تاریخ: ۲۷ تير ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۳:۴۱
بازدید: ۳۲
کد خبر: ۴۰۰۶۶۱
سرویس خبر : معادن و مواد معدنی
«محمد آقاجانلو» رییس هیات مدیره «ومعادن» طی یادداشتی نوشت:

از ذخیره‌محوری معدن تا ارزش‌آفرینی

از ذخیره‌محوری معدن تا ارزش‌آفرینی
‌می‌متالز - بخش معدن ایران طی دو دهه گذشته شاهد اجرای ده‌ها طرح توسعه‌ای بوده است؛ طرح‌هایی که برخی از آنها به موتور محرک توسعه صنعتی و اقتصادی مناطق مختلف کشور تبدیل شده‌اند و برخی دیگر، با وجود برخورداری از ذخایر ارزشمند، نتوانسته‌اند به همان میزان اثرگذار باشند. تجربه این سال‌ها نشان می‌دهد که موفقیت یک طرح معدنی صرفاً به کیفیت ذخیره یا ظرفیت تولید وابسته نیست، بلکه به مجموعه‌ای از عوامل مانند توسعه زیرساخت‌ها، دسترسی به بازار، ثبات مدیریتی، هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و شکل‌گیری زنجیره ارزش بستگی دارد.

به گزارش می‌متالز، تجربه نشان داده است که صرف کشف یک معدن، توسعه ایجاد نمی‌کند. اگر یک معدن بزرگ مس یا سنگ‌ آهن اکتشاف شود، اما برق، آب، جاده، خط ریلی یا کارخانه فرآوری در کنار آن ایجاد نشود، بخش قابل توجهی از ظرفیت اقتصادی آن از بین می‌رود. در مقابل، مجموعه‌هایی مانند گل‌گهر و چادرملو زمانی به قطب‌های صنعتی کشور تبدیل شدند که توسعه معدن هم‌زمان با توسعه زیرساخت‌ها و وجود مصرف کنندگان بالفعل پایین‌دستی پیش رفت. همچنین دسترسی به بازار‌های داخلی و صادراتی، ثبات نسبی مدیریت و هماهنگی میان دولت، بخش خصوصی و سایر ذی‌نفعان، نقش مهمی در موفقیت این طرح‌ها داشته است. در این میان، یک پرسش اساسی مطرح است؛ آیا توسعه معدنی کشور بر اساس یک نقشه راه بلندمدت پیش رفته یا بیشتر تابع فرصت‌ها و تصمیم‌های مقطعی بوده است؟ پاسخ به این سؤال، مسیر آینده بخش معدن را نیز روشن خواهد کرد.

واقعیت آن است که طی سال‌های اخیر، همسو با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، بخش معدن رشد قابل توجهی را تجربه کرده و در قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز رشد ۱۳ درصدی برای این بخش هدف‌گذاری شده است. این نشان می‌دهد که چارچوبی برای توسعه وجود دارد، اما برای تحقق کامل آن، به ثبات بیشتر قوانین، پیش‌بینی‌پذیری محیط کسب‌وکار و افق‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت نیاز داریم. تجربه نشان داده است هر زمان این شرایط فراهم شده، بخش خصوصی با اطمینان بیشتری سرمایه‌گذاری کرده است.

موفقیت یک طرح معدنی را نیز نباید تنها با میزان افزایش تولید سنجید. معیار‌هایی مانند تکمیل زنجیره ارزش، اشتغال، ارزآوری، توسعه منطقه‌ای، بهره‌وری و تاب‌آوری در برابر بحران‌های اقتصادی و سیاسی، تصویر دقیق‌تری از میزان موفقیت ارائه می‌کنند.

اگر بخواهم میان این شاخص‌ها اولویت‌بندی کنم، تکمیل زنجیره ارزش را مهم‌ترین عامل توسعه پایدار می‌دانم. برای مثال، صادرات مواد اولیه، ارزش افزوده بسیار کمتری نسبت به تولید محصولات پایانی زنجیره ارزش ایجاد می‌کند. هرچه مراحل بیشتری از فرآوری در داخل کشور انجام شود، اشتغال، درآمد، فناوری و ارزآوری بیشتری نیز در اقتصاد ملی باقی خواهد ماند. البته تکمیل زنجیره ارزش به این معنا نیست که همه حلقه‌های تولید زیر سقف یک کارخانه یا یک شرکت قرار گیرند؛ این هدف می‌تواند از طریق قرارداد‌های بلندمدت، ادغام‌های عمودی و افقی و همکاری میان بنگاه‌های مختلف نیز محقق شود. در کنار آن، توسعه مناطق کمتر برخوردار نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری از معادن بزرگ کشور در استان‌هایی قرار دارند که ظرفیت بالایی برای ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی دارند. اگر توسعه معدن با آموزش نیروی انسانی، توسعه خدمات، صنایع جانبی و زیرساخت‌های محلی همراه باشد، منافع آن تنها به یک واحد صنعتی محدود نخواهد شد، بلکه کل منطقه از آن بهره‌مند می‌شود.

