به گزارش میمتالز، تأمین مستمر ورق فولادی در شرایطی که کشور با تبعات جنگ، محدودیتهای انرژی، اختلال در حملونقل و دشواریهای تأمین ارز مواجه بود، به یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از تشدید بحران در صنایع پاییندستی تبدیل شد. میترا عابدی، مدیرعامل شرکت ساختههای فلزی اصفهان با برند تجاری «سافا» با اشاره به نقش فولاد مبارکه در مدیریت بازار داخلی، معتقد است اگر این مجموعه قادر به تأمین نیاز صنایع کشور نبود، حتی دسترسی فرضی به منابع ارزی نیز نمیتوانست بهسادگی جای خالی تولید داخل را پر کند؛ چراکه واردات ورق در شرایط بحرانی، علاوه بر هزینههای سنگین ارزی، با موانع جدی حمل، لجستیک و تأمین کالا روبهرو بود.
عابدی با اشاره به حجم عرضه ورق فولادی به بازار داخلی اظهار کرد: اگر تأمین حدود ۳۵۰ هزار تن ورق فولادی از مسیر واردات انجام میشد، بسته به نوع محصول، قیمتهای جهانی، کشور مبدأ و شرایط حمل، هزینه ارزی قابلتوجهی به کشور تحمیل میکرد.
وی افزود: با یک برآورد حداقلی، ارزش ارزی چنین حجمی میتوانست در محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار قرار گیرد که بهطور متوسط معادل حدود ۴۳۰ تا ۵۷۰ دلار برای هر تن است. البته این برآورد به قیمت محصول بستگی دارد و اگر قیمت ورق وارداتی را حدود ۶۵۰ دلار برای هر تن در نظر بگیریم، ارزش خرید ۳۵۰ هزار تن ورق به حدود ۲۲۷ میلیون دلار خواهد رسید.
مدیرعامل شرکت ساختههای فلزی اصفهان تصریح کرد: بنابراین، حتی پیش از محاسبه هزینههای حملونقل و سایر هزینههای جانبی، مشخص است که جایگزین کردن تولید داخلی با واردات، فشار ارزی سنگینی بر کشور وارد میکرد.

عابدی با تأکید بر اینکه مساله واردات تنها به تأمین ارز محدود نمیشود، گفت: باید واقعبینانه به شرایط نگاه کنیم. حتی اگر فرض کنیم منابع ارزی موردنیاز نیز در اختیار کشور قرار داشت، انتقال کالا به ایران در شرایط بحرانی با مشکلات متعددی روبهرو بود.
وی ادامه داد: حملونقل بینالمللی، بیمه، محدودیتهای لجستیکی، ریسکهای ناشی از شرایط منطقهای، انتقال ارز و فرایندهای واردات و ترخیص، همگی میتوانستند زمان و هزینه تأمین ورق را بهشدت افزایش دهند. صنعت پاییندستی نمیتواند برای ادامه تولید، ماهها در انتظار رسیدن مواد اولیه باقی بماند.
به گفته مدیرعامل «سافا»، اهمیت تولید داخلی در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود؛ زیرا وجود ظرفیت تولید در داخل کشور، تنها به معنای جلوگیری از خروج ارز نیست، بلکه تضمینی برای تداوم فعالیت صنایع و حفظ زنجیره تولید محسوب میشود.
عابدی در تشریح هزینه احتمالی واردات ورق فولادی اظهار کرد: با فرض ارزش ارزی هر تن ورق در محدوده ۴۳۰ تا ۵۷۰ دلار و نرخ حواله حدود ۱۵۸ هزار تومان، تنها بهای ارزی محصول میتوانست حدود ۶۸ تا ۹۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم باشد.
وی افزود: این در حالی است که این ارقام صرفاً مربوط به قیمت ارزی کالا است و هزینههایی مانند حمل بینالمللی، بیمه، حقوق ورودی، انتقال ارز، انبارداری، ترخیص و تأمین مالی هنوز به آن اضافه نشده است.
عابدی گفت: با در نظر گرفتن این هزینهها، قیمت تمامشده ورق وارداتی میتوانست در محدوده ۱۰۵ هزار تومان برای هر کیلوگرم قرار گیرد؛ رقمی که فشار قابلتوجهی به صنایع پاییندستی وارد میکرد و در نهایت به افزایش قیمت تمامشده محصولات مصرفی منجر میشد.
