به گزارش میمتالز، ماهنامه کارخانه؛ گزارش شرکت خدمات حرفهای EY نشان میدهد که صنعت معدن جهان در آستانه یک تغییر بنیادین قرار دارد: تمرکز از مدیریت ریسکهای استراتژیک به سمت ریسکهای عملیاتی منتقل شده و نگاه شرکتها از صرف بازدهی سرمایه سهامداران به سرمایهگذاری مجدد برای رشد سوق پیدا کرده است. همزمان، نوسان بازار و چالشهای مداوم در هزینه و بهرهوری افزایش یافته و فشار برای تأمین مواد و کانیهای پایه اقتصاد جهانی بیشتر شده است. شرکتها در تلاشاند از افزایش تقاضا بهره ببرند و در عین حال با اتخاذ رویکردهایی پایدار، در برابر عدمقطعیتها مقاوم باقی بمانند.
معدنکارانی که در آخرین گزارش شرکت EY با عنوان «۱۰ ریسک و فرصت کسبوکار در معدن» مورد بررسی قرار گرفتند، از دل تحولات به نظرسنجی پاسخ دادهاند؛ از جمله با بهکارگیری هوش مصنوعی و تکنولوژی، همکاری نزدیکتر با جوامع محلی و بررسی روشهای نوآورانه تامین مالی. اما برای بسیاری از شرکتها، این تغییرات همچنان کند و پراکنده است و تنها دستاوردهای جزئی ایجاد میکند. تغییرات آهسته و جزیرهای برای محیط عملیاتی امروز که غیرخطی، شتابگرفته، ناپایدار و بهشدت بههمپیوسته است، مناسب نیست. در چنین دنیایی، ریسکها میتوانند یکشبه ظاهر شوند و زنجیرهای از پیامدهای غیرمنتظره و اثرات دومینووار ایجاد کنند. اکنون زمان آن رسیده است که شرکتهای معدن و فلزات با جسارت بیشتری درباره دامنه و ظرفیت تحول بیندیشند. بازآفرینی معدن از ابتدا تا انتها میتواند ارزش عظیمی را برای شرکتها و برای همه آزاد کند.
قابل پیشبینی بودن، باعث میشود سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری اعتماد کنند، دسترسی به منابع مالی آسانتر شود و سازمان بتواند با انعطاف و سرعت بیشتری تصمیمهای راهبردی بگیرد. اما دستیابی به خروجی قابلاتکا دشوارتر شده، زیرا پیچیدگی عملیاتی افزایش یافته است؛ از جمله تودههای معدنی عمیقتر و پیچیدهتر، نوسان بیشتر و کاهش عیار فلزات. میانگین عیار مس استخراجشده در جهان از سال ۱۹۹۱ حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است. این چالش با فرسودگی داراییها و کمبود مهارتها تشدید میشود. معادن عمیقتر به دانش تخصصی در ژئوتکنیک، لجستیک و هیدرولوژی نیاز دارند.
معدنکارانی که در نظرسنجی مذکور شرکت کردند، تقریبا وزن یکسانی به عوامل مختلف موثر بر نرخ تولید دادند؛ موضوعی که نشان میدهد باید راهحلهایی اتخاذ شود که کل زنجیره ارزش را در نظر بگیرد و بر بخشهایی تمرکز کند که بیشترین تاثیر را برای هر شرکت دارند. اولویتها ممکن است شامل انضباط بیشتر در برنامهریزی، افزایش اثربخشی سرمایه و استفاده از ابزارهای پیشبینی و نگهداشت پیشگیرانه برای افزایش زمان کارکرد و بهرهوری باشد.
نوسان در میزان تولید یکی از عوامل اصلی فشارهای هزینه و بهرهوری است؛ فشارهایی که بهدلیل مدلهای عملیاتی جزیرهای، نبود یکپارچگی میان عملیات و نگهداشت، و بهینهسازی ضعیف موجودی تشدید میشوند. در همین حال، تحول دیجیتال هنوز نتوانسته بهرهوری واقعی ایجاد کند، هزینههای انرژی و نیروی کار همچنان بالا ماندهاند و تعرفهها، حق امتیازها و اختلال در زنجیره تامین باعث افزایش هزینههای لجستیک و تامین شدهاند.
