به گزارش میمتالز، مجید دادجو، مدیر فرآوری ضایعات فرآیندی فولاد مبارکه، در مراسم افتتاح پروژه فرآوری خرسک و تهتاندیش شرکت فولاد کالا (فوکا)، با اشاره به اهمیت روزافزون اقتصاد چرخشی و توسعه پایدار در صنایع بزرگ، این پروژه را نمونهای عملی از پیوند میان منافع اقتصادی، مسوولیت زیستمحیطی و نگاه آیندهنگرانه در مدیریت منابع دانست.
وی اظهار کرد: فعالیت در حوزه فرآوری ضایعات فرآیندی، صرفاً یک اقدام عملیاتی یا صنعتی نیست، بلکه ابزاری برای تحقق اقتصاد پایدار، توسعه بازار و رصد مستمر فرصتهای ارزشآفرینی در زنجیره تولید است. به گفته دادجو، امروز دیگر در هیچ جای دنیا نمیتوان صرفاً بر منافع اقتصادی تمرکز کرد و از ملاحظات اجتماعی و زیستمحیطی غفلت ورزید؛ چراکه این سه حوزه بهطور کامل به یکدیگر گره خوردهاند و توسعه صنعتی بدون در نظر گرفتن این پیوند، معنا و دوام نخواهد داشت.
دادجو با تأکید بر ضرورت توجه جدی به محیطزیست در فرآیندهای صنعتی گفت: فعالان صنعت فولاد، در عین آنکه در جایگاه نیروی مولد و شاغل صنعتی ایفای نقش میکنند، بیرون از محیط کار نیز شهروندانی هستند که در همان زیستبومی زندگی میکنند که دیگر هموطنان در آن تنفس و زندگی میکنند. از همین رو، صنعت نمیتواند نسبت به آثار محیطزیستی فعالیتهای خود بیتفاوت باشد.
وی افزود: همین درهمتنیدگی نقشها ایجاب میکند که نگاه به محیطزیست، بهویژه در صنایع مادر، از یک الزام صرفاً اجرایی فراتر رود و به بخشی از فرهنگ، آموزش و تصمیمسازی در فرآیند کار تبدیل شود.
مدیر فرآوری ضایعات فرآیندی فولاد مبارکه در ادامه، با اشاره به بخشی از سخنان مدیرعامل شرکت فولاد کالا، توجه به نیروی انسانی را یکی از وجوه ارزشمند مدیریت در کنار مسائل فنی دانست و تصریح کرد: در بسیاری از مواقع، درگیر شدن با موضوعات تخصصی و فنی ممکن است ما را از توجه به انسانها دور کند؛ در حالی که هر مجموعه صنعتی، متشکل از دهها و صدها نیروی انسانی است که هر کدام نیازها، دغدغهها و مسائل خاص خود را دارند.
دادجو گفت: اینکه در کنار پروژه، فناوری، تولید و مسائل خشن و سخت صنعتی، به انسان و دغدغههای او نیز پرداخته شود، نشانه یک نگاه متعالی و بالغ مدیریتی است؛ نگاهی که بدون آن، توسعه پایدار معنای واقعی خود را پیدا نمیکند.
وی یکی از مهمترین جنبههای هر اقدام موفق را «زمان مناسب» عنوان کرد و افزود: یک کار خوب، علاوه بر طراحی درست، به زمانبندی صحیح هم نیاز دارد. اگر ورود به سرمایهگذاری در زمان مناسب انجام نشود و زمان ورود و خروج از پروژهها بهینه نباشد، نمیتوان انتظار داشت نتیجه مطلوب حاصل شود.
دادجو تصریح کرد: در مقطع فعلی، راهاندازی این تجهیزات و توسعه این زیرساختها دقیقاً در زمانی صورت گرفته که مجموعه به آن نیاز داشته و این موضوع باعث شده پروژه، نقش یک بازوی توانمند را در کنار فرآیند تولید ایفا کند.
مدیر فرآوری ضایعات فرآیندی فولاد مبارکه با اشاره به برنامهریزیهای صورتگرفته در سالهای اخیر گفت: از زمان آغاز این رویکرد جدید، سه مسیر «فروش»، «فرآوری» و «مصرف داخلی» بهصورت همزمان در دستور کار قرار گرفت و تلاش شد برای هر دسته از ضایعات، بهترین مسیر تصمیمگیری انتخاب شود.
وی افزود: در حوزه فروش، بهویژه در بخش ضایعات فلزی و خرسک، طی سه سال اخیر روندی افزایشی تجربه شده و بخشی از اقلامی که پیش از این اساساً در سبد فروش قرار نداشتند، با ارزش افزوده بالاتر به بازار عرضه شدهاند.
دادجو با اشاره به برخی نمونههای عملی از این رویکرد گفت: بعضی اقلام که پیشتر به عنوان ضایعات کمارزش تلقی میشدند، با تغییر نگاه و هدایت به سمت فرآوری یا مصرف هدفمند، به محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شدهاند. وی از «سر و ته اسلب» بهعنوان نمونهای یاد کرد که به جای خروج ساده از چرخه، وارد فرآیندهایی شد که ارزش اقتصادی آن را بهطور معناداری افزایش داد.
به گفته او، این تغییر رویکرد فقط در شاخصهای مالی و ریالی قابل مشاهده نیست، بلکه اثرات زیستمحیطی و بهرهوری حاصل از آن نیز کاملاً قابل توجه است و همین مسئله اهمیت توسعه این مدلها را دوچندان میکند.
وی در ادامه از برنامهریزی برای کاهش و حتی حذف برخی اقلام ضایعاتی خبر داد و گفت: در چند گروه از ضایعات فلزی، هدفگذاری مشخصی برای رساندن موجودی یا انباشت به صفر انجام شده و در برخی موارد، این هدف در سال جاری یا سال آینده قابل تحقق خواهد بود.
دادجو تصریح کرد: برخی از این اقلام ماهیت سادهتری دارند و با تصمیمگیری و اجرای مناسب، در بازه زمانی کوتاهتری قابل مدیریت هستند؛ اما در مقابل، برخی دیگر، از جمله خرسکهای انباشتهشده، ماهیتی پیچیدهتر و اصطلاحاً «پروژه بدخیمتر» دارند و طبیعی است که به زمان بیشتری برای تعیین تکلیف و کاهش کامل نیاز داشته باشند. به گفته وی، برای این بخشها نیز برنامهریزی میانمدت و بلندمدت پیشبینی شده و ممکن است فرآیند صفر شدن آنها چند سال به طول بینجامد.
مدیر فرآوری ضایعات فرآیندی فولاد مبارکه با تأکید بر لزوم هماهنگی میان مجموعههای فعال در این حوزه گفت: در بخش فرآوری ضایعات، ضروری است سرمایهگذاریها بهصورت مشترک و هماهنگ رصد شوند تا همانطور که امکان مشارکت در سود وجود دارد، از تحمیل زیانهای احتمالی نیز جلوگیری شود.
وی خاطرنشان کرد: اصل مهم آن است که سرمایهگذاریها متناسب، هدفمند و مبتنی بر نیاز واقعی باشد؛ چراکه هرگونه عدم تناسب در مقیاس یا محل هزینهکرد، میتواند بهرهوری اقتصادی را کاهش دهد.
دادجو در تشریح سطحبندی فعالیتها در این حوزه اظهار کرد: نخستین سطح فعالیت، «کاربرییابی» برای ضایعات است؛ به این معنا که برای هر نوع ضایعه یا خروجی فرآیندی، یک مصرف مشخص و کاربردی تعریف شود تا از حالت انباشت یا بیاستفاده خارج شود.
وی ادامه داد: گام بعدی، «پُرارزشسازی» است؛ یعنی پس از آنکه برای ضایعه کاربری تعریف شد، باید به دنبال کاربردهای سطح بالاتر و ارزشآفرینتر رفت. به تعبیر او، لازم است مجموعهها فقط به مصرف حداقلی یا ساده ضایعات بسنده نکنند، بلکه همزمان با شناسایی کاربردهای موجود، بهدنبال کشف مسیرهایی باشند که ارزش افزوده بیشتری ایجاد میکنند.
او گفت: ارزش افزوده بالاتر، طبعاً خود را در شاخصهای اقتصادی و مالی نشان میدهد، اما این تمام ماجرا نیست؛ زیرا هرچه استفاده مجدد از ضایعات به سطوح بالاتری منتقل شود، آثار مثبت زیستمحیطی آن نیز بیشتر خواهد شد.
دادجو در بخش دیگری از سخنان خود به نمونهای مشخص از این رویکرد اشاره کرد و گفت: در مجموعه فولاد مبارکه، رولهای قراضهای گالوانیزهای وجود دارد که به دلیل برخی ملاحظات کنترل کیفی، دیگر امکان عرضه آنها بهعنوان محصول نهایی استاندارد در بازار وجود ندارد؛ اما این به معنای پایان ارزش آنها نیست.
وی افزود: برای این دسته از اقلام، میتوان کاربردهایی تعریف کرد که به حساسیت و دقت محصول درجهیک نیاز ندارند. بهعنوان مثال، از این ورقها میتوان در پوششهای مرتبط با عایقکاری پایپینگ یا برخی مصارف مشابه استفاده کرد؛ حوزههایی که الزاماً نیازمند ورق گالوانیزه ممتاز بازار نیستند و میتوانند از همین مواد، با هزینه کمتر و کارایی مناسب، بهره ببرند.
به گفته او، در برخی حوزهها مانند قالبهای بتنی یا مصارف صنعتی مشابه نیز، لزوماً نیازی به استفاده از ورق درجهیک وجود ندارد و اگر بخشی از محصول دارای افزایش ضخامت، موج یا برخی نواقص جزئی باشد، همچنان میتواند در یک کاربرد جایگزین، کاملاً مفید و اقتصادی باشد. دادجو تأکید کرد: این دقیقاً همان مفهومی است که در ادبیات حرفهای از آن به عنوان «پُرارزشسازی» یاد میشود؛ یعنی به جای خرد کردن و ذوب مجدد فوری، ابتدا باید امکان استفاده در اپلیکیشنهای سطح بالاتر بررسی شود.
مدیر فرآوری ضایعات فرآیندی فولاد مبارکه با تأکید بر اینکه این حوزه صرفاً فنی نیست، اظهار کرد: بخشی از ماجرا به توسعه بازار بازمیگردد و این موضوع باید بهعنوان یکی از کارکردهای اصلی بخش بازرگانی مورد توجه قرار گیرد. وی تصریح کرد: در بسیاری از مواقع، نگاهها به موضوع ضایعات بیش از حد فنی است و همین مسئله باعث میشود ظرفیتهای بازار برای آنها کمتر دیده شود.
دادجو ادامه داد: تحقیقات انجامشده در بسیاری از مواقع ماهیتی فنی دارند، در حالی که در کنار تحقیق فنی، «تحقیق در بازار» نیز باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد. به باور او، بهویژه در حوزه قراضه و ضایعات فلزی در ایران، هنوز ظرفیتهای کشفنشده بسیاری در بازار وجود دارد و اگر این حوزه با مطالعه دقیقتر و حرفهایتر دنبال شود، امکان خلق ارزش افزودههای قابل توجهی فراهم خواهد شد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: نگاه به ضایعات باید از یک مسئله هزینهزا و انباشتی، به یک فرصت راهبردی برای ارزشآفرینی، توسعه بازار، بهبود بهرهوری و صیانت از محیطزیست تغییر کند. دادجو تأکید کرد که پروژههایی از جنس فرآوری خرسک و تهتاندیش، زمانی به بلوغ واقعی میرسند که همزمان در آنها سه عنصر «اقتصاد»، «محیطزیست» و «بازار» به شکلی متوازن مورد توجه قرار گیرد.
او ابراز امیدواری کرد با تداوم این رویکرد و تقویت همکاری میان واحدهای عملیاتی، فنی و بازرگانی، مسیر پُرارزشسازی ضایعات در فولاد مبارکه و شرکتهای همکار با شتاب بیشتری دنبال شود و دستاوردهای آن هم در شاخصهای اقتصادی و هم در حوزه مسوولیتپذیری زیستمحیطی بهطور ملموس نمایان شود.