
به گزارش میمتالز، علاالدینی ازوجی رئیس امور اقتصاد کلان سازمان برنامهوبودجه کشور - سه مجموعه در بحث سرمایهگذاری در تولید مطرح است. مصرفکننده، سرمایهگذار و دولت.
وقتی به جامعه مراجعه میکنید، درک جامعه از سرمایهگذاری با آنچه در تعریف گفته میشود متفاوت است. چه بستری باید برای تحقق سرمایهگذاری باید فراهم شود؟ این مساله خود را در قالب ثبات و بیثباتی نشان میدهد که در واقع همان نقش دولت است. زمانی که اقتصاد به سمت بیثباتی حرکت میکند، خانوار و گاهی بنگاههای اقتصادی تمایل به سرمایهگذاری در بخشهای غیرتولیدی پیدا میکنند.
در شرایط ثبات خانوارها و بنگاههای اقتصادی تمایل به سرمایهگذاری برای تولید پیدا میکنند. اینکه دیده میشود طی سالهای اخیر شاهد تورم بالا بودهایم سبب شده است تا از سرمایهگذاری برای تولید دور شویم.
رشد اقتصادی ایران به طور متوسط در ۵ دهه گذشته ۳.۱ درصد بوده است. رشد تولید اقتصاد ایران در این بازه زمانی کیفیت کافی را نداشته است. ضمن اینکه این تولید در اختیار خانوارها قرار نگرفته است. تنها جایی که میتوان منابع حاصل از تولید را به خانوار منتقل کرد، نیروی کار است.
برای سرمایهگذاری و رسیدن به اهداف برنامه هفتم نیازمند ۱۷۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری سالانه هستیم. بخش ناچیزی از این رقم توسط بخش خصوصی داخلی و خارجی تامین خواهد شد. در یک دهه گذشته در بعد جهانی اتفاقات متعددی رخ داده است. تاثیر پذیری اقتصاد کشور از این شرایط باید مدیریت شود.
کنترل نرخ تورم باید مبنای اصلی دولت باشد. انتظارات تورمی ۱۵ سال گذشته که حدود ۱۵ درصد بوده است. عددی که امروز به حدود ۳۰ درصد رسیده است. این مساله سبب شده تا تورم یک هسته سخت پیدا کند. برای بهبود معیشت مردم باید هدفگذاری برنامه هفتم در خصوص کنترل تورم به طور جدی پیگیری شود.
از بعد ثبات در اقتصاد کلان، این مساله یکی از مواردی است که به طور جدی مورد توجه است، اما وقتی وارد حوزه اجرا میشویم اشکالات و پیچیدگیها به وجود میآید. هرچقدر که بیثباتی رشد میکند حجم سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند.
بر اساس دادههای بانک مرکزی، میزان سرمایهگذاری در سال ۱۴۰۲، به ۵۶ درصد سال ۱۳۹۰ رسیده است. فضای بیثباتی در اقتصاد هنوز سرمایهگذاران را قانع نکرده است و خود سرمایهگذاران نیز به خانوار یا مصرفکننده تبدیل شدهاند.
مصداق آن فروش کارخانه و خرید طلا و دلار است. رشد تشکیل سرمایه ۶۴ درصد را در پیش از ۱۳۹۰ شاهد بودیم که این رقم در دهه ۹۰ به منفی ۴۹ درصد تبدیل شد.
اگر به سوابق اقتصاد ایران در شرایط رشد بالا برگردیم، هر چقدر اقتصاد با ثباتتر میشود، تعداد کارآفرینان و سرمایهگذاران افزایش پیدا میکند. در دوره سالهای ۷۵ تا ۹۰، به طور متوسط حتی تا ۸ درصد مشارکت کارآفرینان را داشتهایم. امروز تعداد کارآفرینان به حدود ۸۰۳ هزار نفر رسیده است.
وقتی اقتصاد وارد بیثباتی میشود، این نرخ سوددهی است که به عنوان معیار قرار میگیرد. سکه و طلای آب شده بالاترین بازدهی را داشته است و این مساله موضوع سرمایهگذاری را تحت تاثیر قرار میدهد.
در خصوص سیاستهای اصلاحی مورد نظر دولت نیز باید گفت سعی کردیم در این بحث یک نگاه اصلاحی داشته باشیم. در اقتصاد سنتی ما، بیشتر متکی به وام هستیم. الگو تامین مالی عموما براین اساس است که فعال بانکی در صف وام قرار بگیرد و منابعی به چرخش در بیاید.
نکته مهم این است که این منابع، چگونه مصرف میشود. انحراف در این بخش رخ میدهد. طرحهای پیشران و تکمیل زنجیرهها در برنامه هفتم مورد تاکید قرار گرفته است. این موارد رویکرد مصرف منابع را اصلاح کرده است.
منبع: خبرگزاری تسنیم