تاریخ: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۲:۱۶
بازدید: ۱۳۶
کد خبر: ۴۰۱۶۰۹
سرویس خبر : آهن و فولاد

رشد شمش شرکت ارفع ضعف حلقه میانی را پوشاند / افت آهن اسفنجی زنگ خطر پایداری تولید/ افزایش حجم نتوانست فشار بهای خوراک را بپوشاند/ رشد حجمی با افت کیفیت دلاری/ سودی که زیر بار هزینه خم می‌شود

رشد شمش شرکت ارفع ضعف حلقه میانی را پوشاند / افت آهن اسفنجی زنگ خطر پایداری تولید/ افزایش حجم نتوانست فشار بهای خوراک را بپوشاند/ رشد حجمی با افت کیفیت دلاری/ سودی که زیر بار هزینه خم می‌شود
‌می‌متالز - رشد چشمگیر فروش شرکت آهن و فولاد ارفع، هم‌زمان با فشار هزینه مواد اولیه، ناترازی انرژی و افت نرخ دلاری صادرات، مرزی میانِ توسعه مقیاس تولید و شکنندگی پایداری سود ترسیم می‌کند.

به گزارش می‌متالز، افزایش فروش و رشد مقیاس عملیات شرکت ارفع، تصویری امیدوارکننده از عبور شرکت به سطحی بالاتر از ظرفیت تجاری ترسیم می‌کند، اما لایه‌های زیرین داده‌ها نشانه دیگری دارند؛ نشانه‌هایی از رشد متکی بر تورم ارزی، فشار انرژی، افزایش هزینه مواد اولیه و شکنندگی زنجیره تولید.

جهش درآمدی ارفع، اگرچه توانسته سود ناخالص را تقویت کند، اما کیفیت این رشد همچنان محل پرسش است. شکاف میان تولید و فروش، افت تولید آهن اسفنجی و وابستگی فزاینده به مدیریت بحران انرژی، نشان می‌دهد شرکت وارد مرحله‌ای شده که حفظ سودآوری دشوارتر از ثبت رشد اسمی خواهد بود.

جهش فروش روی زمین ناهموار تولید

ارفع طی چهار ماه ابتدایی ۱۴۰۵ توانسته تولید شمش فولادی را حدود ۲۷.۶ درصد افزایش دهد و فروش این محصول نیز نزدیک به ۳۸.۴ درصد بالا رفته است.

چنین شکافی میان رشد تولید و رشد فروش، نشانه تخلیه بخشی از موجودی انبار یا تغییر رفتار تجاری شرکت به سمت فروش تهاجمی‌تر است.

این وضعیت به‌ شکل معمول، زمانی رخ می‌دهد که بنگاه نسبت به آینده بازار یا پایداری تولید اطمینان کامل ندارد و ترجیح می‌دهد نقدینگی را زودتر آزاد کند.

مبلغ فروش شمش فولادی نیز حدود ۱۴۹ درصد رشد کرده؛ رقمی که در نگاه نخست نشانه جهش تقاضا به نظر می‌رسد، اما بخش مهمی از آن از رشد حدود ۸۰ درصدی نرخ فروش ناشی شده است.

چنین رشدی بیش از آنکه بازتاب ارتقای بهره‌وری صنعتی باشد، به تورم ارزی و تغییر سطح عمومی قیمت‌ها گره خورده است.

همین مساله کیفیت رشد را «حساس» می‌سازد، چراکه رشد مبتنی بر نرخ، تاب‌آوری پایین‌تری نسبت به رشد مبتنی بر افزایش پایدار ظرفیت دارد.

نرخ تسریع ارز نیز بیش از ۱۱۲ درصد بالا رفته و همین متغیر، بخشی از سودآوری عملیاتی و غیرعملیاتی را تقویت کرده است. با این حال، وابستگی شدید سود به متغیر ارزی می‌تواند ساختار درآمدی شرکت را نوسانی کند.

هر کاهش سرعت رشد ارز یا تثبیت دستوری بازار، ممکن است بخشی از حاشیه سود فعلی را تخلیه کند و سود اسمی را به سطحی پایین‌تر بازگرداند.

سودی که زیر بار هزینه خم می‌شود

افزایش تولید ارفع هم‌زمان با جهش سنگین هزینه مواد اولیه رخ داده است. خرید گندله از نظر مبلغ بیش از ۱۰۶ درصد رشد کرده، در حالی که مقدار خرید تنها حدود ۱۹.۶ درصد بالا رفته است.

این فاصله بزرگ میان رشد مبلغ و رشد حجم، نشانه فشرده‌شدن «حاشیه سودِ صنعتی» است؛ وضعیتی که صنایع فولادی کشور را به تدریج از بنگاه تولیدمحور به بنگاه معامله‌محور نزدیک می‌کند.

