به گزارش میمتالز، ماهنامه کارخانه؛ جمشیدجی تاتا، بنیانگذار عصر ویکتوریایی امپراتوری تجاری خانوادهاش، نه با منطق بازاریان همعصرِ خود، که با نگاهِ یک معمار ملی میاندیشید. در روزگاری که صنعت، امتیازی منحصراً اروپایی تلقی میشد، او چهار هدف بهظاهر متهورانه را در صدر برنامههای خود قرار داد: هتلی در تراز جهانی، نخستین کارخانه فولاد کشور، تأمین برق بمبئی با نیروی برقآبی، و تأسیس نهادی علمی که در قد و قامتِ رقبای غربیاش باشد. آن روزها، شکاکان او را به تمسخر گرفتند؛ اما زمانه ثابت کرد که تاتا، برخلاف منتقدانش، نه رؤیایی خام، بلکه نقشهای برای گذارِ هند از استعمار به مدرنیته در سر داشت؛ نقشهای که تکتک بندهای آن، سرانجام به واقعیت بدل شد.
امروز، اما مقیاس تغییر کرده است. گروه تاتا دیگر تنها یک شرکت صنعتی نیست؛ بلکه یکی از بزرگترین «کنگلومرا»های جهان است که از تولید نمک و خودرو تا ارائه خدمات نرمافزاری را در بر میگیرد. با این حال، همان روحیه رؤیاسازی که روزی موتور پیشرفت گروه بود، اکنون در شکلی تازه بازگشته؛ شکلی که بسیار هزینهبرتر از همیشه است. ورود به حوزههایی مانند هواپیمایی، سوپراپلیکیشنهای دیجیتال، گوشیهای هوشمند و نیمههادیها، تاتا را وارد مرحلهای کرده که در آن سرمایهگذاریها نه تنها بازدهی فوری ندارند، بلکه بهطور فزایندهای منابع مالی گروه را میبلعند؛ منابعی که پیشتر از کسبوکارهای پایدارتر تأمین میشد. اما مسئله تنها توسعه نیست؛ «نحوه تخصیص سرمایه» خود به کانون اصلی اختلاف در راهروهای قدرت تبدیل شده است.
نگرانیها درباره جهتگیری سرمایهگذاریها، شکافهایی را در سطح حاکمیت شرکتی تاتا تشدید کرده است. ۶۶ درصد از سهام «تاتا سانز» (Tata Sons) در اختیار «تاتا تراستس» (Tata Trusts) است؛ نهادی خیریه که طی دههها توسط خانواده تاتا شکل گرفته و منابع آن صرف حوزههایی، چون بهداشت، آموزش و توسعه فرهنگی میشود. این ساختار که در ظاهر ترکیبی از سرمایهداری و خیر عمومی است، در عمل به نقطهای از تنش تبدیل شده که تصمیمگیریهای راهبردی را پیچیده کرده است.
در ماه فوریه، «نوئل تاتا» از چهرههای سرشناس گروه، حمایت خود را از تمدید سومین دوره پنجساله مدیریت «ناتاراجان چاندراسکاران» بر تاتا سانز پس گرفت؛ تصمیمی که وزن سیاسی اختلافات را عیان کرد. این تنشها سرانجام به گفتوگوهای مستقیم انجامید. در آستانه نشست هیئتمدیره در ماه مه، طرفین برای کاهش اصطکاک دیدار کردند؛ جلسهای که در آن عملکرد واحدهای زیانده جدید به چالش کشیده شد. محور اصلی پرسش اینجاست: آیا تاتا باید همچنان بر توسعهطلبی حداکثری پافشاری کند یا به بازتعریف مرزهای سرمایهگذاری تن دهد؟
دستورکار نشست ۱۲ ژوئن، همزمان ساده و بنیادین بود، اما هیچکدام به نتیجه نرسید: آینده پروژههای جدید، بلاتکلیفی در مورد خصوصی ماندن یا بورسی شدن شرکت، سازوکار خروج سهامداران اقلیت و در نهایت، برنامه جانشینی برای آقای چاندراسکاران. این نشست بیش از آنکه گرهگشا باشد، نشان داد اجماع بر سر مسیر آینده گروه هنوز شکل نگرفته است.
در این میان، نقش «خانواده میستری» بهعنوان سهامدار اقلیت کلیدی است. این خاندان که ریشه در جامعه پارسی هند دارد، از طریق گروه زیرساختی «شاپورجی پالونجی» حدود ۱۸ درصد از سهام تاتا سانز را در اختیار دارد. با افزایش فشار بدهیها بر گروه SP، تمایل آنها برای نقد کردن این سهم افزایش یافته؛ مسئلهای که یکی از حساسترین معادلات مالکیتی در قلب امپراتوری تاتا را فعال کرده است.

