تاریخ: ۰۹ تير ۱۴۰۵ ، ساعت ۰۸:۲۵
بازدید: ۶۴
کد خبر: ۳۹۹۰۳۵
سرویس خبر : پیمانکاران

ضرورت استقرار نظام حاکمیت و مدیریت یکپارچه پروژه‌ها در شرکت‌های صنعتی و معدنی

ضرورت استقرار نظام حاکمیت و مدیریت یکپارچه پروژه‌ها در شرکت‌های صنعتی و معدنی
‌می‌متالز - بسیاری از شرکت‌های صنعتی و معدنی بزرگ دارای ساختار‌های متعارف مدیریت پروژه شامل PMO، واحد کنترل پروژه، مشاوران مهندسی، مشاوران مدیریت طرح و پیمانکاران EPC/EPCM هستند. با وجود این ساختارها، بخش قابل‌توجهی از پروژه‌ها هم‌چنان با تأخیر، افزایش هزینه، تغییرات گسترده، ناهماهنگی بین پیمانکاران و عدم تحقق اهداف اقتصادی مواجه می‌شوند.

‌می‌متالز - «ایرج فاضل‌بخششی» مشاور مدیریت پروژه در صنایع معدنی، بررسی پروژه‌های بزرگ معدنی، فولادی، نفت و گاز و زیرساختی جهان نشان می‌دهد که علت اصلی این چالش‌ها معمولاً نبود سیستم کنترل پروژه نیست، بلکه نبود یک نظام حاکمیت و مدیریت یکپارچه پروژه‌ها در سطح کارفرما است.

در بسیاری از سازمان‌ها، هر پروژه دارای پیمانکار، مشاور و سیستم کنترل پروژه مستقل است، اما هیچ نهاد متمرکزی مسوول تحقق اهداف کلان سرمایه‌گذاری، مدیریت ارتباطات بین پروژه‌ها، مدیریت ریسک‌های مشترک، تخصیص منابع، مدیریت تغییرات و تضمین تحقق منافع اقتصادی کل مجموعه نیست.

این موضوع در شرکت‌های تولیدی و معدنی که دارای پروژه‌های متعدد هستند از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا پروژه‌ها از نظر مقیاس، فناوری، محل اجرا، نوع محصول، سرمایه‌گذاری و زمان‌بندی دارای تنوع زیادی هستند و گاهی موفقیت هر پروژه به عملکرد سایر پروژه‌ها و سوددهی شرکت به عملکردهای محموعه وابسته است.

در چنین شرایطی ممکن است تمامی پروژه‌ها از دید پیمانکاران و مشاوران موفق تلقی شوند، اما از دید سهامداران و هیات‌ مدیره، اهداف اقتصادی و استراتژیک مورد انتظار محقق نشود.

در مطالعاتی که انجام شده است موارد زیر به عنوان مهم‌ترین عوامل در ایجاد چالش در مدیریت پروژه‌ها در ساختار کارفرمایی شناخته شده‌اند:

  • عدم اولویت‌بندی مناسب سبد پروژه‌ها؛
  • نبود برنامه یکپارچه که نشان‌دهنده ارتباط پروژه‌ها و وظایف تولیدی سازمان باشد؛
  • ضعف مدیریت ارتباط بین پروژه‌ها؛
  • نبود ارزیابی درست مستقل از عملکرد پروژه‌ها؛
  • ضعف مدیریت ادعا در پروژه‌ها؛
  • نبود کمیته‌های تصمیم‌گیری سریع؛
  • عدم پایش تحقق منافع اقتصادی پروژه‌ها پس از تصویب.

شرکت‌های بزرگ جهان طی دو دهه گذشته به تدریج از تمرکز صرف بر کنترل پروژه به سمت مدیریت سبد پروژه‌ها و حاکمیت پروژه حرکت کرده‌اند و راهکار پیشنهادی آنها Enterprise PMO و استقرار چارچوب Enterprise Project Governance در سطح مدیرعامل و هیات‌ مدیره و یا معاونت‌های طرح و برنامه است.

وظایف اصلی این ساختار عبارتند از:

  • مدیریت سبد سرمایه‌گذاری پروژه‌ها؛
  • اولویت‌بندی پروژه‌ها؛
  • کنترل تحقق اهداف اقتصادی پروژه‌ها؛
  • مدیریت ریسک‌های کلان؛
  • مدیریت ارتباطات بین پروژه‌ها (Interface Management)؛
  • مدیریت تغییرات؛
  • مدیریت ادعا‌ها و اختلافات قراردادی؛
  • انجام بازبینی‌های مستقل پروژه؛
  • استقرار Stage Gate Reviews؛
  • تهیه داشبورد تصمیم‌گیری برای هیات‌ مدیره.

در PMO سنتی تنها به زمان، هزینه، پیشرفت تمرکز دارد. در حالی که ساختارجدید به مواردی هم‌چون مدیریت سبد پروژه‌ها، اولویت‌بندی پروژه‌ها، تخصیص منابع و دیگر موارد کلان مدیریتی که خارج از پروژه توجه دارد که بر اجرای موفقیت‌آمیز سبد پروژه‌ها و برنامه استراتژی بلندمدت و کوتاه‌مدت شرکت تاثیرگذار هستند.

عناوین برگزیده