مدیرعامل شرکت ساختههای فلزی اصفهان با اشاره به آسیبهای واردشده به فولاد مبارکه و محدودیتهای ایجادشده در جریان تولید گفت: مدیریت بازار در این دوره نشان داد که فولاد مبارکه، با وجود آسیبهای ناشی از جنگ، محدودیتهای انرژی و وقفه ایجادشده در بخشی از تولید، از توان فنی و عملیاتی لازم برای بازگرداندن سریع خطوط و تأمین بخش مهمی از نیاز صنایع داخلی برخوردار است.
عابدی تأکید کرد: مساله تنها حجم تولید نیست؛ آنچه اهمیت دارد، توان بازگشت سریع به مدار تولید، برنامهریزی برای عرضه و جلوگیری از شکلگیری کمبود پایدار در بازار است. فولاد مبارکه پس از وقفه ایجادشده، عرضه محصولات خود را با حجم قابلتوجهی از سر گرفت. برای نمونه، در نخستین عرضه پس از جنگ بیش از ۱۶۰ هزار تن ورق گرم به بازار عرضه شد که حدود ۹۲ هزار تن از آن بدون رقابت قیمتی معامله شد.
وی گفت: این موضوع نشان میدهد حجم عرضه بهگونهای بوده که توانسته بخش قابلتوجهی از تقاضای موجود را پاسخ دهد و از ایجاد التهاب و جهش پایدار قیمت جلوگیری کند. همچنین عرضه حدود ۳۵۰ هزار تن انواع ورق در چند نوبت، زمینه تأمین مستمر مواد اولیه صنایع پاییندستی را فراهم کرد.

عابدی با اشاره به اولویتبندی فولاد مبارکه در شرایط پس از جنگ اظهار کرد: باید در نظر داشت که آسیبهای واردشده به این مجموعه و وقفهای که در بخشی از تولید ایجاد شد، باعث شد فولاد مبارکه تمرکز بیشتری بر تأمین نیاز بازار داخلی داشته باشد.
وی افزود: این تصمیم، اگرچه برای حفظ زنجیره تولید کشور ضروری بود، اما طبیعتاً هزینههایی نیز به همراه داشت و میتوان گفت بازارهای صادراتی فولاد مبارکه تا حدودی تحت تأثیر این شرایط قرار گرفت.
مدیرعامل «سافا» تصریح کرد: در شرایط عادی، صادرات برای یک شرکت بزرگ فولادی اهمیت زیادی دارد و بخشی از درآمد ارزی و بازارهای بینالمللی آن را تأمین میکند، اما در مقطع بحران، اولویت تأمین بازار داخلی و جلوگیری از توقف صنایع پاییندستی، اهمیت مضاعفی پیدا کرد.
مدیرعامل شرکت ساختههای فلزی اصفهان با اشاره به پیامدهای احتمالی کمبود ورق فولادی گفت: اگر فولاد مبارکه نمیتوانست نیاز بازار داخلی را تأمین کند، شرایط برای صنایع پاییندستی بسیار دشوار میشد. صنایع تولیدی برای ادامه فعالیت خود به تأمین مستمر مواد اولیه نیاز دارند. در شرایطی که واردات با محدودیتهای ارزی، حملونقل و لجستیک روبهرو است، هرگونه کمبود پایدار ورق میتوانست زنجیرهای از مشکلات را ایجاد کند.
عابدی خاطرنشان کرد: اگر تولیدکنندگان پاییندستی امکان دسترسی به ورق موردنیاز خود را از دست میدادند، بخشی از خطوط تولید ناچار به کاهش ظرفیت یا توقف میشدند و این مساله میتوانست به اشتغال، تولید و بازار مصرف آسیب وارد کند.
وی در پایان تأکید کرد: شاید بتوان قیمت واردات را روی کاغذ محاسبه کرد و برای تأمین آن منابع ارزی در نظر گرفت، اما واقعیت شرایط بحرانی چیز دیگری است. زمانی که کشور با محدودیت منابع ارزی و مشکلات حملونقل مواجه است، تأمین مواد اولیه از خارج بهسادگی امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی، وجود ظرفیت تولید داخلی و توان بازگرداندن سریع خطوط تولید، تنها یک مزیت اقتصادی نیست، بلکه به مسالهای راهبردی برای جلوگیری از توقف زنجیره صنعت و تولید کشور تبدیل میشود.