چهار سال پیش، نشریه اکونومیست تصمیم تاتا برای بازگشت تمرکز به اقتصاد هند—بهجای تداوم سرمایهگذاری در داراییهای خارجی نظیر جگوار لندروور—را «بزرگترین شرطبندی جهان روی هند» نامید. اما این شرطبندی هنوز به نقطه تسویه نرسیده است. تحلیلها نشان میدهد «بازده سرمایه بهکارگرفتهشده» (ROCE) در تاتا سانز طی سه سال گذشته تقریباً درجا زده؛ نشانهای از اینکه موج سرمایهگذاریهای تازه هنوز نتوانسته به بهرهوری معناداری منجر شود. اگرچه در کسبوکارهای بورسی گروه، بازده سرمایه به ۲۵.۱ درصد رسیده است (نسبت به ۱۷.۹ درصد در ۲۰۱۹)، اما این سودآوری همچنان وامدار شرکت TCS است. در سال مالی ۲۰۲۵، سود تقسیمی TCS بهتنهایی بیش از ۸۰ درصد درآمد شرکت مادر را تأمین کرد؛ وابستگی شدیدی که نشان میدهد توازن درونی گروه به یک ستون اصلی تکیه دارد.
در مقابل، کسبوکارهای غیربورسی عملکرد ناامیدکنندهای داشتهاند. «ایر ایندیا» پس از خصوصیسازی در ۲۰۲۲، همچنان زیر بار زیانهای سنگین قرار دارد. اگرچه میراث سوءمدیریت دولتی بر این شرکت سنگینی میکند، اما مجموعهای از شوکهای بیرونی، از بسته شدن حریم هوایی پاکستان تا یک سانحه هوایی مرگبار و اختلال در بازار سوخت، وضعیت را بغرنجتر کرده است. همزمان، پروژه «تاتا دیجیتال» نیز که با سودای ساخت یک سوپراپلیکیشن آغاز شده بود، در برابر واقعیتهای سخت بازار به فاز کوچکسازی تن داده است.
نور امید در میان ریسکهاتنها نقطه روشن این تصویر پرهزینه، «تاتا الکترونیکس» است؛ واحدی که در همکاری با فاکسکون به تولید آیفون مشغول شده و به سوددهی اولیه رسیده است. با این حال، تثبیت جایگاه در زنجیره تأمین تراشهها و گوشیها، مستلزم سرمایهگذاریهای سنگینتری است؛ مانند کارخانه ۱۱ میلیارد دلاری تراشهسازی در «دولرا» با مشارکت شرکت هلندی ASML. این پروژهها بیشتر به شرطبندیهای صنعتی بلندمدت شباهت دارند.
پروژه «آگراتاس» در حوزه باتری نیز با عطشی مشابه پیش میرود. اگرچه این توسعهها با حمایتهای دولتی هند و حتی بریتانیا (برای جگوار لندروور) همراه بوده، اما بازده سرمایه مجموع واحدهای غیربورسی به منفی ۵.۵ درصد رسیده که نشاندهنده شکاف عمیق میان مقیاس سرمایهگذاری و بازده واقعی است.
بدتر از همه اینکه وضعیت TCS که ستاره درخشان تاتا قلمداد میشود، کمثباتتر شده است. از پایان سال ۲۰۲۴، ارزش سهام این شرکت بیش از ۵۰ درصد افت کرده که ناشی از هراس سرمایهگذاران از تأثیر هوش مصنوعی مولد بر مدل برونسپاری سنتی خدمات IT است. با اینکه درآمد و سود عملیاتی (۱۲ درصد رشد) همچنان پایدار است، مدیریت تاتا سانز با یک معمای چندوجهی روبهروست: ساماندهی به زیانهای ایر ایندیا، پیشبرد صنایع هایتک و یافتن راهبردی برای تطبیق بزرگترین بازوی فناوریاش با موج هوش مصنوعی.
حالا آقای چاندراسکاران با مطالبات متضادی احاطه شده است: تأمین سود نقدی برای تاتا تراستس، مدیریت خروج خانواده میستری و همزمان تأمین مالی پروژههای پرهزینه. در این میان، فشار بانک مرکزی هند برای بورسی شدن تاتا سانز نیز بر پیچیدگیها افزوده است. در حالی که شرکت بر خصوصی ماندن تأکید دارد، عرضه عمومی میتواند هم مسیر تأمین مالی را هموار کند و هم راه خروجی برای گروه شاپورجی پالونجی بگشاید.
در نهایت، روایت تاتا بار دیگر به نقطه آغاز بازمیگردد. جمشیدجی تاتا در سال ۱۹۰۴ درگذشت، در حالی که تنها یکی از رؤیاهایش- هتل- بهطور کامل محقق شده بود. نیروگاه برقآبی سالها بعد به بهرهبرداری رسید. تفاوت اینجاست که امروز، مدیران مدرن تاتا در جهانی تصمیم میگیرند که در آن، زمان دیگر به اندازه گذشته انعطافپذیر نیست.
منبع: اکونومیست
پنجاه و دو دقیقه پیش
پنجاه و دو دقیقه پیش