تاریخ: ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ ، ساعت ۱۰:۱۰
کد خبر: ۷۰۶۴
می متالز - قبل از پرداختن به ادامه مطلب در این قسمت به دلیل نقد ارزشمند دوست بسیار گرامی جناب آقای مرامی بر روی قسمت اول این سری یادداشتها در گروه نشریه چیلان، و تاثیر مثبتی که نقدشان بر چگونگی ادامه کار برایم ایجاد کرد، لازم دانستم تا چند نکته را در این نوشتار بیان کنم و سپس در شماره بعدی ادامه مطلب.

واکاوی بازار قراضه و الزامات جدید آن (۲)

نکات برجسته نقد ایشان عبارتند از؛
- بررسی تحولات یک بخش صنعتی لازمه اش در نظر گرفتن ریخت شناسی آن است که منتج از معرفت شناسی جامعه است.
- دلایل کاهش بهره وری و ناکارآمدی لایه هایی از بخش صنعت را گروهی بواسطه سنتی بودن و گروهی دیگر بواسطه جهش از سنت به پسامدرن می دانند.
- مناسبات در حال تغییر (به استناد نوشته من) و کیفیت قراضه چگونه کیفی تر شده و راهکارهای بهبود آنها در چیست؟
جناب مرامی عزیز ورود من در ادامه این سری یادداشت ها به نقد جنابعالی به معنای قبول پیشنهاد شما است که به چند نکته زیر در همین راستا در پاسخ به جنابعالی اشاره می کنم:
۱- نقد هر نظر و ایده ای قطعا به باروری آن کمک خواهد کرد خصوصا اینکه نقد کننده چه کسی باشد. نقد نوشتار من توسط شما که خودتان یک نویسنده و تحلیلگر زبده بازار فولاد هستید نشان می‌دهد هم متن ارزش نقد شوندگی را داشته و هم در این تعامل خواسته اید تا بارورتر شود.
۲- قصد و هدفم از شروع نوشتن این سری یادداشت ها یک واکاوی بازار قراضه و طبعا و ناگزیر بازار فولاد از یک نگاه فرآیندی و روایتی بوده است. سعی بسیار خواهم کرد که با وسع اندکی که دارم واقع گرایی را بر تمایلات خودم ترجیح دهم. از ورود به بحث های حاشیه ساز دوری کنم و یک نمایی از وقایع حاضر بازار و سمت و سوی آینده آن ارائه کنم.
۳- حتما این چنین است که تمامی پدیده ها از جمله اقتصاد و بازار نیز دارای ویژگی های مختلفی هستند که از یک تبار معرفتی نشات می گیرد و دارای ریخت قابل بررسی و اندازه گیری می شود. قطعا شناخت همین عوامل قابل شناسایی و اندازه گیری است که قدرت تحلیل و پیش بینی را در خصوص پدیدار شناسی افزایش می دهد. من هم البته در حد بضاعتم سعی خواهم کرد به طور مختصر به آن بپردازم. البته با حضور دوستانی نظیر شما نه می توان ساده با موضوعات برخورد کرد و نه می توان ذائقه کل مخاطبان را نادیده گرفت.  
۴- تمامی پدیده ها در سیر تحولاتشان تغییرات خواهند داشت که نگاه به آنها لزوما با لحاظ شرایط و مختصات زمانی آن بایستی مورد تاویل و تفسیر قرار گیرند. ریخت شناسی و تبار شناسی بازار فولاد و قراضه و همچنین کلیت بازار و اقتصاد ایران نیز خصوصا زمانی که به ناگزیر نامی از فرد یا نهادی و نوع نگرشی به دلیل بررسی ریشه معرفتی آن آورده می شود این ضرورت به طور جدی بایستی مورد توجه قرار گیرد. امیدوارم که با کمک و نقد و حمایت شما از پس این کار برآیم. سعی بسیار خواهم کرد که تا حد امکان از ورود به مباحث صرفا نظری که می تواند چالش برانگیز باشد و به حاشیه برویم خودداری کنم و در صورت ضرورت به اختصار به آن بپردازیم. 
۵- چنانچه مدرنیسم را با یک تعبیر ساده و عام مقوله ای اثباتی و عقلانیت گرا، تکنوکراتیک با باور به پیشرفت خطی و برنامه ریزی عقلانی از نظام های آرمانی اجتماعی و استاندارد سازی دانش و تولید بدانیم آنگاه پسامدرنیسم بیانگر نوعی واکنش و گسست از آن است. اما از آنجا که خود مدرنیسم نیز یک تعبیر فرآیندی است و نقطه آغاز و پایانی پیش نوشته ندارد اجازه دهید تا با توجه به اشاره شما به موضوع، با بحث های دو و چند سویه و تعامل با یکدیگر پاسخی برایش بیابیم که سنتی، مدرن یا پسامدرن کدامیک بیشتر می تواند شرایط بازار و اقتصاد ما را نمایندگی کند.
۶- مناسبات و تحولات بازار قراضه را با توجه به عوامل چهار گانه ذکر شده که عواملی هستند که در خارج از ذهن من واقعیت دارند و صرفا توسط من روایت شده اند از آن سبب که باعث کاهش سطح انحصار در بازار شده و بدلیل امکانپذیر شدن تحلیل ریاضی از مولفه های اقتصادی این بازار که نتیجه ای از فاصله گرفتن بازار از انحصار و رقابتی تر شدن آنست و نیز تکنولوژیک تر شدن عملیات فرآوری با نتایج باندازه کافی قابل دفاع در قیاس با دهه پیش کیفی تر شده است.
اما این نکته را باید اشاره کرد که برداشت من از کیفی تر شدن و اشاره به بار منفی ارزشی نسبت به انحصار و بالتبع دفاع از بازار رقابتی و استفاده از تکنولوژی برتر در صنعت قطعا به ریشه های معرفتی بنده ارتباط دارد از جمله این اعتقاداتم نگاه فرآیندی و نسبی است حال با چنین نگاهی سیر تطور این بازار را فعلا و موقتا مثبت ارزیابی می کنم تا با به بوته نقد کشیدن شدن این نظرات به نتیجه نهایی و راهکارهای بهبود آن در ادامه این سلسله یادداشت ها برسیم.
از حوصله تان سپاسگزارم. 

نویسنده مقاله: سید تقی مرتضویان

عناوین برگزیده