تاریخ: ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۱:۲۹
بازدید: ۳۴
کد خبر: ۴۰۱۶۳۷
سرویس خبر : آهن و فولاد

حمایت از صنایع کوچک فقط تسهیلات نیست؛ روایت فولاد مبارکه از صیانت زنجیره تولید

حمایت از صنایع کوچک فقط تسهیلات نیست؛ روایت فولاد مبارکه از صیانت زنجیره تولید
‌می‌متالز - فولاد مبارکه با حفظ تداوم تولید، عرضه مستمر محصولات، مدیریت قیمت مواد اولیه و حمایت از صنایع پایین‌دستی، رویکردی فراتر از حمایت‌های مستقیم را دنبال کرده و صیانت از زنجیره تولید و ثبات بازار را در دستور کار قرار داده است.

به گزارش می‌متالز، روز حمایت از صنایع کوچک، فرصتی برای توجه به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اقتصاد کشور است؛ واحد‌هایی که اگرچه در مقیاس تولید با صنایع بزرگ قابل مقایسه نیستند، اما بخش قابل توجهی از اشتغال، تولید، خدمات فنی و زنجیره تأمین کشور را بر دوش دارند. با این حال، پایداری فعالیت صنایع کوچک تنها به توان داخلی آنها وابسته نیست و در بسیاری از موارد، استمرار فعالیتشان به دسترسی منظم و قابل پیش‌بینی به مواد اولیه، ثبات قیمت‌ها و عملکرد صنایع مادر گره خورده است.

در زنجیره صنعت فولاد، این وابستگی بیش از بسیاری از حوزه‌های دیگر قابل مشاهده است. هزاران شرکت در صنایع پایین‌دستی، قطعه‌سازی، لوازم خانگی، تجهیزات، ماشین‌آلات، سازه‌های فلزی و خدمات فنی و مهندسی برای ادامه فعالیت خود به محصولات فولادی نیاز دارند. به همین دلیل، حمایت از صنایع کوچک در این حوزه فقط به ارائه تسهیلات یا مشوق‌های مستقیم محدود نمی‌شود؛ گاهی مهم‌ترین حمایت، همان حفظ تولید، استمرار عرضه و جلوگیری از جهش قیمت مواد اولیه است.

در چنین ساختاری، فولاد مبارکه به عنوان یکی از صنایع مادر کشور، نقشی فراتر از یک تولیدکننده فولاد دارد. این مجموعه با بیش از ۳۵۰۰ شرکت در زنجیره تأمین و صنایع مرتبط در ارتباط است؛ زنجیره‌ای که طیف گسترده‌ای از شرکت‌های کوچک و متوسط را نیز دربرمی‌گیرد؛ بنابراین هر تصمیم درباره میزان تولید، عرضه، قیمت‌گذاری و حتی نحوه مدیریت بحران در فولاد مبارکه، می‌تواند آثار خود را در بخش‌های مختلف صنعت کشور نشان دهد.

حمایت از صنایع کوچک از مسیر ثبات بازار

یکی از روشن‌ترین مصادیق حمایت از صنایع پایین‌دستی، مدیریت بازار مواد اولیه است. در شرایطی که افزایش قیمت ورق فولادی می‌تواند مستقیماً هزینه تولید صنایع کوچک را بالا ببرد، کنترل التهاب بازار به معنای کاهش فشار بر این واحدهاست.

فولاد مبارکه در همین راستا، در عرضه چهارم خردادماه ۱۴۰۵، قیمت پایه ورق گرم خود را به ۸۵۰ هزار ریال کاهش داد. این تصمیم در حالی اتخاذ شد که در ماه قبل، قیمت کشف‌شده تختال از ۶۱۸ هزار ریال به ۶۷۰ هزار ریال افزایش یافته بود و در هفته پیش از آن نیز ورق گرم مشابه عرضه‌شده توسط سایر شرکت‌ها در بورس کالا، با قیمت پایه ۸۹۳ هزار و ۲۳۶ ریال و قیمت نهایی ۹۶۶ هزار و ۱۴۹ ریال معامله شده بود.

با وجود این شرایط، فولاد مبارکه قیمت پایه ورق گرم خود را به ۸۵۰ هزار ریال رساند؛ تصمیمی که با هدف کمک به تنظیم بازار و حمایت از مصرف‌کنندگان نهایی و صنایع پایین‌دستی اتخاذ شد.