نرخ خرید گندله نیز حدود ۷۲ درصد بالا رفته و مجموع خرید مواد اولیه شرکت (مبلغ کل)، جهشی بیش از ۱۴۱ درصدی داشته است. از این زوایه، ارفع برای حفظ رشد تولید، ناچار شده با هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر خوراک تولید را فراهم‌سازی کند.

چنین الگویی اگر با رشدِ هم‌وزنِ بهره‌وری همراه نشود، به تدریج «سود ناخالص» را فرسوده می‌کند؛ حتی اگر درآمد اسمی همچنان صعودی بماند.

کاهش حدود ۲.۷ درصدی تولید آهن اسفنجی در پایان ۳۱ تیر ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه از ۱۴۰۴ نیز اهمیت زیادی دارد؛ آهن اسفنجی ستون پایداری تولید شمش محسوب می‌شود.

در این بخش شاهد کاهش تولید آهن اسفنجی از ۴۲۹ هزار و ۶۳۳ تن در سال گذشته به ۴۱۸ هزار و ۱۶۴ تن در ۳۱ تیر ۱۴۰۵ هستیم.

افت این بخش نشان می‌دهد فشار گاز و محدودیت انرژی، پیش از آنکه در تولید نهایی دیده شود، ابتدا «حلقه‌های میانی» زنجیره را فرسوده می‌سازد. چنین روندی می‌تواند با تاخیر زمانی خود را در افت ظرفیت پایدار شمش نشان دهد.

انرژی؛ قلب بحران پنهان ارفع

مهم‌ترین چالش ارفع نه بازار فروش، بلکه امنیت انرژی است. شرکت اگرچه توانسته با خرید برق از بورس انرژی بخشی از افت تولید را کنترل کند، اما این راهکار ماهیتی پرهزینه و کوتاه‌مدت دارد.

صنعتی که ناچار شود انرژی را با نرخ‌های غیرقابل پیش‌بینی تهیه کند، بخشی از مزیت مقیاس خود را از دست می‌دهد و وارد فاز مدیریتِ بقا می‌شود.

پروژه ذخیره‌سازی LNG و توسعه نیروگاه خورشیدی، نشانه آن است که مدیریت ارفع ریسک انرژی را دیگر یک بحران موقت تلقی نمی‌کند و آن را به عنوان متغیری «ساختاری» پذیرفته است.

همین تغییر نگاه اهمیت دارد؛ صنعت فولاد ایران وارد دوره‌ای شده که سودآوری آن بیش از بازار جهانی فولاد، به ظرفیت دسترسی پایدار به برق و گاز وابسته خواهد بود.

با وجود این، سرمایه‌گذاری انرژی‌محور بار مالی سنگینی نیز دارد. ساخت نیروگاه و زیرساخت ذخیره گاز، بازگشت سرمایه بلندمدت دارد و ممکن است بخشی از نقدینگی عملیاتی شرکت را قفل کند.

اگر رکود جهانی فولاد تشدید شود یا نرخ‌های صادراتی افت بیشتری پیدا کنند، فشار مضاعفی بر جریان نقدی شرکت شکل خواهد گرفت.

رشد حجمی با افت کیفیت دلاری

صادرات ارفع در پایان ۳۱ تیر ۱۴۰۵ از نظر حجمی بیش از ۱۲۱ درصد رشد کرده و این موضوع نشان می‌دهد شرکت برای حفظ جریان درآمد، بازار خارجی را جدی‌تر دنبال کرده است.

با این حال، افت ۵ درصدی میانگین نرخ دلاری فروش صادراتی شمش را شاهد هستیم که پیام متفاوتی دارد. بر این اساس، هر تن شمش فولادی در ۳ ماهه سال جاری نسبت به سال گذشته، ۲۰ دلار کاهش را در قیمت تجربه کرده است.

در نتیجه، بازار جهانی فولاد دیگر کشش نرخ‌های بالا را ندارد و رقابت منطقه‌ای شدیدتر شده است. همین مساله موجب می‌شود رشد صادرات لزوما معادل رشد قدرت سودسازی نباشد.

بخشی از افزایش درآمد صادراتی ارفع، محصول جهش نرخ ارز داخلی است، نه ارتقای موقعیت رقابتی شرکت در بازار جهانی.

اگر نرخ ارز تثبیت شود، ضعف نرخ دلاری صادرات می‌تواند آشکارتر شود و شکاف میان درآمد ریالی و قدرت واقعی سودسازی را نمایان کند.

میان تورم و بهره‌وری

شرکت ارفع اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که رشد کمی دیگر کافی نیست. شرکت برای عبور از این مرحله باید کیفیت رشد را بازسازی کند؛ یعنی کاهش شدت مصرف انرژی، تثبیت زنجیره مواد اولیه، افزایش بهره‌وری تولید و کاهش وابستگی سود به شوک ارزی.

آینده شرکت ارفع بیش از هر چیز به این وابسته است که آیا می‌تواند رشد فعلی را از «تورم‌پذیری» رها سازد و به ساحل «بهره‌وری‌پذیری» برساند یا نه.

منبع: تیتر ۲۰

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده