به گزارش میمتالز، مجمع عمومی عادی سالیانه شرکت فولاد آلیاژی ایران برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفندماه ۱۴۰۴، روز چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵ با حضور اکثریت سهامداران برگزار شد. بررسی و تصویب صورتهای مالی، استماع گزارش هیات مدیره و حسابرس مستقل، تصمیمگیری درباره نحوه تقسیم سود، انتخاب حسابرس و بازرس قانونی و تعیین روزنامه کثیرالانتشار، از مهمترین محورهای این نشست بود.
در پایان مجمع، سهامداران با تقسیم ۵۴۰ ریال سود نقدی به ازای هر سهم موافقت کردند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که شرکت فولاد آلیاژی ایران علاوه بر حفظ روند تولید و فروش، اجرای مجموعهای از برنامههای توسعهای، تامین مالی و کاهش ریسکهای مربوط به انرژی و مواد اولیه را دنبال میکند.
شرکت فولاد آلیاژی ایران یکی از مهمترین تولیدکنندگان فولادهای آلیاژی و مخصوص در کشور و منطقه به شمار میرود و کارخانههای فولادسازی، نورد مقاطع سبک و سنگین، عملیات حرارتی و تکمیلکاری آن، امکان تولید طیف متنوعی از محصولات مورد استفاده در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، خودروسازی، ماشینسازی و پروژههای زیرساختی را فراهم کردهاند.
مهمترین تصمیم مجمع برای سهامداران، تصویب پرداخت ۵۴۰ ریال سود نقدی به ازای هر سهم بود. نحوه تقسیم سود در شرایطی مورد بررسی قرار گرفت که شرکت همزمان به منابع مالی قابلتوجهی برای تامین سرمایه در گردش، تکمیل پروژههای توسعهای و اصلاح ساختار مالی نیاز دارد.
از این منظر، تصمیم مجمع را میتوان تلاشی برای ایجاد توازن میان پرداخت بازده نقدی به سهامداران و حفظ منابع لازم برای توسعه شرکت ارزیابی کرد. «فولاژ» در دوره پیش رو با برنامه افزایش سرمایه، تکمیل پروژه وایر، افزایش بهرهبرداری از واحدهای تولیدی و سرمایهگذاری در حوزه تامین انرژی و مواد اولیه مواجه است؛ بنابراین سیاست تقسیم سود باید با نیازهای نقدینگی و برنامههای سرمایهگذاری شرکت هماهنگ باشد.
محسن مصطفیپور، مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، پیش از برگزاری مجمع تاکید کرده بود که نحوه توزیع سود باید با همفکری سهامداران و با توجه به برنامههای توسعهای شرکت تعیین شود. وی همچنین افزایش سرمایه شرکت تا سطح ۱۱ هزار میلیارد تومان را یکی از برنامههای اصلی «فولاژ» عنوان کرده بود.
مصطفیپور در تشریح عملکرد سال ۱۴۰۴ اظهار داشت که ظرفیت مالی و عملیاتی شرکت میتوانست به نتایجی بالاتر از ارقام ثبتشده منجر شود، اما اختلال در حملونقل، محدودیت فعالیت برخی مشتریان بزرگ، دشواریهای صادرات، محدودیت انرژی و ناپایداری محیط کسبوکار، امکان تبدیل کامل تولید به فروش و سود را محدود کرد.
مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران توضیح داد که بخشی از محصولات تولیدشده و آماده تحویل، به دلیل عوامل خارج از کنترل مستقیم شرکت، در موعد مورد انتظار به فروش نرسیدند. این وضعیت از یک سو دوره نگهداری موجودی کالا را افزایش داد و از سوی دیگر، بخشی از منابع مالی شرکت را در چرخه تولید و انبار نگه داشت.
برای شرکتی که بخش مهمی از محصولات آن بر اساس مشخصات فنی و سفارش مشتریان صنعتی تولید میشود، تاخیر در تحویل یا توقف فعالیت مشتریان میتواند اثر بیشتری نسبت به تولیدکنندگان فولادهای عمومی داشته باشد. محصول آلیاژی تولیدشده برای یک مصرفکننده مشخص، لزوما نمیتواند بدون تغییر شرایط فنی و تجاری به مشتری دیگری فروخته شود.
مصطفیپور پیشتر نیز اعلام کرده بود که مدلهای فروش شرکت در سال گذشته بازطراحی شدهاند و در صورت نبود محدودیتهای ایجادشده در پایان سال، عملکرد مالی شرکت میتوانست بالاتر از نتایج محققشده باشد.
مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، بازطراحی شیوههای فروش و افزایش تنوع مشتریان را یکی از عوامل بهبود عملکرد شرکت دانست. به گفته مصطفیپور، محصولات «فولاژ» در بازارهای تخصصی مورد استفاده قرار میگیرند و تولید آنها در بسیاری از موارد بر مبنای سفارش و مشخصات مورد نیاز مشتری انجام میشود.
وی افزود که شرکت در سال گذشته تعاملات خود را با مشتریان صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، خودروسازی، ساخت تجهیزات، پروژههای زیرساختی و سایر صنایع مصرفکننده فولادهای خاص توسعه داده است. افزایش تعداد مشتریان میتواند وابستگی شرکت به چند مصرفکننده بزرگ را کاهش دهد و ریسک ناشی از توقف یا کاهش فعالیت یک صنعت مشخص را تعدیل کند.
با این حال، توسعه بازار محصولات آلیاژی تنها به افزایش تعداد مشتریان محدود نمیشود. هر مشتری ممکن است گرید، ترکیب شیمیایی، خواص مکانیکی، ابعاد، عملیات حرارتی یا شرایط تحویل متفاوتی درخواست کند. در نتیجه، توسعه فروش باید همزمان با انعطافپذیری برنامه تولید، کنترل کیفیت و مدیریت دقیق سفارشها انجام شود.
مصطفیپور اعلام کرد که شرکت علاوه بر توسعه بازار، بر افزایش پایداری خطوط، انجام تعمیرات برنامهریزیشده، بهبود مدیریت تولید و ارتقای بهرهوری تمرکز کرده است. به گفته وی، مجموعه این اقدامات زمینه رشد همزمان تولید و فروش را فراهم کردهاند.
بر اساس گزارشهای مالی منتشرشده، مجموع فروش شرکت فولاد آلیاژی ایران در سال ۱۴۰۴ به حدود ۲۹ هزار و ۶۹۵ میلیارد تومان رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل افزایش محسوسی را نشان میدهد. فروش شرکت در اسفندماه ۱۴۰۴ نیز حدود دو هزار و ۱۳۱ میلیارد تومان اعلام شده است.
همچنین فولادسازی شماره یک شرکت در سال گذشته ۴۰۷ هزار و ۹۶۷ تن فولاد آلیاژی تولید کرد که در مقایسه با سال ۱۴۰۳، رشد ۶٫۲۹ درصدی را نشان میدهد. ثبت این رشد در شرایط محدودیت برق و گاز، اهمیت پایداری عملیاتی و مدیریت توقفهای تولید را برجسته میکند.
رشد درآمد شرکت تحت تاثیر چند عامل قرار داشته است. افزایش مقدار تولید و فروش، تغییر ترکیب محصولات، رشد سهم محصولات با ارزش افزوده بیشتر و تعدیل نرخهای فروش از جمله عوامل موثر بر افزایش درآمد بودهاند.
مصطفیپور در تشریح دلایل رشد فروش شرکت اظهار داشت که افزایش درآمد تنها ناشی از رشد قیمتها نبوده و بهبود ترکیب سبد محصولات نیز در این زمینه نقش داشته است. افزایش سهم فولادهای آلیاژی و محصولات تخصصی میتواند درآمد بیشتری به ازای هر تن فروش ایجاد کند؛ هرچند هزینه مواد آلیاژی، انرژی و فرآیند تولید این محصولات نیز بالاتر است.