این رویکرد در عرضه مردادماه نیز ادامه یافته است. این شرکت در عرضه این هفته ورق گرم، با وجود امکان عرضه محصول با قیمت پایه ۸۹۷ هزار ریال، با هدف حمایت از مصرف‌کنندگان نهایی، قیمت پایه را مجدداً کاهش داده و به ۸۷۰ هزار ریال رسانده است.

تداوم این سیاست نشان می‌دهد که حمایت از مصرف‌کنندگان و صنایع پایین‌دستی صرفاً به افزایش حجم عرضه محدود نیست و موضوع قیمت نیز در تصمیم‌گیری‌های فولاد مبارکه مورد توجه قرار دارد. این اقدام در شرایطی صورت گرفته که شرکت می‌توانست محصول خود را با قیمت پایه بالاتری عرضه کند، اما با انتخاب قیمت ۸۷۰ هزار ریال، رویکرد حمایتی خود در قبال مصرف‌کنندگان نهایی را ادامه داد.

اهمیت این موضوع از آن جهت است که صنایع کوچک و متوسط معمولاً امکان انتقال سریع افزایش هزینه مواد اولیه به قیمت محصول نهایی را ندارند. افزایش قیمت ورق برای یک واحد قطعه‌سازی یا تولیدکننده تجهیزات، در نهایت می‌تواند قیمت محصول نهایی را نیز افزایش دهد و قدرت رقابت آن واحد را کاهش دهد؛ بنابراین کاهش قیمت پایه مواد اولیه، حتی اگر در ظاهر یک تصمیم تجاری باشد، در سطح زنجیره تولید می‌تواند به عنوان اقدامی حمایتی تلقی شود.

عرضه مستمر برای جلوگیری از بحران

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که شرایط پس از حمله به فولاد مبارکه را در نظر بگیریم. وقوع حمله و آسیب به بخشی از زیرساخت‌های صنعتی، طبیعی بود که نگرانی‌هایی را درباره استمرار تولید و تأمین ورق در بازار ایجاد کند. در چنین شرایطی، بازار بیش از هر چیز تحت تأثیر انتظارات و نگرانی از آینده قرار می‌گیرد و همین فضای روانی می‌تواند به رشد تقاضای هیجانی و افزایش قیمت‌ها منجر شود.

بر اساس توضیحات ارائه‌شده از سوی مدیریت فولاد مبارکه، التهاب ایجادشده در بازار ورق بیش از آنکه ناشی از کمبود واقعی محصول باشد، تحت تأثیر فضای روانی قرار داشت. پاسخ به این وضعیت نیز با عرضه‌های متوالی و بازآرایی فعالیت‌های بازرگانی دنبال شد.

عرضه مستمر محصولات در بورس کالا، در چنین شرایطی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. وقتی بازار از تداوم تأمین اطمینان پیدا کند، انگیزه خرید‌های هیجانی و احتکار کاهش می‌یابد و صنایع مصرف‌کننده نیز می‌توانند برنامه تولید خود را ادامه دهند.

در همین چارچوب، فولاد مبارکه در هفته‌های پس از بحران، عرضه‌های متوالی را در دستور کار قرار داد تا نیاز صنایع پایین‌دستی بدون وقفه تأمین شود. این سیاست را می‌توان بخشی از مدیریت بحران در زنجیره فولاد دانست؛ مدیریتی که هدف آن فقط حفظ تولید یک کارخانه نیست، بلکه جلوگیری از سرایت بحران به صنایع وابسته است.

۷۷۱ هزار تن عرضه برای حفظ جریان تولید

آمار عرضه‌های ماه‌های اخیر نیز تصویری روشن از این رویکرد ارائه می‌دهد. ۷۷۱ هزار و ۸۶۰ تن انواع محصولات فولادی فولاد مبارکه در بورس کالا عرضه شده است و حدود ۵۵۷ هزار تن تقاضا برای محصولات این شرکت روی تابلوی بورس کالا قرار گرفته است.

این حجم عرضه در شرایطی که بازار با نگرانی نسبت به تأمین محصول مواجه بود، اهمیت ویژه‌ای داشت. استمرار عرضه به این معنا بود که صنایع مصرف‌کننده می‌توانند همچنان به تأمین مواد اولیه امیدوار باشند و زنجیره تولید، حتی در شرایط بحرانی، از حرکت بازنایستد.

از سوی دیگر، کاهش قیمت پایه در عرضه‌های اخیر نشان داد که مدیریت بازار صرفاً به افزایش حجم عرضه محدود نشده و موضوع قیمت نیز مورد توجه قرار گرفته است.

در واقع، ترکیب «عرضه مستمر» و «قیمت‌گذاری با رویکرد کنترل التهاب» می‌تواند دو ضلع اصلی حمایت از صنایع پایین‌دستی باشد.