علاوه بر مدیریت بهتر تغییرات زمینشناسی، معدنکاران میتوانند با استفاده از تحلیل داده و هوش مصنوعی، زمان از کار افتادگی تجهیزات را کاهش دهند و تواناییهای انسانی را تقویت کنند. بازطراحی مدلهای عملیاتی - بهصورت یکپارچه و با محوریت انسان - به ایجاد بهبودهای پایدار کمک میکند. استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر میتواند هزینهها را تثبیت کرده و ریسک را کاهش دهد، و تعامل شفاف با سرمایهگذاران درباره هزینهها نیز اعتماد ایجاد کرده و دسترسی به تامین مالی مطلوب را تسهیل میکند.
برای سومین سال پیاپی، شرکتهای معدنی، سرمایهگذاریهای عمرانی (Capex) خود را افزایش دادهاند و در مقابل، پرداختهای نقدی به سهامداران را کاهش دادهاند؛ نشانهای روشن از حرکت به سوی ذهنیت رشد. سرمایهگذاران نیز از این تغییر حمایت میکنند، بهویژه در حوزه مس که شکاف عرضه، فرصتهای بزرگی ایجاد کرده است. در زمینه استراتژیهای رشد، شرکتهای معدنی همه گزینهها را بررسی میکنند؛ از خرید گرفته تا توسعه داخلی، بهویژه در مواد معدنی مرتبط با آینده. بیشتر معاملات شامل خریدهای کوچک و مشارکتهای مشترک است، هرچند اعلام ادغام شرکتهای معدنی «آنگلو امریکن» و «تک» نشان میدهد که معاملات بزرگ با انگیزههای استراتژیک همچنان محتملاند.
افزایش نرخ بهره و شدت سرمایهگذاری باعث شده میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) در این صنعت به ۸ تا ۱۰ درصد برسد؛ رقمی بیش از دو برابر شرکتهای بزرگ تکنولوژی. به همین دلیل، معدنکاران بهدنبال مدلهای تامین مالی جایگزین مانند حقامتیاز، قراردادهای پیشخرید، مشارکتها، تامین مالی پایدار و مشوقهای دولتی هستند. برخی دیگر نیز کنترل هزینهها را تشدید کرده و مدیریت ریسک را با چرخههای کالایی هماهنگ میکنند تا تصمیمهای سرمایهگذاری را بهینه سازند.
کاهش ذخایر میتواند کمبود عرضهای ایجاد کند که رشد اقتصادی جهان را تهدید کرده، نوسان قیمتها، تنشهای ژئوپلیتیک و حتی آسیبهای زیستمحیطی را در رقابت برای دسترسی به ذخایر بهدنبال داشته باشد. مشکل، کمبود منابع زمینشناسی نیست؛ بلکه کاهش کیفیت مواد استخراجشده و کمبود سرمایهگذاری برای استخراج آنهاست. پیشبینی میشود افزایش تقاضا تا سال ۲۰۳۵ نیازمند ۵.۴ تریلیون دلار سرمایهگذاری در بخش معدن و فلزات باشد، اما بودجه اکتشاف در سال ۲۰۲۴ به ۱۲.۵میلیارد دلار کاهش یافته، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲.۹ میلیارد دلار بود.
ریسک کاهش ذخایر میتواند محرکی قدرتمند برای نوآوری باشد. برای مثال، شرکتهای معدنی در حال بهرهبرداری حداکثری از سایتهای موجود، استخراج ذخایر در مناطق غیرمتعارف مانند باطلههای معدنی، و سرمایهگذاری در تکنولوژیهای جدید مانند تحلیل مبتنی بر هوش مصنوعی هستند. برخی دیگر نیز از طریق مشارکتهای جدید، خرید شرکتها و بازیافت شهری بهدنبال بازیابی مواد معدنی از تجهیزات الکترونیک و باتریهایی هستند که عمرشان پایان یافته است.
مجوز فعالیت همچنان یکی از دغدغههای اصلی است، زیرا شرکتهای معدنی باید خود را برای برآورده کردن انتظارات و تعهدات رو به افزایش در زمینه عملکرد بهتر آماده کنند. یافتههای نظرسنجی نشان میدهد پاسخدهندگان انتظار دارند دولتها کنترل بیشتری بر طیف گستردهای از مسائل معدنی اعمال کنند؛ بهویژه در حوزه پایداری و حاکمیت شرکتی که از مهمترین موضوعات به شمار میرود.
