به گزارش میمتالز، مشروح گفتوگو را در ادامه میخوانید.
با درود خدمت علاقهمندان بازار سرمایه و سهامداران شرکت، قبل از آغاز بحث باید به این موضوع اشاره کنم افزایش درآمد زمانی ارزشمندتر است که تولید واقعی هم رشد کند. اگر این رشد با کنترل بهای تمام شده همراه باشد، اثرش بر سود خالص بسیار مثبت خواهد بود. در غیراینصورت، ممکن است بخشی از آن فقط «رشد درآمدی» ناشی از نرخ باشد و به سود عملیاتی کمتر تبدیل شود.
اما راجع به پرسش شما، واقعیت آن است که بسیاری از موفقیتهای ارفع ریشه در «دانشمحوری» دارد. در سالهای اخیر، تمرکز بر بومیسازی قطعات و تکنولوژیهای تولید توسط متخصصان ایرانی، هزینههای ارزی تعمیر و نگهداری را به شدت کاهش داده است. این خوداتکایی، ارفع را در برابر تکانههای بیرونی و محدودیتهای بینالمللی مقاوم کرده است. ارفع با شفافیت در گزارشهای ماهانه و عملکرد مالی در بورس، توانسته است اعتماد سهامداران را جلب کند.
کاری که در این مقطع رخ داد، هماهنگتر کردن مجموعهای با پتانسیل و شتاب بخشیدن به روند گذشته بوده است و امیدوارم با لطف خداوند، همراهی سهامداران ارجمند و نیز تیم کوشای ارفع باز هم به این مسیر علیرغم همه سختیهایی که استحضار دارید و با آن دست به گریبان هستیم، مسیر رشد را دنبال کنیم.
موفقیت مجموعههایی نظیر فولاد ارفع و خیز ارزشمند و رشد ۱۵۹ درصدی درآمد عملیاتی «ارفع» در ۳ ماهه نخست امسال در شرایط سخت اقتصادی، معمولاً حاصل یک «مدیریت استراتژیک» است. این پیام را دارد که ارفع در رقابتی سالم و ارزش آفرین، با قدرتمند سازی ارکان مالی مجموعه، سهم بازار خود را افزایش داده است که در چند لایه زیر تعریف میشود.
یکی از دلایل اصلی موفقیت ارفع، درک صحیح از اهمیت «زنجیره ارزش» است. این شرکت با تمرکز بر تولید شمش فولادی و واحدهای احیای مستقیم و ذوب، باعث شده تا راندمان تولید در ارفع فراتر از انتظارات باشد.
در اقتصاد صنعتمحور، ارزشافزوده در «کیفیت» نهفته است. ارفع با سرمایهگذاری بر روی استانداردهای بینالمللی تولید، توانسته است محصولات خود را نه تنها در بازار داخلی، بلکه در بازارهای صادراتی که محل اصلی تأمین ارز برای توسعه است به جایگاه مطلوبی برساند. وقتی محصولی در بازارهای بینالمللی «برند» میشود، قدرت چانهزنی شرکت در اقتصاد داخلی نیز به مراتب افزایش مییابد.
شرکتهای موفق در صنعت فولاد ایران، آنهایی هستند که بر «انضباط مالی» پایبند بودهاند. ارفع با مدیریت هوشمندانه هزینههای سربار، استفاده از روشهای متنوع تأمین مالی در بازار سرمایه، و بهینهسازی هزینههای انرژی که بزرگترین چالش صنعت فولاد است، توانسته است حاشیه سود خود را حتی در دورههای رکود تورمی حفظ کند.
ارفع با شفافیت در گزارشهای ماهانه و عملکرد مالی در بورس، توانسته است اعتماد سهامداران را جلب کند. این اعتماد، منابع مالی لازم برای طرحهای توسعهای را فراهم کرده است. در واقع، موفقیت ارفع یک چرخه مثبت است. تحلیل این جهش درآمدی نیازمند نگاهی دقیق به پشتصحنه گزارشهای عملکرد است. رشد ۱۵۹ درصدی درآمد عملیاتی در مقایسه با دوره مشابه سال قبل، اتفاقی است که نمیتوان آن را تنها با یک متغیر ساده توضیح داد؛ بلکه حاصل همافزایی چند عامل کلیدی در ساختار عملیاتی و بازرگانی «ارفع» است.
در صنعت فولاد، رشد درآمد عمدتاً از دو منبع حاصل میشود: افزایش مقدار تولید و فروش یا تغییر در نرخهای فروش. نکتهای که باید مدنظر داشت این است که در گزارشهای مالی، «درآمد عملیاتی» نقطه شروع است. برای اینکه این ۱۴ همت درآمد را یک «موفقیت پایدار» بنامیم، باید به حاشیه سود ناخالص نیز نگاه کرد.
صنعت فولاد در ایران در فصول گرم سال با چالش قطعی برق و در فصول سرد با چالش گاز مواجه است. موفقیت ارفع در ثبت چنین عددی آن هم در شرایطی که بسیاری از شرکتها با افت تولید مواجه میشوند، نشاندهنده «تابآوری عملیاتی» این شرکت است. این یعنی ارفع با برنامهریزی دقیقتری برای تولید بیشتر و کاهش هزینه ها، موفق شده زنجیره تأمین خود را به گونهای تنظیم کند که تداوم تولید در حداقلِ نرخ ممکن حفظ شود.
مهم این است که رشد ۱۵۹ درصدی فقط از محل افزایش نرخ نبوده است. طبق دادههای موجود، تولید شمش هم رشد کرده. این یعنی شرکت هم در عملیات و هم در فروش بهتر عمل کرده است. وقتی شرکتی در شرایط محدودیت انرژی، نوسان بازار و فشار هزینهها بتواند چنین رشدی ثبت کند، معمولاً بهره وری تولید و مدیریت بر فروش بهبود یافته است. در مورد ارفع، بهنظر میرسد ترکیبی از هر دو عامل مؤثر بودهاند.
خوشحالیم این گزارش برای سهامداران و تحلیلگران مثبت بوده و امیدواریم درگزارشهای بعدی هم تداوم پیدا کند.
رسیدن به سود خالص ۳۸۹۰ میلیارد تومانی و جهش ۴۸۸ درصدی آن در فصل بهار، برای شرکتی در مقیاس «ارفع»، یک دستاورد است. وقتی سود هر سهم (EPS) در تنها سه ماه به ۱۲۲ تومان میرسد، بازار به طور طبیعی برای قیمتهای بالاتر این سهم چراغ سبز نشان میدهد.
اما همانطور که اشاره کردید، «تداوم» روند سودآوری، چالش اصلی است. این وضعیت با تهدید و فرصتهایی روبروست که باید همه آنها را با دیدی وسیع نظاره کرد. برای مثال، در حال حاضرکه تقاضای داخلی به دلیل رکود ساختوساز در نوسان است، ارزآوری برگ برنده است که خود یک فرصت تلقی میشود. در عین حال در سویه دیگر ماجرا، باید به این ملاحظه توجه داشت که ارفع به عنوان یک شرکت متمرکز بر «شمش»، به شدت به قیمت گندله و سایر مواد اولیه کمکی وابسته است. اگر قیمت جهانی فولاد افت کند، اما قیمت مواد اولیه داخلی (به دلیل فرمولهای قیمتگذاری) کاهش نیابد، حاشیه سود ارفع تحت فشار قرار میگیرد.
نکته دیگر آنکه برای اینکه ارفع در تابستان که فصل بحرانی برای فولادسازان است و همچنین فصل پاییز که صنایع درگیر محدودیتهای شدید برق هستند، باید به این نیازمندیهای استراتژیک به طور جدی توجه نماید.
نخست پایداری تأمین برق که از طریق تداوم قراردادهای دوجانبه تأمین برق خارج از شبکه یا بهرهبرداری از ظرفیتهای نیروگاهی اختصاصی قابل انجام است.
همچنین مدیریت بهای تمامشده در دوره محدودیت بسیار مهم است. وقتی تولید کاهش مییابد، هزینههای ثابت (سربار) به ازای هر تن تولید افزایش مییابد. ارفع باید با استراتژی «تولید حداکثری در ساعات مجاز»، اثر افزایش مدیریت بهای تمام شده در دوره محدودیت را خنثی کند.