فولاد مبارکه و زنجیره قطعه‌سازی

یکی از مهم‌ترین گروه‌های مصرف‌کننده محصولات فولادی، صنایع خودروسازی و قطعه‌سازی هستند. بخش قابل توجهی از قطعات و تجهیزات مورد استفاده در صنعت خودرو به محصولات فولادی وابسته است و کوچک‌ترین اختلال در تأمین مواد اولیه می‌تواند بر برنامه تولید این صنایع اثر بگذارد.

در همین زمینه، تأکید فولاد مبارکه بر اولویت تأمین نیاز بازار داخل و حمایت از زنجیره خودرو و قطعه‌سازی اهمیت ویژه‌ای دارد. در نشست مدیرعامل گروه فولاد مبارکه با اعضای انجمن قطعه‌سازان نیز بر همین موضوع تأکید شد و حفظ ثبات بازار، کاهش فشار قیمتی و تأمین نیاز صنایع پایین‌دستی به عنوان مأموریت مهم این مجموعه در شرایط موجود مورد توجه قرار گرفت.

این رویکرد نشان می‌دهد که حمایت از صنایع کوچک را باید در یک زنجیره گسترده دید. قطعه‌ساز کوچک، زمانی می‌تواند به تولید ادامه دهد که فولاد مورد نیازش را با قیمت و حجم قابل پیش‌بینی دریافت کند؛ کارخانه خودرو نیز زمانی می‌تواند تولید خود را حفظ کند که زنجیره قطعه‌سازی دچار اختلال نشود و در نهایت، مصرف‌کننده نهایی زمانی از افزایش قیمت مصون می‌ماند که حلقه‌های مختلف این زنجیره بتوانند بدون شوک جدی فعالیت کنند.

رکورد تولید در سایه محدودیت انرژی

البته حمایت از صنایع پایین‌دستی تنها به اتفاقات سال ۱۴۰۵ محدود نمی‌شود. عملکرد فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴ نیز از منظر پایداری زنجیره تولید قابل توجه است.

این مجموعه در سال گذشته، با وجود محدودیت‌های انرژی و زیرساختی، توانست تولید فولاد را در مجتمع فولاد مبارکه به ۷ میلیون و ۵۰۴ هزار تن و در سطح گروه به ۱۰ میلیون و ۸۷۸ هزار تن برساند و رکورد ۳۳ ساله تولید را بشکند.

ثبت این رکورد در شرایطی که صنایع فولادی کشور با محدودیت‌های جدی انرژی مواجه بودند، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حفظ تولید در صنعت مادر، به معنای حفظ جریان مواد اولیه برای صنایع پایین‌دستی است.

یکی از راهکار‌های مورد استفاده برای مدیریت محدودیت انرژی، برنامه‌ریزی تعمیرات سالانه در دوره‌هایی بود که محدودیت مصرف انرژی وجود داشت. بخشی از تعمیرات اساسی و فعالیت‌های آماده‌سازی خطوط در این زمان انجام شد تا در دوره‌های برخوردار از انرژی، ظرفیت تولید با حداکثر توان مورد استفاده قرار گیرد.

این مدل برنامه‌ریزی نشان می‌دهد که تاب‌آوری صنعتی فقط با افزایش ظرفیت تولید ایجاد نمی‌شود؛ بلکه نحوه مدیریت ظرفیت موجود نیز اهمیت دارد.

بازسازی سریع؛ شرط بازگشت زنجیره به مدار

پس از حمله به فولاد مبارکه، سرعت بازسازی خطوط نیز به یکی از موضوعات مهم تبدیل شد. هرچه بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده سریع‌تر انجام شود، امکان بازگشت ظرفیت تولید و ثبات بازار نیز بیشتر خواهد بود.

فرآیند ارزیابی خسارت در همان دو هفته نخست انجام و واحد‌های آسیب‌دیده بر اساس نوع خسارت برای بازسازی یا نوسازی دسته‌بندی شدند. در کنار این اقدام فنی، حفظ نیروی انسانی و صیانت از بازار نیز در اولویت قرار گرفت.

تأکید فولاد مبارکه بر استفاده از حداکثر ظرفیت برای احیای تولید تا پیش از پایان سال، از این منظر اهمیت دارد که بازسازی یک کارخانه بزرگ تنها بازگشت یک واحد صنعتی به مدار نیست؛ بلکه بازگشت یک حلقه کلیدی از زنجیره تأمین کشور است.

