به گزارش میمتالز، نتیجه، خنثیسازی التهاب در بخش ورق بود. اما این استراتژی، یک روی دیگر داشت: هجوم خریداران پاییندستی برای پیشخرید، موجودی مواد اولیه را به ۳۵.۷ کشاند و قیمت نهادهها را به ۹۶.۴ رساند. در مقابل، قیمت محصولات تولیدی به دلیل محدودیت کشش بازار و مکانیزمهای کنترلی، تنها ۷۵.۰ رشد کرد. این شکاف ۲۱.۴ درصدی، حکم یک مالیات پنهان بر دوش فولادسازان دارد. آنها التهاب را کنترل کردند، اما حاشیه سود آنها فشرده شد و با نزدیک شدن خاموشیهای تابستان و افزایش مصرف انرژی (۵۹.۱)، این فشار دوچندان خواهد شد.
آخرین گزارش شاخص مدیران خرید (شامخ) برای اردیبهشتماه ۱۴۰۵، تصویری عمیقاً متناقض و نگرانکننده از رگههای حیاتی اقتصاد ایران را پیش رو میگذارد. در حالی که شاخص کل اقتصاد با ثبت عدد ۴۲.۳ (در مقایسه با ۳۸.۵ فروردینماه) و شاخص کل بخش صنعت با ثبت عدد ۴۵.۳ همچنان در قلمرو انقباض و رکود فرسایشی دستوپا میزنند، زیربخش صنایع فلزی با جهش به عدد ۵۱.۱ رونقی ظاهری را به نمایش گذاشته است. اما این پویایی در بخش فلزی، نشانهای از سلامت ساختاری نیست؛ بلکه بیشتر به واکنشی تبآلود به شوکهای زنجیره تامین در ماه گذشته شباهت دارد. تحلیل دقیقتر دادهها نشان میدهد که فرآیند بازگشت به خطوط تولید پس از تعطیلات فروردین، با یک بحران حاد در بخش تدارکات و هجوم سفتهبازانه خریداران پاییندستی همراه شده است که پایداری عملیاتی غولهای فولادی کشور را به شدت تحت فشار قرار میدهد. گزاره کلیدی این است که صنایع فلزی ایران در اواسط بهار ۱۴۰۵، نوعی رونق اضطراری ناشی از ترس کمیابی را تجربه میکنند. جایی که موتورهای تولید با بیشترین سرعت ممکن در حال چرخش هستند، اما باک سوخت آنها (موجودی مواد اولیه) رو به اتمام است.
نگرانکنندهترین داده در کل این بررسی، سقوط آزاد شاخص موجودی مواد اولیه در صنایع فلزی به سطح نگران کننده ۳۵.۷ است. این ریزش شدید در حالی رخ میدهد که شاخص قیمت خرید مواد اولیه به رقم سرسامآور و بیسابقه ۹۶.۴ رسیده است. این یعنی صنایع بزرگ فولادی با دو فاکتور مهم در تامین مواد اولیه مواجه شدهاند؛ کاهش موجودی مواد اولیه و رشد فراتر از تورم قیمت آن که حاشیه سود این شرکتها را تهدید میکند. این وضعیت صرفاً یک تورم گذرا یا نوسان قیمتی مرسوم نیست، بلکه پسلرزه ساختاری توقف عمیق و کاهش ظرفیت تولید اسلب، شمش و آهن اسفنجی در قطبهای اصلی کشور در فروردینماه است. هنگامی که تولید نهادههای استراتژیک بالادستی دچار اختلال میشود، رقابت شدیدی میان نوردکاران و صنایع پاییندستی بر سر منابع فیزیکی محدود باقیمانده شکل میگیرد که نتیجه مستقیم آن، جهش هزینههای تدارکات است؛ اتفاقی که در بخش ورق با عرضههای مداوم فولاد مبارکه در بورس کالا خنثی شد و قیمتها از سطوح نجومی خود به تعادل رسیدند، اما در بخش اسلب، قیمتها به دلیل رشد قیمت انرژی افزایشی بود و حاشیه سود ورق سازان را فشرده کرد.
در بازارهای متعارف، زمانی که زنجیره تامین با بحران مواد اولیه روبهرو میشود، تولید منقبض میگردد. با این حال، در اردیبهشت ۱۴۰۵ شاهد یک آنومالی رفتاری هستیم: شاخص مقدار تولید محصولات در صنایع فلزی به رکورد چشمگیر ۶۷.۹ رسیده و میزان سفارشات جدید نیز عدد ۶۰.۷ را لمس کرده است. از آن تکاندهندهتر، شاخص انتظارات تولید در ماه آینده است که روی عدد بیسابقه ۸۶.۴ ایستاده است. به طور کاملا واضح یعنی، فولادسازان و خصوصا فولاد مبارکه در این ماه به منظور کنترل هیجان بازار، با وجود خسارات ناشی از جنگ، تولید خود را به حداکثر رساندهاند و این اتفاق، در بررسی عملکرد تولید و فروش اردیبهشت ماه این شرکت قابل مشاهده بود.
چگونه میتوان چرخش پرشتاب چرخهای تولید را با موجودی انبار رو به کاهش تطبیق داد؟ پاسخ در تغییر ماهیت تقاضا به تقاضای سفتهبازانه نهفته است. خریداران پاییندستی با مشاهده گپ قیمتی و آربیتراژ فزاینده میان بورس کالا و بازار آزاد، و همچنین با پیشبینی تشدید کمیابی نهادهها در فصول آینده، اقدام به پیشخرید و جلو انداختن سفارشات خود کردهاند. شرکتهای بزرگ نیز برای کنترل این هجوم و کاهش التهابات، تولید خود را به حداکثر رسانده و عرضهها در بورس کالا را شدت دادند. نکته جالب توجه این بود که این سیاست به خوبی جواب داد و در عرضههای بعدی، میزان عرضه از تقاضا در بورس کالا پیشتر رفت و قیمتها در بازار آزاد سیر نزولی به خود گرفت.

قیمت خرید مواد اولیه (۹۶.۴): افزایش شدید و بحرانی داشته که به معنای فشار خردکننده هزینهها بر نقدینگی و زنجیره تامین غولهای فولادی است.
انتظارات تولید در ماه آینده (۸۶.۴): خوشبینی ایجاد شده به دلیل سرعت بالای بازسازی در فولاد مبارکه و برنامهریزی تهاجمی واحدهای پاییندستی برای تولید بیشتر بر پایه پیشبینی تورم بیشتر
قیمت محصولات تولید شده (۷۵.۰): افزایش بالا که نشان دهنده انتقال بخشی از هزینهها (کمتر از تورم مواد اولیه) به بازار؛ بروز فشردگی حاشیه سود و فشار به فولادسازان است.
مقدار تولید محصولات (۶۷.۹): رشد پرشتاب داشته و پاسخ فولادسازن به تقاضای ناشی از ترس کمیابی بازار بوده است.
میزان سفارشات جدید (۶۰.۷): رشد مطلوب داشته و نشان دهنده هجوم خریداران جهت حفظ ارزش دارایی و مدیریت انتظارات تورمی است.
مصرف حاملهای انرژی (۵۹.۱): افزایش نسبی و هشدار پیش از آغاز محدودیتهای فصلی برق در تابستان است که حاشیه سود فولادسازان را تحت تاثیر قرار میدهد.
موجودی مواد اولیه (۳۵.۷): فشار هیجانی تقاضا منجر شده تا فولادسازان از ظرفیتهای بازرگانی خود جهت کنترل هیجانات بازار بهره ببرند و این مساله باعث عرضه بیشتر از تولید شده است.
یکی دیگر از نقاط عطف این گزارش، تفاوت نرخ رشد قیمتهاست. در حالی که تورم نهادههای تولید عدد ۹۶.۴ را نشان میدهد، شاخص قیمت محصولات تولید شده روی عدد ۷۵.۰ متوقف شده است. این شکاف ۲۱.۴ واحدی، ترجمان مستقیم فشردگی شدید حاشیه سود فولادسازان است. تولیدکنندگان فلزی به دلیل محدودیتهای کشش قیمتی بازار نهایی و مکانیزمهای کنترلی دولت، قادر نبودهاند تمام بار مفرط هزینههای تامین را به خریدار منتقل کنند. ادامهیافتن این روند در ماههای آینده، بنیه مالی بنگاهها را فرسوده کرده و رقابت صنعت را از مدل توسعهمحور، به تلاشی بقامحور برای تامین سرمایه در گردش و مدیریت جریان نقدینگی تقلیل خواهد داد. علاوه بر این، شاخص مصرف حاملهای انرژی نشان میدهد که کارخانهها پیش از شروع قطعیهای رسمی برق در تابستان، در حال مصرف حداکثری انرژی هستند که خود محرک دیگری برای بحرانهای پیشرو است.
آرایش شامخ اردیبهشت اثبات میکند که در اقتصاد ملتهب کنونی، مزیت رقابتی پایدار دیگر در مقیاس کورهها یا حجم فیزیکی تولید خلاصه نمیشود؛ بلکه به طور کامل به میزان تابآوری و انعطاف زنجیره تامین منتقل شده است. غولهای بینالمللی فولاد جهان همچون بائواستیل (Baowu) چین یا تاتا استیل هند، برای مواجهه با چنین عدمقطعیتهای شدیدی سالهاست که مدل کسبوکار خود را بازتعریف کردهاند. تاتا استیل با راهاندازی پلتفرم دیجیتال FerroHaat موفق شد فرآیند بسیار کدر و غیررسمی تامین قراضه و مواد اولیه را یکپارچه کند.