از منظر تحلیلی، افزایش درآمد زمانی میتواند به رشد پایدار سودآوری منجر شود که رشد بهای تمامشده با سرعت کمتری نسبت به فروش اتفاق بیفتد. قیمت آهن اسفنجی، قراضه، فروآلیاژها، الکترود، انرژی، حملونقل و هزینه تامین مالی، مهمترین متغیرهایی هستند که میتوانند اثر افزایش درآمد را بر حاشیه سود محدود کنند.
یکی از محورهای مورد تاکید مصطفیپور در مجمع، توسعه صادرات محصولات آلیاژی و مخصوص بود. مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، صادرات را یکی از مسیرهای اصلی استفاده از ظرفیتهای تولیدی شرکت دانست، اما تاکید کرد که حفظ بازارهای خارجی در شرایط تحولات منطقهای، محدودیتهای بانکی و مشکلات حملونقل، با دشواریهایی همراه است.
بازار فولادهای آلیاژی با بازار محصولات عمومی فولادی تفاوت دارد. خریدار خارجی پیش از ثبت سفارش، علاوه بر قیمت، سوابق کیفی تولیدکننده، ثبات ترکیب شیمیایی، قابلیت انجام عملیات حرارتی، خواص مکانیکی و توان تحویل مستمر را بررسی میکند. ورود به چنین بازاری دشوار است، اما در صورت تثبیت رابطه با مشتری، امکان ایجاد قراردادهای پایدارتر و حاشیه سود مناسبتر وجود دارد.
مصطفیپور اظهار داشت که یکی از برنامههای شرکت، توسعه سهم محصولات نهاییتر در صادرات است. فروش محصولات نیمهنهایی ممکن است ارزآوری ایجاد کند، اما تبدیل آنها به محصولات نوردی و کلافهای تخصصی، ارزش افزوده بیشتری در داخل شرکت ایجاد خواهد کرد.
از سوی دیگر، محدودیتهای مربوط به نقلوانتقال ارز، هزینههای بازگشت ارز صادراتی و تغییر مقررات میتواند رقابتپذیری شرکت را کاهش دهد؛ بنابراین تداوم رشد صادرات به ایجاد مسیرهای باثبات فروش، حمل و تسویه مالی نیاز دارد.
مصطفیپور در تشریح برنامههای سال ۱۴۰۵، استقرار کامل سامانه برنامهریزی منابع سازمانی یا ERP، بهروزرسانی محاسبات بهای تمامشده و بهبود هماهنگی میان تولید، تامین، انبار، فروش و امور مالی را از برنامههای مدیریتی شرکت اعلام کرد.
در یک شرکت فولاد آلیاژی، محاسبه بهای تمامشده پیچیدگی بیشتری نسبت به تولیدکنندگان محصولات عمومی دارد. میزان و نوع عناصر آلیاژی، مدتزمان ذوب، تعداد مراحل عملیات حرارتی، مصرف انرژی، توقفات خط، میزان ضایعات و پیچیدگی سفارش، میتوانند هزینه تولید هر گرید را تغییر دهند.
یکپارچهسازی اطلاعات در سامانه ERP میتواند به مدیریت شرکت نشان دهد که هر محصول یا سفارش چه میزان مواد اولیه، انرژی، زمان تجهیزات و سرمایه در گردش مصرف کرده است. این اطلاعات برای تعیین نرخ فروش، انتخاب ترکیب بهینه تولید و شناسایی محصولات کمبازده اهمیت دارد.
به این ترتیب، استقرار ERP صرفا یک پروژه نرمافزاری نیست؛ بلکه میتواند به ابزاری برای تصمیمگیری درباره تولید، فروش، تامین مواد اولیه و تخصیص ظرفیت کارخانه تبدیل شود.
فولادسازی شماره دو شرکت فولاد آلیاژی ایران پیشتر به بهرهبرداری رسیده و دارای ظرفیت تولید ۷۰۰ هزار تا یک میلیون تن بیلت کربنی و آلیاژی است. نخستین عملیات ذوب و ریختهگری مداوم این واحد در مهرماه ۱۴۰۲ انجام شد و پروژه در بهمنماه ۱۴۰۳ بهطور رسمی افتتاح شد؛ بنابراین مساله اصلی در سال ۱۴۰۵، راهاندازی اولیه این کارخانه نیست؛ بلکه افزایش نرخ بهرهبرداری، تثبیت تولید تجاری، رفع گلوگاهها و هماهنگی آن با سایر واحدهای زنجیره است.
مصطفیپور در مجمع، افزایش تولید شرکت را به استفاده همزمان و موثر از ظرفیت فولادسازی شماره یک و شماره دو مرتبط دانست. تحقق تولید بالا در این دو واحد به تامین مستمر آهن اسفنجی، فروآلیاژها، الکترود، برق، آب صنعتی و قطعات مصرفی وابسته است.
افزایش ظرفیت اسمی بدون تامین پایدار نهادهها، ممکن است به افزایش هزینههای ثابت و کاهش نرخ بهرهبرداری منجر شود. از این رو، برنامه تولید شرکت باید در کنار برنامه تامین خوراک، انرژی و بازار فروش ارزیابی شود.
از منظر اقتصادی، رسیدن فولادسازی شماره دو به تولید پایدار میتواند هزینه ثابت هر تن محصول را کاهش دهد و امکان تنوع بیشتر گریدهای تولیدی را فراهم کند؛ مشروط بر آنکه محصولات تولیدشده بهموقع به بازار داخلی یا صادراتی منتقل شوند.
محسن مصطفیپور، مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، ناپایداری در تامین انرژی را یکی از مهمترین تهدیدهای صنعت فولاد و برنامههای تولید «فولاژ» دانست. وی تاکید کرد که ادامه فعالیت صنایع فولادی بدون دسترسی به برق پایدار، با دشواری جدی مواجه خواهد بود.
به گفته مصطفیپور، شرکت با هماهنگی سهامداران عمده، احداث نیروگاه اختصاصی را در دستور کار قرار داده و مذاکرات مربوط به اجرای این پروژه را دنبال میکند. هدف از این برنامه، کاهش وابستگی به شبکه سراسری و جلوگیری از توقفهای مکرر تولید در دورههای اوج مصرف است.
محدودیت برق در فولادسازی تنها به از دست رفتن چند ساعت تولید محدود نمیشود. توقف کوره قوس الکتریکی، تغییر برنامه ذوب، آمادهسازی مجدد تجهیزات، افزایش مصرف نسوزها و تاخیر در تحویل سفارشها، بخشی از هزینههای ناشی از ناپایداری انرژی هستند.
در تولید فولادهای آلیاژی، ثبات برنامه تولید اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هر سفارش ممکن است به ترکیب مواد و توالی عملیات خاصی نیاز داشته باشد. قطع انرژی میتواند نظم تولید چند سفارش متوالی را برهم بزند و هزینههای برنامهریزی و کنترل کیفیت را افزایش دهد.
احداث نیروگاه اختصاصی میتواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد، اما نیازمند سرمایهگذاری سنگین، تامین سوخت و طی مراحل اجرایی است؛ بنابراین در کوتاهمدت، مدیریت مصرف، تعمیرات پیشگیرانه و هماهنگی دقیق برنامه تولید با محدودیتهای شبکه همچنان اهمیت خواهد داشت.
مصطفیپور، تامین پایدار آهن اسفنجی را دومین برنامه راهبردی شرکت در کنار تامین برق عنوان کرد. آهن اسفنجی، مهمترین ماده اولیه مورد استفاده در واحدهای فولادسازی «فولاژ» است و نوسان در عرضه یا قیمت آن میتواند مستقیما بر مقدار تولید و بهای تمامشده اثر بگذارد.
مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران اعلام کرد که احداث واحد آهن اسفنجی و تکمیل زنجیره تامین در دستور کار قرار گرفته و مصوبات اولیه مورد نیاز برای پیگیری این برنامه اخذ شدهاند.
خودکفایی نسبی در تامین خوراک میتواند قدرت برنامهریزی تولید را افزایش دهد. واحدی که مواد اولیه خود را صرفا از بازار خریداری میکند، در دورههای محدودیت انرژی یا افزایش تقاضا با کاهش عرضه و رشد قیمت مواجه میشود.
با این حال، احداث واحد احیا مستقیم نیز به تامین گاز طبیعی، سنگآهن، گندله، آب و زیرساختهای حملونقل نیاز دارد؛ بنابراین این پروژه زمانی میتواند مزیت پایدار ایجاد کند که تمام حلقههای تامین آن بهصورت همزمان مورد توجه قرار گیرند.
یکی از مهمترین طرحهای توسعهای مطرحشده در مجمع، پروژه کلاف و وایر بود. مصطفیپور اعلام کرد که این پروژه حدود ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و تجهیزات خارجی مورد نیاز آن پیشتر خریداری شدهاند.
مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران توضیح داد که طولانی شدن اجرای این پروژه، هزینههایی را به شرکت تحمیل کرده است و بخشی از منابع افزایش سرمایه برای تسریع در تکمیل آن اختصاص خواهد یافت.
بهرهبرداری از طرح کلاف و وایر میتواند مسیر فروش بخشی از محصولات نیمهنهایی را تغییر دهد. در شرایط فعلی، فروش بیلت یا محصولات میانی ممکن است درآمد ایجاد کند، اما تبدیل آنها به کلاف و وایر آلیاژی، ارزش افزوده بیشتری در داخل مجموعه نگه میدارد.
این محصولات در صنایع خودروسازی، قطعهسازی، تولید فنر، سیمهای صنعتی، پیچ و مهره، تجهیزات مکانیکی و صنایع تخصصی مصرف میشوند. ورود به این بازارها میتواند تنوع مشتریان شرکت را افزایش دهد و وابستگی به فروش محصولات نیمهنهایی را کاهش دهد.
با این حال، تکمیل فیزیکی پروژه تنها یکی از مراحل کار است. دستیابی به تولید اقتصادی به تامین مواد اولیه، آزمایش تولید، اخذ تاییدیه مشتریان، توسعه بازار و رسیدن محصول به کیفیت پایدار نیاز دارد.
برنامه افزایش سرمایه شرکت فولاد آلیاژی ایران نیز همزمان با مجمع سالیانه مورد توجه سهامداران قرار گرفت. بر اساس مجوز صادرشده، سرمایه شرکت قرار است از ۵۸ هزار میلیارد ریال به ۱۱۰ هزار میلیارد ریال افزایش یابد.
مبلغ افزایش سرمایه ۵۲ هزار میلیارد ریال است که معادل حدود ۹۰ درصد سرمایه فعلی شرکت خواهد بود. منابع این افزایش سرمایه از محل مطالبات حالشده سهامداران و آورده نقدی و همچنین بخشی از سود انباشته تامین میشود. هدف اصلی، اصلاح ساختار مالی و تامین مخارج آتی طرح توسعه کلاف و وایر اعلام شده است.
افزایش سرمایه از محل آورده نقدی میتواند منابع جدیدی را وارد شرکت کند، اما همزمان نیازمند مشارکت سهامداران در پذیرهنویسی حقتقدم است. موفقیت این برنامه به اعتماد سهامداران به بازده اقتصادی پروژههای توسعهای وابسته خواهد بود.
از منظر ساختار مالی، افزایش سرمایه میتواند نسبت بدهی شرکت را بهبود دهد و بخشی از فشار تامین مالی بانکی را کاهش دهد. با این حال، بازده نهایی افزایش سرمایه زمانی محقق خواهد شد که منابع جذبشده در پروژههایی با بازده عملیاتی مناسب به کار گرفته شوند.
مصطفیپور پیش از برگزاری مجمع اعلام کرده بود که درآمد ۷۵ هزار میلیارد تومانی به عنوان هدف شرکت برای سال ۱۴۰۵ در نظر گرفته شده است و مدیریت «فولاژ» تلاش میکند فروش را به بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان برساند.
وی تحقق این هدف را به حفظ سطح تولید و فروش، کاهش محدودیتهای انرژی، ثبات نسبی نرخ محصولات، بهبود بازارهای صادراتی و تامین مستمر مواد اولیه مشروط دانست.
فروش شرکت در سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۵ هزار و ۲۱۱ میلیارد تومان رسید. فروش اردیبهشتماه نیز حدود هشت هزار و ۱۷۲ میلیارد تومان ثبت شد که یکی از بالاترین ارقام فروش ماهانه شرکت محسوب میشود.
برای رسیدن از فروش سهماهه ۱۵ هزار میلیارد تومانی به هدف سالانه ۷۵ تا ۸۰ هزار میلیارد تومان، شرکت باید در فصلهای بعد میانگین فروش بالاتری ثبت کند. این امر به افزایش مقدار تولید، رشد نرخ فروش یا ترکیبی از هر دو نیاز دارد.
محدودیتهای برق در تابستان میتواند مقدار تولید را کاهش دهد و جبران آن را به نیمه دوم سال منتقل کند. در مقابل، افزایش نرخ ارز یا تغییر ترکیب محصولات ممکن است درآمد ریالی شرکت را حتی بدون رشد متناسب تناژ افزایش دهد؛ بنابراین ارزیابی عملکرد شرکت تنها بر مبنای مبلغ فروش کافی نیست و باید مقدار فروش، نرخ متوسط، ترکیب محصولات و حاشیه سود نیز بهصورت همزمان بررسی شوند.
مصطفیپور ظرفیت سودآوری شرکت در سال ۱۴۰۵ را در محدوده شش هزار و ۵۰۰ تا هفت هزار میلیارد تومان ارزیابی کرده است. وی ریسکهای اقتصاد کلان، محدودیت انرژی، پایداری مواد اولیه، شرایط صادرات و زمان رسیدن پروژههای توسعهای به بهرهبرداری کامل را از عوامل موثر بر تحقق این برآورد دانست.
تحقق این سطح از سود نیازمند آن است که رشد درآمد با کنترل بهای تمامشده همراه باشد. اگر هزینه مواد اولیه، انرژی و تامین مالی با سرعتی بیشتر از نرخ فروش رشد کند، افزایش درآمد لزوما به رشد مشابه سود خالص منجر نخواهد شد.
از سوی دیگر، افزایش سهم محصولات نهایی و آلیاژی میتواند حاشیه سود را بهبود دهد. تکمیل پروژه وایر و افزایش تولید گریدهای تخصصی، در صورت وجود بازار مناسب، یکی از مسیرهای افزایش سود به شمار میرود.
کنترل موجودی کالا نیز اهمیت زیادی دارد. تولید بیشتر زمانی سودآور خواهد بود که محصول به فروش برسد و منابع مالی آن به چرخه شرکت بازگردد. افزایش موجودی بدون فروش، نیاز به سرمایه در گردش را افزایش میدهد و ممکن است هزینه مالی بیشتری ایجاد کند.
شرکت فولاد آلیاژی ایران به دلیل برخورداری از تجهیزات فولادسازی، نورد سبک و سنگین، عملیات حرارتی، تکمیلکاری و آزمایشگاههای تخصصی، امکان تولید طیف متنوعی از فولادهای آلیاژی و مخصوص را دارد.
این قابلیت، مزیتی متفاوت از ظرفیت اسمی تولید ایجاد میکند. بسیاری از تولیدکنندگان میتوانند فولادهای عمومی تولید کنند، اما تولید پایدار یک گرید آلیاژی خاص نیازمند دانش متالورژی، کنترل مواد اولیه، دقت در ذوب و ریختهگری و توان انجام عملیات حرارتی است.