کاهش وابستگی به واردات؛ حمایت بلندمدت از تولید

یکی دیگر از ابعاد حمایت از صنایع کوچک، کاهش وابستگی به واردات است. وقتی یک واحد تولیدی بتواند مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز خود را از داخل تأمین کند، در برابر نوسانات ارز و محدودیت‌های وارداتی آسیب‌پذیری کمتری خواهد داشت.

در این میان، توسعه خطوط تولید داخلی، بازسازی خطوط موجود و استفاده از توان شرکت‌های داخلی، می‌تواند به شکل‌گیری زنجیره‌ای از سازندگان و تأمین‌کنندگان کوچک و متوسط کمک کند.

ارتباط گسترده فولاد مبارکه با شرکت‌های زنجیره تأمین، از همین منظر اهمیت دارد. در این زنجیره، شرکت‌هایی حضور دارند که خدمات فنی، تعمیراتی، لجستیکی، قطعات و تجهیزات مورد نیاز صنعت را تأمین می‌کنند. هرچه سهم این شرکت‌ها در زنجیره تولید افزایش پیدا کند، ظرفیت داخلی برای عبور از بحران نیز بیشتر خواهد شد.

به عبارت دیگر، یک صنعت بزرگ می‌تواند همزمان با تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی، برای رشد شرکت‌های کوچک و متوسط نیز بازار ایجاد کند.

حمایت واقعی؛ از کارخانه تا سفره مردم

در نهایت، مفهوم حمایت از صنایع کوچک را نمی‌توان جدا از مصرف‌کننده نهایی بررسی کرد. افزایش قیمت مواد اولیه در یک واحد کوچک، ممکن است در چند مرحله به قیمت کالای نهایی منتقل شود؛ بنابراین هر اقدامی که بتواند ثبات را در ابتدای زنجیره ایجاد کند، آثار آن می‌تواند تا انتهای زنجیره و حتی سبد مصرف خانوار نیز ادامه پیدا کند.

کاهش قیمت پایه ورق گرم فولاد مبارکه به ۸۵۰ هزار ریال در خردادماه، کاهش مجدد قیمت پایه ورق گرم در عرضه مردادماه از ۸۹۷ هزار ریال قابل عرضه به ۸۷۰ هزار ریال، عرضه صد‌ها هزار تن محصول در بورس کالا، تداوم عرضه انواع ورق گرم، سرد، گالوانیزه، رنگی و قلع‌اندود، برنامه‌ریزی برای تأمین اسلب، حمایت از قطعه‌سازان و صنایع پایین‌دستی و تلاش برای بازسازی سریع خطوط آسیب‌دیده، مجموعه اقداماتی است که می‌توان آنها را در چارچوب یک سیاست کلان‌تر یعنی «صیانت از زنجیره تولید» تحلیل کرد.

روز حمایت از صنایع کوچک، در چنین شرایطی تنها روز توجه به واحد‌های کوچک نیست؛ بلکه روز توجه به همه حلقه‌هایی است که کنار یکدیگر چرخ تولید کشور را به حرکت درمی‌آورند.

صنایع کوچک بدون مواد اولیه پایدار، بازار قابل پیش‌بینی و حمایت از زنجیره تأمین نمی‌توانند به ظرفیت واقعی خود برسند. از سوی دیگر، صنایع بزرگ نیز بدون حضور همین شرکت‌های کوچک، تأمین‌کنندگان، قطعه‌سازان، پیمانکاران و خدمات‌دهندگان، قادر به حفظ یک زنجیره تولید پایدار نخواهند بود.

تجربه فولاد مبارکه در عبور از محدودیت انرژی، ثبت رکورد ۳۳ ساله تولید، مدیریت بازار پس از بحران، عرضه مستمر محصولات، کاهش قیمت پایه در عرضه‌های خرداد و مرداد و تلاش برای بازسازی سریع، نشان می‌دهد که حمایت از صنایع کوچک گاهی در قالب یک اقدام مستقیم دیده نمی‌شود؛ بلکه در استمرار تولید، ثبات بازار و جلوگیری از انتقال شوک به حلقه‌های پایین‌تر زنجیره معنا پیدا می‌کند.

در اقتصادی که تاب‌آوری تولید به یکی از ضرورت‌های اصلی تبدیل شده، پیوند میان صنایع مادر و واحد‌های کوچک و متوسط بیش از گذشته اهمیت دارد. حفظ این پیوند، نه فقط حمایت از یک گروه از تولیدکنندگان، بلکه سرمایه‌گذاری برای استمرار تولید، اشتغال و ثبات اقتصادی کشور است.

منبع: معدن نیوز

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده