البته باید بپذیریم که حوزه گرافیک و رسانههای غیرتصویری در انتقال احساس، به اندازه ویدئو و مستند قدرت ندارند. مستندی که ما در فولاد دیدیم، شاید از نظر انتقال احساس ارزشش از تولید ۵۰ پوستر بیشتر باشد. ویدئو میتواند حجم تخریب، فضای حاکم بر کارخانه و بعد روند بازسازی را به شکلی منتقل کند که مخاطب واقعاً آن را احساس کند.
این گرافیست و تصویرساز با تأکید بر ضرورت صبر و استمرار در فرهنگسازی اظهار کرد: در تغییر ذهنیت و فرهنگسازی اصلاً نمیتوان عجول بود. این موضوع شبیه تربیت یک کودک است. اگر امروز ببینیم کودک دروغ میگوید، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم هفته آینده دیگر دروغ نگوید.
وی ادامه داد: باید آرامآرام روی ذهنیتها کار کرد، زمان گذاشت و انرژی صرف کرد. فرهنگ نیز همینگونه است. طی ۱۵ تا ۲۰ سال، مفاهیمی مانند عدم خودباوری، «ما ایرانیها هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم» و خودتحقیری بهتدریج در ذهن جامعه شکل گرفته است. اگر میخواهیم این سم را از رگ جامعه ایرانی خارج کنیم، باید همانقدر صبور و مستمر عمل کنیم؛ بنابراین اگر فولاد هزینه میکند و برای فرهنگسازی برنامه دارد، بخشی از مسیر نیازمند صبر، استمرار و حوصله است.
دوستمحمدی گفت: به نظرم باید روی کودکان و نوجوانان کار کرد؛ کودکی که برای نخستینبار نام فولاد را میشنود، این شانس را داشته باشد که این نام را در یک روایت مثبت بشنود، نه در قالب یک شایعه یا خبر منفی.
وی افزود: اگر یک کودک نخستینبار نام فولاد را در یک خبر منفی یا یک اتفاق نامناسب بشنود، طبیعتاً ذهنیت او نسبت به این نام شکل میگیرد. اما اگر نخستین مواجهه او با فولاد از طریق یک کتاب قصه، بازی، تصویر یا اتفاقی جذاب باشد، سالها بعد وقتی نام فولاد را میشنود، یک خاطره مثبت در ذهنش زنده میشود. به همین دلیل باید با خانوادهها، مادران، کودکان و نوجوانان وارد گفتوگو شد. اگر امروز روی این گروهها کار کنیم، شاید ۱۰ سال آینده شرایط بسیار بهتر از امروز باشد.
دوستمحمدی با تأکید بر ضرورت نگاه بلندمدت مدیران فولاد به فرهنگسازی گفت: یکی از کلیدواژههای کار فرهنگی، دیدن آیندههای دور است. امیدوارم این نگاه در مدیریت فولاد نیز وجود داشته باشد. در فولاد با آدمهایی مواجه شدم که صبور، پخته و اهل برنامهریزی هستند و امیدوارم همین نگاه را در حوزه فرهنگ و فرهنگسازی نیز دنبال کنند.
این هنرمند درباره دستاوردهای کارگاه «محکمتر از فولاد» گفت: اکنون گروهی از بچههایی که در حوزه گرافیک و تصویر فعالیت میکنند، در حال تولید ایدههای مختلف هستند.
دوستمحمدی افزود: برخی روی پوستر کار میکنند، یکی از دوستان ایده یک بازی رومیزی را مطرح کرده، یکی دیگر روی طراحی تیشرت کار کرده و یکی از هنرمندان نیز ایده تولید کارتپستالهایی با طراحی و برشهای متفاوت را دنبال میکند. حتی درباره استفاده از فضای فولاد برای نقاشیهای دیواری و مجسمهسازی نیز ایدههایی مطرح شده است. این محیط برای ما مثل یک فضای بزرگ و وسوسهانگیز است که میتوان ایدههای بسیار متنوعی در آن اجرا کرد.
دوستمحمدی تصریح کرد: بچهها ایدههای مختلفی برای نقاشی دیواری، مجسمه، هدیه و گیفت مطرح کردهاند؛ محصولاتی که میتوانند به مخاطبان ارائه شوند تا آنها نیز با فولاد و اهمیت این مجموعه آشنا شوند. فعلاً در مرحله ایدهپردازی و چکشکاری ایدهها هستیم و تلاش میکنیم این ایدهها را به دوستان فولاد ارائه کنیم.
این گرافیست و تصویرساز در پایان خاطرنشان کرد: امیدواریم از میان این ایدهها، چند اثر انتخاب شود که بتواند در روایت درست فولاد مؤثر باشد؛ روایتی که نشان دهد فولاد فقط یک مجموعه صنعتی نیست، بلکه بخشی از اقتصاد، هویت و غرور صنعتی ایران است و حماسه بازسازی آن باید برای نسل امروز و آینده روایت شود.