به گزارش میمتالز، در دل بسیاری از فناوریهای امروز ـ از گوشیهای هوشمند تا خودروهای برقی و سامانههای دفاعی ـ عناصری نهفتهاند که کمتر نامشان شنیده میشود، اما بدون آنها جهان مدرن متوقف خواهد شد: عناصر نادر خاکی. بدون این عناصر، تولید ریزتراشههای فوقمدرن، خودروهای برقی، توربینهای بادی یا حتی بسیاری از تجهیزات پزشکی ممکن نیست. چین سالهاست با تسلط بر استخراج و فرآوری این فلزات، به نقطهای رسیده که میتواند قواعد بازی جهانی را تعیین کند. در چنین شرایطی، ایران با منابع غنی خود میتواند از یک بازیگر خاموش به وزنهای تأثیرگذار بدل شود؛ اگر اراده و برنامه داشته باشد.
امروز چین حدود ۷۰ درصد استخراج و بیش از ۹۰ درصد فرآوری عناصر نادر جهان را در اختیار دارد. این برتری فقط یک مزیت اقتصادی نیست؛ بلکه ابزاری سیاسی و ژئوپلیتیکی است. از موتورهای جت و توربینهای بادی گرفته تا تجهیزات پزشکی پیشرفته و صنایع دفاعی، بسیاری از فناوریهای حیاتی امروز بدون عناصر نادر خاکی امکانپذیر نیستند. آمریکا و اروپا سالهاست تلاش میکنند زنجیرهای مستقل بسازند، اما هنوز وابستگی آنها به چین کاملاً مشهود است. این وابستگی یعنی هر تکانه قیمتی یا محدودیت صادراتی از سوی پکن، معادلات جهانی را دگرگون میکند.
ایران بهطور طبیعی از منابع ارزشمند عناصر نادر خاکی برخوردار است. در شرایط تحریم، توسعه این حوزه میتواند به فرصتی استراتژیک تبدیل شود؛ فرصتی که فراتر از اقتصاد، موقعیت ژئوپلیتیک کشور را ارتقاء میدهد. اگر ایران بتواند به جای خامفروشی، با سرمایهگذاری هدفمند و انتقال دانش، بخشی از زنجیره فرآوری را در داخل ایجاد کند، جایگاهش در دیپلماسی اقتصادی تقویت خواهد شد. این یعنی هرچه کیفیت و ظرفیت فرآوری داخلی بالاتر برود، وزن ایران در میز مذاکره نیز سنگینتر میشود.
واقعیت این است که ورود به این بازار آسان نیست. فرآوری عناصر نادر خاکی یکی از پیچیدهترین بخشهای صنعت معدنی است و نیازمند فناوری پیشرفته و سرمایهگذاری کلان است. قیمتهای جهانی پایین و سلطه بازار چین، ورود بازیگران تازه را دشوار کرده است. با این حال، کشورهایی که هوشمندانه برنامهریزی کنند و از دیپلماسی اقتصادی برای جلب شرکا و فناوری بهره ببرند، میتوانند سهم خود را از آینده این بازار بگیرند. ایران نیز اگر بخواهد عقب نماند، باید از امروز برای فردا تصمیم بگیرد.
عناصر نادر خاکی، فقط فلزات در دل زمین نیستند؛ آنها اهرمهای قدرت آیندهاند. برای ایران، این منابع میتواند پلی میان اقتصاد، فناوری و سیاست خارجی باشد. شرط آن، اما روشن است: سرمایهگذاری مرحلهای در استخراج و پالایش، همکاری هوشمندانه با شرکای بینالمللی، توسعه زیرساختهای صنعتی و طراحی استراتژیای که وابستگی کشور را به بازارهای تحت سلطه کاهش دهد.
در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا ایران میخواهد در آینده فناوری و انرژی پاک، صرفاً مصرفکننده باشد یا بازیگری کلیدی؟ پاسخ به این پرسش، مسیر ما را در استفاده از عناصر نادر خاکی تعیین خواهد کرد.
