میمتالز - «ایرج فاضلبخششی» مشاور مدیریت پروژه در صنایع معدنی، بررسی پروژههای بزرگ معدنی، فولادی، نفت و گاز و زیرساختی جهان نشان میدهد که علت اصلی این چالشها معمولاً نبود سیستم کنترل پروژه نیست، بلکه نبود یک نظام حاکمیت و مدیریت یکپارچه پروژهها در سطح کارفرما است.
در بسیاری از سازمانها، هر پروژه دارای پیمانکار، مشاور و سیستم کنترل پروژه مستقل است، اما هیچ نهاد متمرکزی مسوول تحقق اهداف کلان سرمایهگذاری، مدیریت ارتباطات بین پروژهها، مدیریت ریسکهای مشترک، تخصیص منابع، مدیریت تغییرات و تضمین تحقق منافع اقتصادی کل مجموعه نیست.
این موضوع در شرکتهای تولیدی و معدنی که دارای پروژههای متعدد هستند از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا پروژهها از نظر مقیاس، فناوری، محل اجرا، نوع محصول، سرمایهگذاری و زمانبندی دارای تنوع زیادی هستند و گاهی موفقیت هر پروژه به عملکرد سایر پروژهها و سوددهی شرکت به عملکردهای محموعه وابسته است.
در چنین شرایطی ممکن است تمامی پروژهها از دید پیمانکاران و مشاوران موفق تلقی شوند، اما از دید سهامداران و هیات مدیره، اهداف اقتصادی و استراتژیک مورد انتظار محقق نشود.
در مطالعاتی که انجام شده است موارد زیر به عنوان مهمترین عوامل در ایجاد چالش در مدیریت پروژهها در ساختار کارفرمایی شناخته شدهاند:
شرکتهای بزرگ جهان طی دو دهه گذشته به تدریج از تمرکز صرف بر کنترل پروژه به سمت مدیریت سبد پروژهها و حاکمیت پروژه حرکت کردهاند و راهکار پیشنهادی آنها Enterprise PMO و استقرار چارچوب Enterprise Project Governance در سطح مدیرعامل و هیات مدیره و یا معاونتهای طرح و برنامه است.
وظایف اصلی این ساختار عبارتند از:
در PMO سنتی تنها به زمان، هزینه، پیشرفت تمرکز دارد. در حالی که ساختارجدید به مواردی همچون مدیریت سبد پروژهها، اولویتبندی پروژهها، تخصیص منابع و دیگر موارد کلان مدیریتی که خارج از پروژه توجه دارد که بر اجرای موفقیتآمیز سبد پروژهها و برنامه استراتژی بلندمدت و کوتاهمدت شرکت تاثیرگذار هستند.