مصطفیپور تاکید کرده است که برنامه شرکت بر افزایش سهم محصولات با ارزش افزوده بیشتر و توسعه حضور در صنایع تخصصی استوار است. این رویکرد میتواند شرکت را از رقابت صرف بر مبنای قیمت دور کند.
در بازار محصولات عمومی، کاهش قیمت ممکن است مهمترین ابزار رقابت باشد، اما در بازار فولادهای آلیاژی، کیفیت، قابلیت تکرار، خدمات فنی، زمان تحویل و تاییدیه مشتری نقش تعیینکننده دارند.
بررسی مطالب مطرحشده در مجمع نشان میدهد که شرکت فولاد آلیاژی ایران در مرحله عبور از توسعه صرف ظرفیت به سمت بهرهبرداری اقتصادی از ظرفیتها قرار دارد. فولادسازی شماره دو، پروژه کلاف و وایر، افزایش سرمایه و برنامههای تامین انرژی و مواد اولیه، اجزای اصلی این مسیر هستند.
نخستین متغیر تعیینکننده، انرژی است. بدون برق پایدار، ظرفیت فولادسازی موجود به تولید مستمر تبدیل نمیشود و برنامه تحویل سفارشها با اختلال مواجه خواهد شد.
دومین متغیر، تامین خوراک است. افزایش ظرفیت تولید، مصرف آهن اسفنجی و مواد آلیاژی را بالا میبرد و هرگونه ناپایداری در تامین این مواد میتواند نرخ بهرهبرداری را کاهش دهد.
سومین عامل، بازار فروش است. افزایش تولید زمانی ارزش اقتصادی ایجاد میکند که شرکت بتواند محصولات را در بازار داخلی یا صادراتی به فروش برساند. توسعه ظرفیت بدون توسعه بازار ممکن است به افزایش موجودی و فشار بر سرمایه در گردش منجر شود.
چهارمین عامل، ترکیب محصولات است. اگر افزایش تولید عمدتا در محصولات کمارزشتر اتفاق بیفتد، رشد تناژ لزوما به افزایش متناسب سود منجر نمیشود. در مقابل، توسعه تولید فولادهای خاص، کلاف و وایر آلیاژی میتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.
پنجمین متغیر، کنترل هزینهها است. استقرار ERP، محاسبه دقیق بهای تمامشده و انتخاب سفارشهای سودآور، میتواند نقش مهمی در تبدیل رشد فروش به رشد سود داشته باشد.
در مجموع، تقسیم سود ۵۴۰ ریالی در مجمع، در کنار افزایش سرمایه ۹۰ درصدی و برنامه تکمیل پروژههای توسعهای، نشاندهنده تلاش شرکت برای ایجاد توازن میان منافع نقدی سهامداران و تامین منابع مورد نیاز رشد آینده است.
محسن مصطفیپور، مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، دستیابی به فروش ۷۵ تا ۸۰ هزار میلیارد تومانی، سود شش هزار و ۵۰۰ تا هفت هزار میلیارد تومانی، تامین پایدار انرژی و آهن اسفنجی و تکمیل پروژه وایر را در کانون برنامههای سال ۱۴۰۵ قرار داده است. تحقق این اهداف بیش از هر چیز به میزان بهرهبرداری از ظرفیت فولادسازی شماره دو، استمرار تولید در دوره محدودیت انرژی و توان شرکت در فروش محصولات با ارزش افزوده بیشتر وابسته خواهد بود.
مسیر پیش روی «فولاژ» از نظر ظرفیت تولید و دانش فنی، ظرفیت رشد قابلتوجهی دارد، اما تبدیل این ظرفیت به سود پایدار، نیازمند هماهنگی همزمان میان تولید، تامین، انرژی، فروش و تامین مالی است. نتیجه نهایی برنامه توسعه شرکت زمانی در صورتهای مالی نمایان خواهد شد که پروژههای در دست اجرا به تولید تجاری پایدار برسند و افزایش تناژ، با رشد حاشیه سود و جریان نقد عملیاتی همراه شود.
منبع: فلزات آنلاین