در این زمینه حرف و سخن بسیار است. فولاد یک صنعت زیرساختی و راهبردی برای کشور است و در دهههای گذشته مورد توجه سیاست گذار بوده است؛ بنابراین ما در این حوزه علیرغم نوسانات حرف برای گفتن داریم و امیدواریم با گذر از تلاطمهای سالهای اخیر، در ادامه در جهان بیش از پیش بدرخشیم.
اجمالا برای پرهیز از طولانیتر شدن کلام، صنعت فولاد ما با سه مشکل جدی رو بروست.
ریسک اول، ناترازی ساختاری انرژی است. محدودیتهای برق و گاز دیگر یک مشکل فصلی نیست، بلکه به یک معضل ساختاری تبدیل شده است. آغاز زودهنگام محدودیتهای برق که از فروردین شروع شد، نشان میدهد که حتی با برنامهریزی هم، امنیت تأمین انرژی برای واحدهای فولادی شکننده است. در این زمینه باید اشاره کنم که احداث نیروگاههای اختصاصی ۱۰ و ۴۰ مگاواتی و برنامه ریزی جهت احداث نیروگاه ۵۰ مگاواتی و همچنین اجرای پروژه فشرده سازی گاز (LNG)، ریسک «خاموشیهای فصلی» را کاهش داده و پایداری تولید را تضمین میکند.
ریسک دوم، سیاستهای ارزی و تعرفهای است. شکاف نرخ ارز، انگیزههای صادراتی را سرکوب میکند. همچنین افزایش تعرفههای وارداتی توسط کشورهای همسایه، میتواند بازارهای سنتی ما را تهدید کند.
ریسک سوم، ضعف تقاضای داخلی است. رکود ساختوساز و کاهش پروژههای عمرانی، مصرف میلگرد و تیرآهن را به شدت محدود کرده است. شرکتها در چنین شرایطی مجبور به صادرات میشوند که خود باعث رقابت منفی و فشار بر قیمتهای صادراتی میشود.
با وجود این چالشها و برنامههایی که برای مقابله با این شرایط دشوار داریم، نباید از مزیتها غافل شد.
مزیت «فولاد سبز» را باید در این زمینه اشاره کرد. به دلیل ساختار تولید بر پایه آهن اسفنجی و کوره قوس الکتریکی، ایران نسبت به تولیدکنندگان سنتی (کوره بلند)، ردپای کربن کمتری دارد. این یک مزیت استراتژیک در بازارهای جهانی است که بهسمت الزامات زیستمحیطی سختگیرانه میروند.
نکته دیگر امکان فتح بازارهای صادراتی بدلیل کیفیت محصول و رقابت پذیری آن است که میتواند درآمدهای ارزی بیشتری را نصیب کشور کند.
دست آخر اینکه در ایجاد زنجیره اشتغال پایدار اعم از اشتغال مستقیم و غیرمستقیم نیز نقش اثرگذاری دارد.
شرکت آهن و فولاد ارفع توانسته با وجود مخاطرات، پایداری عملیاتی خود را بهبود بخشیده و حجم تولید و فروش خود را افزایش دهد و به گواه شاخصها و آمارها، «تابآوری عملیاتی» خود را به اثبات رسانده است. شکل گیری صف خرید برای سهام این بنگاه، نشانگر آن است که مورد اقبال عموم قرار گرفته و به عنوان شرکتی سودآور و ارزشمند در بازار سرمایه تثبیت شود.
به نظر من، اگر تولیدکننده بتواند از سد محدودیت انرژی عبور کند، به دلیل تقاضای جهانی و مزیتهای تولید، سالی پرسود خواهد داشت. اما اگر ناترازی انرژی از حد مشخصی بگذرد، حتی بهرهورترین شرکتها نیز ممکن است در حفظ سودآوری با چالش مواجه شوند. همه باید در این مساله خود را مسوول بدانیم و با عبور موفق و امن از شرایط، نشان دهیم که همه مسوولان، کارشناسان و کارکنان در بخشهای مختلف با ابتکار، هم بستگی و تابآوری باز هم به موفقیت دست خواهند یافت و کشور را برای افزایش رفاه مردم و نقش آفرینی بهتر یاری میرسانند.
منبع: آهن و فولاد ارفع