شرکتهایی که به مجوز فعالیت نه به عنوان یک الزام، بلکه به عنوان یک فرصت نگاه میکنند، میتوانند اعتماد ایجاد کرده و اعتبار خود را تقویت کنند؛ امری که به کسب مجوزها و تامین مالی کمک میکند. تعامل نظاممند با جوامع محلی در تمام چرخه عمر معدن، از آغاز تا زمان تعطیلی آن، حیاتی است. مارک بریستو، رئیس هیاتمدیره و مدیرعامل شرکت معدنی «باریک» (Barrick)، میگوید: «معدنکاری درست، نیرویی قدرتمند برای توسعه است. وقتی جوامع میزبان ما موفق میشوند، ما نیز موفق میشویم.»
بحران مزمن کمبود مهارت در صنعت معدن در حال تشدید است، زیرا تعداد بازنشستگیها افزایش مییابد و استعدادهای جدید به سمت صنایع دیگر میروند. ناتوانی این بخش در جذب نیرو برای نقشهای کلیدی - از جمله برنامهریزی معدن، مهندسی فرآیند، پایداری، مدیریت تعطیلی معادن و رعایت مقررات - بهرهوری و ایمنی را تضعیف کرده و عرضه آینده را تهدید میکند. ۷۵ درصد مدیران ارشد معدنی اطمینان ندارند که بتوانند کمبود نیروی کار در عملیات میدانی را برطرف کنند.
جذب استعدادهای جدید مستلزم آن است که با تصورات قدیمی و نادرست درباره صنعت معدن مقابله شود، نقش این بخش در گذار انرژی و آینده دیجیتال بهروشنی توضیح داده شود و فرصتهای جذاب شغلی موجود بهخوبی معرفی شود. بهبود تنوع، برابری و شمول (DEI) نیز میتواند به پر کردن شکاف مهارتی کمک کند و دلگرمکننده است که میبینیم با وجود چالشهای سیاسی، تعهد به اهداف DEI همچنان ادامه دارد. همکاری گسترده میان صنعت، دانشگاهها و دولتها نیز میتواند مسیرهای جدیدی برای جذب استعداد و ایجاد برنامههای آموزشی چابک فراهم کند.
نیاز فزاینده به مواد معدنی برای دفاع، گذار انرژی، مراکز داده و نیمههادیها، شکافهایی در عرضه ایجاد کرده که پیامدهای امنیتی و اقتصادی به همراه دارد. دولتها در واکنش، تعرفهها و محدودیتهای صادراتی را افزایش میدهند تا کنترل بیشتری بر استخراج، فرآوری و پالایش مواد معدنی داشته باشند و منافع ملی خود را حفظ کنند. در همین حال، کشورهای بیشتری به سمت قیمتگذاری کربن حرکت میکنند؛ ابزاری که با تشدید اثرات تغییرات اقلیمی میتواند به یک اهرم اقتصادی قدرتمند تبدیل شود. رویکردی فعالانه در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک - از جمله از طریق ایجاد روابط راهبردی با دولتها - به شرکتهای معدنی کمک میکند تا از پویاییهای در حال تغییر، بیشترین بهره را ببرند.

تحول دیجیتال در صنعت معدن با سرعت بیشتری در حال پیشروی است، زیرا شرکتها بهدنبال راهحلهایی بهتر برای مدیریت هزینه، افزایش بهرهوری، بهبود ایمنی و تقویت پایداری در محیطی پیچیدهتر هستند. هوش مصنوعی در صدر اولویتها قرار دارد؛ ۲۱ درصد از معدنکاران شرکتکننده در نظرسنجی گفتهاند که طی ۱۲ ماه آینده بیش از ۲۰ درصد بودجه اضافی برای توسعه قابلیتهای هوش مصنوعی اختصاص خواهند داد.
هوش مصنوعی عاملمحور (Agentic AI) نیز ظرفیت بزرگی برای تقویت تواناییهای انسانی و ایجاد ارزش بیشتر در سراسر کسبوکار دارد. اما بهرهبرداری موثر از این راهحلها مستلزم شناسایی فرصتهایی است که تاثیر ملموس بر کسبوکار داشته باشند و همچنین بهروزرسانی فرآیندهای مدیریت ریسک. تاکنون بازده سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و سایر ابتکارات دیجیتال محدود بوده است، زیرا دادهها پراکندهاند و این پروژهها با نیازهای واقعی کسبوکار همراستا نیستند. دستاوردهایی در عملیات اصلی حاصل شده، اما ارزش واقعی زمانی آزاد میشود که رویکردی یکپارچه و سرتاسری اتخاذ شود که بر پایهای مشترک از داده و هوش مصنوعی بنا شده باشد.
ابتکارات مرتبط با پایداری در صنعت معدن با کندی روبهرو شده است. بیش از نیمی از شرکتکنندگان در نظرسنجی، تعهدات خود را بازنگری کرده یا به تعویق انداختهاند؛ احتمالا به دلیل نوسانات بازار و همچنین نبود مزیت قیمتی برای مواد سبز. تعهدات مرتبط با حفاظت از طبیعت همچنان قوی است، اما تنها ۵۶ درصد از پاسخدهندگان اطمینان دارند که میتوانند به این تعهدات عمل کنند. بسیاری از شرکتها نمیدانند چه چیز را باید اندازهگیری یا گزارش کنند و استانداردهای در حال تدوین هیات بینالمللی استانداردهای پایداری (ISSB) میتواند شفافیت بیشتری ایجاد کند. در این میان، راهحلهای دیجیتال میتوانند دسترسی به دادهها و دقت گزارشدهی را بهبود دهند.
شرکتهای معدنی از تحلیل داده، حسگرهای هوشمند و بلاکچین برای ردیابی، پایش و گزارش انتشارهای دامنه ۳ (انتشارهای غیرمستقیم که در زنجیره ارزش رخ میدهد؛ مثل تولید و حملونقل مواد اولیه) استفاده میکنند، هرچند کاهش این انتشارها در زنجیره ارزش همچنان دشوار است. شواهد نشان میدهد شفافیت در عملکرد پایداری رو به افزایش است؛ بهطوری که گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی (IEA) درباره مواد معدنی حیاتی، افزایش ۱۰ برابری شرکتهایی را نشان میدهد که طی پنج سال گذشته از چارچوبهای ارزیابی شخص ثالث استفاده کردهاند.
شرکتها در حال حرکت بهسوی مدلهای کسبوکاری هستند که به آنها اجازه میدهد با سرعت بیشتری عرضه را افزایش دهند. این کار از طریق تصاحب بخشهای بیشتری از زنجیره ارزش انجام میشود. این رویکرد شامل فرآوری و پالایش داخلی، بازیافت برای استخراج ارزش از پسماندها، و همکاریهایی است که به شرکتهای معدنی کمک میکند با سرمایهگذاری کمتر ظرفیت خود را گسترش دهند و به منابع راهبردی دسترسی پیدا کنند. یکپارچهسازی عمودی، گزینه اول تخصیص سرمایه برای ۲۶ درصد از معدنکاران شرکتکننده در نظرسنجی بود. ورود به بخشهای میانی یا پاییندستی زنجیره - اغلب از طریق مشارکتها و همکاریهای محلی - به شرکتها امکان میدهد سهم بیشتری از زنجیره ارزش را به دست آورند، بهویژه در حوزه مواد معدنی باتری و عناصر نادر خاکی. شرکتهای معدنی همچنین در حال بررسی توافقهای نوآورانه مشارکت مشترک یا استراتژیهای «منطقهای» هستند تا هزینههای سرمایهای را تقسیم کرده و چالشهای فنی، زیستمحیطی و عملیاتی پروژههای بزرگمقیاس را مدیریت کنند. این نوع همکاریها راهی برای تسریع پروژهها، تجمیع منابع و بهرهگیری از تخصصهای مکمل است.
در نهایت؛ شرکتهای معدنی و فلزات با ورود به سال ۲۰۲۶، با نوسانات بیرونی مانند تعرفهها و تنشهای ژئوپلیتیک روبهرو هستند، در حالی که فشارهای داخلی مربوط به هزینه، بهرهوری و نیروی کار نیز افزایش یافته است. این ریسکها در زمانی بروز میکنند که تقاضا برای مواد معدنی رو به رشد است و نیاز فوری به یافتن روشهایی سریعتر و کارآمدتر برای تامین موادی وجود دارد که سیستم انرژی در حال تغییر، اقتصاد دیجیتال و نیازهای دفاعی به آنها وابستهاند. برای معدنکاران، سرمایهگذاران و ذینفعان، چند ماه آینده علاوه بر چالشها، فرصتهایی نیز فراهم میکند تا از طریق نوآوری، همکاری و بازنگری در شیوههای سنتی عملیات، از این تقاضای رو به افزایش بهرهبرداری کنند.