تاریخ: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۱:۲۸
بازدید: ۱۵
کد خبر: ۴۰۳۱۴۱
سرویس خبر : اقتصاد و تجارت

دو برابر شدن شاخص هم‌وزن؛ نشانه ورود بورس به مرحله جدید صعود؟

دو برابر شدن شاخص هم‌وزن؛ نشانه ورود بورس به مرحله جدید صعود؟
‌می‌متالز - رشد قابل‌توجه شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد موج صعودی اخیر به سهام‌ بزرگ محدود نبوده و مشارکت در بازار افزایش یافته است.

به گزارش می‌متالز، رسیدن بازدهی شاخص هم‌وزن بورس تهران از ابتدای سال به ۱۰۰ درصد که در معاملات دیروز اتفاق افتاد، تصویری از تغییر آرایش بازار سهام ارائه می‌کند؛ چرا که در شرایطی که شاخص کل نیز در محدوده‌های تاریخی جدید قرار گرفته، رشد قابل‌توجه نماد‌های کوچک و متوسط نشان می‌دهد موج صعودی اخیر فقط به چند سهم بزرگ و شاخص‌ساز محدود نمانده و دامنه مشارکت در بازار افزایش یافته است.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم شاخص هم‌وزن، برخلاف شاخص کل، اثرگذاری شرکت‌های بزرگ را تا حد زیادی خنثی می‌کند و بنابراین عملکرد آن تصویر متفاوتی از وضعیت عمومی بازار ارائه می‌دهد؛ جایی که رشد ۲.۵۹ درصدی این نماگر در معاملات روز گذشته (دوشنبه) و رسیدن بازدهی آن به ۱۰۰ درصد، نشان می‌دهد بخش بزرگی از سهام بازار سهام در ماه‌های گذشته با تقاضای قابل‌توجه مواجه بوده‌اند. چنین سطحی از بازدهی در سابقه شاخص هم‌وزن اتفاقی کم‌سابقه است و تنها در دو سال گذشته تاریخی، یعنی ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، بازدهی سالانه بالاتر از ۱۰۰ درصد برای آن ثبت شده است.

اما پرسش مهم‌تر این است که آیا چنین رشدی می‌تواند ادامه پیدا کند یا بازار سرمایه در آستانه مرحله‌ای متفاوت قرار گرفته است؟

بر این اساس پاسخ را باید در رفتار نقدینگی جست‌و‌جو کرد. نگاهی به معاملات دیروز نشان می‌دهد بیش از ۷ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه حقیقی وارد بازار سهام شده و در پایان معاملات نیز حجم قابل توجهی سفارش خرید بدون پاسخ فروشندگان باقی مانده است. از طرف دیگر، بخش بسیار بزرگی از نماد‌ها در محدوده مثبت معامله شده‌اند. این ترکیب نشان می‌دهد آنچه در حال حاضر بازار سهام را به جلو می‌راند، تنها رشد چند نماد بزرگ نیست؛ بلکه تقاضا در عرض بازار سرمایه نیز گسترش یافته است.

با این حال، همین نقطه می‌تواند محل شکل‌گیری نخستین نگرانی‌ها نیز باشد؛ چرا که بازار سرمایه زمانی که برای مدت طولانی با فزونی تقاضا مواجه است، ممکن است با کاهش عرضه و محدود شدن معاملات روبه‌رو شود. در چنین شرایطی، کاهش ارزش معاملات لزوما به معنای کاهش جذابیت بازار سهام نیست؛ و ممکن است فروشندگان به امید قیمت‌های بالاتر از عرضه سهام خودداری کنند؛ بنابراین باید میان «کم شدن معاملات» و «کم شدن تقاضا» تفاوت قائل شد.

این تفاوت در شرایط کنونی اهمیت زیادی دارد؛ چرا که اگر ارزش معاملات تالار شیشه‌ای در حال کاهش باشد، اما ورود پول حقیقی ادامه پیدا کند و صف‌های خرید در بخش وسیعی از بازار سهام شکل بگیرد، نمی‌توان صرفا بر اساس کاهش گردش معاملات نتیجه گرفت که روند صعودی در حال تضعیف است. در مقابل، اگر در روز‌های آینده عرضه افزایش یابد و بازار سرمایه نتواند این عرضه را با نقدینگی جدید جذب کند، آن زمان کاهش ارزش معاملات می‌تواند معنای متفاوتی پیدا کند.

از همین منظر، رکورد ۱۰۰ درصدی هم‌وزن را نباید فقط به عنوان سیگنال خرید یا نشانه پایان مسیر تفسیر کرد؛ چرا که این عدد در درجه نخست نشان‌دهنده قدرت موج صعودی است؛ اما هرچه رشد بازار سهام بزرگ‌تر می‌شود، حساسیت آن نسبت به عرضه‌های جدید نیز افزایش می‌یابد؛ چرا که سرمایه‌گذاری که سهمی را با قیمت‌های بسیار پایین‌تر خریداری کرده، در مقطعی به فکر شناسایی سود خواهد افتاد و این فرآیند، اگر گسترده شود، می‌تواند سمت عرضه را تقویت کند.

در چنین مرحله‌ای، رفتار پول تازه‌ وارد اهمیت ویژه‌ای دارد؛ و ورود سرمایه جدید می‌تواند به بازار سهام عمق بدهد و اجازه دهد عرضه‌های شناسایی سود جذب شوند. اما اگر بخش قابل‌توجهی از نقدینگی جدید صرفا با هدف کسب بازده سریع وارد شود، افزایش هیجان می‌تواند بازار سرمایه را در برابر اصلاح‌های کوتاه‌مدت آسیب‌پذیر کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است ورود دیرهنگام سرمایه‌گذاران، به‌ ویژه پس از مشاهده رشد‌های چشمگیر، همواره با ریسک بیشتری همراه است.

از سوی دیگر، نمی‌توان رشد بازار سرمایه را کاملا از متغیر‌های اقتصادی جدا کرد؛ آن هم به این دلیل که افزایش نرخ ارز و تغییر نرخ‌های فروش محصولات شرکت‌ها، به‌ خصوص در صنایع صادرات‌محور، می‌تواند انتظارات مربوط به سودآوری شرکت‌ها را تغییر دهد؛ بنابراین بخشی از افزایش قیمت سهام را باید در چارچوب تغییر متغیر‌های اسمی اقتصاد و رشد ارزش ریالی دارایی‌ها و درآمد شرکت‌ها بررسی کرد. در عین حال، این استدلال برای تمام صنایع و شرکت‌ها یکسان نیست و فاصله میان قیمت و ارزش بنیادی در برخی نماد‌ها می‌تواند افزایش یافته باشد.

نکته دیگر در پیش‌بینی و بررسی شرابط بازار سرمایه، رفتار شاخص کل است؛ رشد ۲.۷۴ درصدی این نماگر در معاملات دیروز و قرار گرفتن آن در نزدیکی کانال ۷ میلیون واحد، بازار سهام را به یک نقطه روانی مهم رسانده است. عبور از این سطح، در صورت همراهی با ورود پول و افزایش مشارکت عمومی، می‌تواند انتظارات صعودی را تقویت کند؛ اما اگر همزمان با افزایش عرضه و کاهش قدرت خریداران رخ دهد، احتمال شکل‌گیری یک دوره استراحت بیشتر خواهد شد.

در واقع، مساله اصلی بورس در مقطع کنونی دیگر فقط «رشد شاخص» نیست؛ بلکه کیفیت این رشد است. بازاری که در آن نقدینگی میان صنایع و شرکت‌های مختلف گردش کند، در برابر عرضه‌های جدید مقاومت نشان دهد و رشد قیمت‌ها با بهبود سودآوری شرکت‌ها همراه شود، ظرفیت بیشتری برای تداوم روند خواهد داشت. در مقابل، بازاری که رشد آن به صف‌های خرید، ورود هیجانی پول و افزایش فاصله قیمت‌ها از متغیر‌های بنیادی وابسته شود، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت بازدهی بالایی ایجاد کند، اما شکننده‌تر خواهد بود.

از این منظر، کارشناسان معتقدند دو برابر شدن شاخص هم‌وزن را باید هم فرصت دید و هم هشدار؛ فرصت از آن جهت که نشان می‌دهد جریان نقدینگی به لایه‌های بیشتری از بازار رسیده و صعود بورس فراگیرتر شده است؛ و هشدار از آن جهت که بازدهی ۱۰۰ درصدی در نیمه نخست سال، سطح انتظارات سرمایه‌گذاران را به شکل محسوسی بالا برده است.

بنابراین، روز‌های آینده برای بورس بیش از آنکه به ثبت یک رکورد جدید وابسته باشد، به آزمون توان بازار سهام برای جذب عرضه‌ها وابسته خواهد بود. از این رو، اگر نقدینگی تازه بتواند سودگیری معامله‌گران قدیمی را پوشش دهد، رکورد هم‌وزن می‌تواند مقدمه‌ای برای یک مرحله جدید از رشد بازار باشد. اما اگر عرضه از تقاضا پیشی بگیرد، اصلاح قیمت‌ها نیز لزوماً به معنای پایان روند صعودی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند فرصتی برای تخلیه هیجان، بازآرایی نقدینگی و تعیین تکلیف سهم‌هایی باشد که از موج اخیر بیشترین بهره را برده‌اند.

در نهایت، آنچه بورس را از یک موج صعودی کوتاه‌مدت به یک روند پایدار تبدیل می‌کند، نه ارتفاع شاخص‌ها، بلکه تداوم ورود نقدینگی، بهبود سودآوری، گردش سرمایه و توان بازار سهام برای جذب عرضه‌های جدید است.

منبع: خبرگزاری تسنیم

عناوین برگزیده