البته سیاست‌گذار همواره با انتخاب‌های دشواری روبه‌روست. برای نمونه، یک کارخانه کاملاً هوشمند ممکن است با نیمی از نیروی انسانی یک کارخانه قدیمی، همان میزان تولید یا حتی بیشتر را محقق کند. این فناوری بهره‌وری و رقابت‌پذیری را افزایش می‌دهد، اما الزاماً به ایجاد اشتغال مستقیم بیشتر منجر نمی‌شود. هنر سیاست‌گذاری آن است که میان افزایش بهره‌وری، رقابت پذیری، اشتغال و توسعه منطقه‌ای تعادل برقرار کند.

ایران از معدود کشور‌هایی است که به طور هم‌زمان از ذخایر غنی معدنی و منابع قابل توجه انرژی برخوردار است. بسیاری از کشور‌های معدنی مانند شیلی و پرو، ذخایر ارزشمند مس دارند، اما هزینه انرژی در آنها بالاست. ایران می‌تواند با اتکا به منابع انرژی خود، هزینه تولید را کاهش داده و مزیت رقابتی ایجاد کند. با این حال، این مزیت دائمی نیست. جهان به سمت صنعت سبز، کاهش انتشار کربن و استفاده از فناوری‌های پیشرفته حرکت می‌کند و در آینده، کشور‌هایی موفق‌تر خواهند بود که علاوه بر انرژی، از فناوری، نوآوری و بهره‌وری بالاتر نیز برخوردار باشند.

در همین راستا، تحولات اخیر منطقه نیز می‌تواند فرصت تازه‌ای برای اقتصاد ایران ایجاد کند. اگر فضای باثبات‌تری در منطقه شکل گیرد، امکان جذب سرمایه، انتقال فناوری و حضور فعال‌تر در زنجیره‌های تأمین جهانی مواد معدنی، به‌ویژه در حوزه فلزات پایه و عناصر راهبردی، بیش از گذشته فراهم خواهد شد.

اگرچه اکتشاف، سرمایه‌گذاری، فناوری و انرژی، هر یک از ارکان اصلی توسعه معدن هستند، اما به باور من، مهم‌ترین مساله ایجاد ثبات در سیاست‌گذاری و قوانین است. سرمایه‌گذاری در اکتشاف، در واقع سرمایه‌گذاری برای آینده کشور است. هرچه بروکراسی ساده‌تر و مشارکت بخش خصوصی بیشتر شود، امکان کشف ذخایر جدید و جذب فناوری نیز افزایش خواهد یافت. تغییر نگاه از درآمدزایی کوتاه‌مدت به توسعه بلندمدت، زمینه را برای اکتشافات عمیق‌تر، جذب سرمایه و انتقال فناوری فراهم می‌کند. در چنین شرایطی، معدن می‌تواند به یکی از پیشران‌های اصلی رشد اقتصاد ایران تبدیل شود. بازار جهانی مواد معدنی به سرعت در حال تغییر است. امروز تقاضا برای فلزات مورد نیاز خودرو‌های برقی، باتری‌ها، انرژی‌های تجدیدپذیر و صنایع پیشرفته رو به افزایش است. اگر از امروز برای حضور در این بازار‌ها برنامه‌ریزی نکنیم، سرمایه‌گذاری و زنجیره‌های تأمین جهانی به سمت کشور‌های دیگر خواهد رفت و ورود به این بازار‌ها بسیار دشوار خواهد شد. آینده معدن ایران بیش از آنکه به میزان ذخایر زیرزمین وابسته باشد، به کیفیت تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز در حوزه سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری و فناوری اتخاذ می‌کنیم.

منبع: فلزات آنلاین

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده